مفدا یاسوج؛ در دل کوهستانهای زاگرس، جایی که ابرها آغوش بلند خود را بر شهر یاسوج گستراندهاند، امروز زمزمهای طنینانداز شد؛ نه از جنس باد، بلکه از جنس غیرت و پیمان خونین فرزندان این آب و خاک.
جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، آن قهرمانان روپوش سفید، امروز به میدان آمدند تا با آهنگی رسا، حقانیت را فریاد بزنند. آنها در برابر جنایتهای بیشمار رژیم غاصب صهیونیستی و حامیان مستکبر غربیاش ایستادند تا بگویند «کافی است»؛ کافی است که کودکان بیگناه وطنمان، آماج گلولههای کینهتوز قرار گیرند؛ کافی است که آسمان آبی کشورمان با دود آتش جنگی که بر آن تحمیل شده است و حملات بیرحمانه به بیمارستانها، مراکز درمانی و دانشگاهی، تیره و تار شود.
آنها سر درب بیمارستانها و برخی مراکز درمانی را به شعارهای انقلابی مزین کردند تا ثابت کنند که میدان دفاع شان، محل خدمت شان می باشد و در مقابل هرگونه تعرض به این مراکز، با واکنش کوبنده ی آنان روبرو خواهند شد.
پزشکانِ فردا در خط مقدم مقاومت، با روپوشی به سفیدی دل کودکان بی گناه ایران و با قلبی به سرخی ایمان آمدند تا به دنیا بگویند روپوش سفید ما هرچند که پرچم صلح است؛ اما به گاهِ دفاع از وطن، سپر حمایت از این مرز و بوم خواهد بود و حمله به بیمارستانها، مراکز دانشگاهی و کشتار بی رحمانۀ کودکان مظلوممان، خط قرمز ماست و در هر کسوتی، جانفدای این خاک پاکیم.
دیدن آنان که با لباس خدمت، در صف مقاومت ایستاده بودند، نشانی بود از تعهد و غیرت ؛ آنچنان که اشک عزت را در چشمان هر آزادهای گرد میکرد. روپوشهای سفید آنان، امروز تنها نماد طبابت نبود؛ بلکه پرچم اقتدار، سند پیمان عشق به وطن و نماد صلابت در برابر تجاوز به حریم امن نظام سلامت بود.
این دانشجویان با حضور متعهدانه خود به جهانیان ثابت کردند که در هر کسوتی و با هر تخصصی، خادم ملت خود هستند و آمادهاند تا در راه پاسداری از خاک پاک ایران و جان هممیهنانشان، تا پای جان بایستند.
این تجمع، رگ حیات در کالبد امید بود؛ امیدی که توسط جوانان غیور دانشگاه علوم پزشکی یاسوج زنده شده است تا به دشمنان بگویند که هرچه زیرساختهای درمانی و دانشگاهی را هدف حملات شوم، ددمنشانه و عاری از انسانیت قرار دهید، امّا ارادهی فولادین این ملت را هرگز نمیشکنید.
آنها حامل این پیام بودند: ما قلبمان را در راه درمان رنج بشریت به کار می بندیم؛ اما در برابر جنایت دشمن، سینهی خود را سپر میکنیم. حمله به بیمارستان، حمله به وجدان بشریت است؛ و ما پاسداران این وجدانیم. ما در کسوت طبابت، خادم جان انسانیم؛ و در کسوت دفاع، جانفدای نام ایران؛ و هر جا که نام ایران باشد، پیمان ما با جان خود تجدید میشود؛ از اتاق عمل تا میدان نبرد. کودکان این سرزمین، پارۀ تن و قلب تپندهی ما هستند؛ و هر گونه آسیبی به آنها، جراحتی بر روح کادر درمان این مرز و بوم است؛ ما آمدهایم تا شفابخش تن ملت باشیم، اما در برابر دشمنِ جانِ ملتمان، التیام بخش روح مقاومت خواهیم بود.
آری! امروز بار دیگر، دانشجویان علوم پزشکی یاسوج با دیدگانی بینا با سوگند بوعلی سینا، پیمان بستند که تا لحظهی آخر در کنار مردم خود بمانند و از کیان این سرزمین دفاع کنند.











// انتهای خبر
// هایده قاسمی