بحرانها رایج تر از آنچه فکر می کنیم، هستند
بحران ها بخشی از زندگی هستند و اگرچه قرار نیست همیشگی باشند، باید آنها را بپذیریم تا بتوانیم خود را برای مقابله با آنها به طور مناسبی مجهز کنیم.
بحران در هر سن و مرحلهای وجود دارد
بحران های زندگی ممکن است در تمام مراحل زندگی مان از کودکی تا بزرگسالی وجود داشته باشند و هرکس نسبت به شرایط خود بحران را سخت و دردناک تجربه می کند. هر قدر افراد به بلوغ فکری بیشتری رسیده باشند بهتر می توانند بحران ها را پشت سر بگذارند.
فراموش نکنیم که زندگی رشد کردن است و گاه بحرانها رشد روانی و فکری ما را سرعت میبخشند
اگر بحرانها را به عنوان بخشی از زندگی بپذیریم ، میتوانیم با درست اندیشیدن، پایان خوبی برایشان رقم بزنیم.
پس از گذراندن هر بحران، دیدمان نسبت به دنیا عمیق تر شده و دیدن دنیا و مشکلاتش با نگاه واقع گرایانه و منطقی، ما را از هر چالشی موفق بیرون می آورد.
بحرانها عمیقترین ترسها و باورها را بروز میدهند
حوادث مهم، شخصیت و رازهای پنهان وجودمان را هویدا می کند. همیشه این احتمال وجود دارد که باورها و افکارمان در لحظات بحرانی زندگی دچار لغزش شوند. زمانی هم بحران ها ممکن است دقیقا چیزی را که از آن وحشت داریم، هدف بگیرند و این مسئله وضعیتمان را حاد تر کند. در این دوران با خود واقعی مان مواجه می شویم.
هرچه بحران سختتر باشد، به حمایت دیگران نیاز بیشتری احساس میشود
برای عبور از یک بحران، علاوه بر مهارت های زندگی به وجود دیگران و ارتباط سالم نیز نیاز است. بنابراین بهتر است با مشاوران و روانشناسان کارآمد مشورت کنیم
۳ مرحله برای رهایی از بحران
قبل از هر اقدامی بهتر است وضعیت را با صداقت تحلیل کنیم و به این سوالات پاسخ دهیم:
۱. اگر نتوانم مسئله را حل کنم، چه اتفاقی پیش می آید؟ با پاسخ دادن به این سوال می توانید به یک پیش بینی در مورد مشکل یا بحران ایجاد شده برسید و اثرات آن را در کوتاه مدت و بلند مدت بررسی کنید.
۲. با تصور بدترین اتفاقی که ممکن است رخ دهد، خود را از نظر ذهنی و روانی برای پذیرش آن آماده می کنیم. آرامش واقعی با پذیرش بدترین شرایط به وجود می آید.
۳. پس از پذیرش و تصور بدترین اتفاق ممکن، میتوانیم تلاش خود را برای بهبود شرایط پیش آمده انجام دهیم و به نتیجهای منطقی برسیم.