به گزارش مفدا مشهد بع نقل از ایسنا مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بررسی نشانههای رایج وابستگی شناختی به محتوای سریع، توصیههای عملی برای سواد رسانهای ارائه داد و گفت: راز موفقیت، تفاوت استفاده منفعل که الگوریتم تصمیم میگیرد چه ببینید و استفاده فعال که خود شما آگاهانه انتخاب میکنید چه ببینید، است؛ این روش نه تنها دانش واقعی میسازد، بلکه سلامت روان را تقویت میکند یا برعکس، آن را خسته و فرسوده میکند.
حمیده صمدی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه آیا اینستاگرام جای مطالعه و تفکر مستقل را میگیرد، اظهار کرد: اگر استفاده بیش از حد از نظر زمان اختصاص داده شده به اندازهای باشد که فرصت مطالعه از منابع دیگر فراهم نشود، اینستاگرام میتواند جایگزین مطالعه شود.
وی ضمن بیان اینکه از دید روانشناختی، عادتکردن مغز به محتوای سریع، کوتاه و پرتحریک اینستاگرامی چند تغییر قابل پیشبینی ایجاد میکند، ادامه داد: مغز ما در اصل «اقتصاد انرژی» است. وقتی مدام به محتوای ۱۰-۳۰ ثانیهای با پاداش فوری اعم از لایک، تصویر جذاب و شوک احساسی عادت میکند منجر به کاهش آستانه تحمل فعالیتهای طولانی مانند مطالعه و بعد از چند دقیقه، احساس بیقراری یا خستگی ذهنی میشود. نه به این دلیل که مغز «نمیتواند»، بلکه چون یاد گرفته است که لازم نیست.
اینستاگرام مستقیماً با دوپامین بازی میکند؛ پاداشهای کوچک ولی مکرر
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه سیستم پاداش مغز شرطی میشود، ادامه داد: اینستاگرام مستقیماً با دوپامین بازی میکند، پاداشهای کوچک ولی مکرر. کارهایی که پاداش دیرهنگام دارند مانند تفکر تحلیلی، نوشتن و حل مسئله کمتر جذاب میشوند.
وی با اشاره به اینکه تفکر انتقادی سطحیتر میشود، عنوان کرد: چراکه تفکر انتقادی به مکث، بررسی چند زاویه و تحمل ابهام نیاز دارد.
صمدی ضمن مقایسه محتوای سریع و تفکر انتقادی تصریح کرد: محتوای سریع سادهسازی افراطی میکند، همچنین دارای محتوای هیجانی (خشم، ترس، حسادت، تحسین فوری) است و فرصت پرسش سوال را کاهش میدهد. در نتیجه مغز به دیدم، حس گرفتم و رد شدم به جای دیدم، فکر کردم و سنجیدم، عادت میکند.
این روانشناس بالینی با بیان اینکه با در نظر گرفتن چند نکته همه این تغییرات برگشتپذیرند، خاطرنشان کرد: خبر خوب این است که به دلیل انعطاف پذیری مغز و نوروپلاستیسیتی که وجود دارد، حتی با چند تغییر کوچک مانند مصرف آگاهانه (نه حذف کامل)، تمرین تمرکزهای ۱۰–۲۰ دقیقهای، خواندن متنهای کمی چالشبرانگیز، تحملِ آگاهانهی «حوصلهسربر بودن» میتوان دوباره عمق تمرکز و قدرت تحلیل رو تقویت کرد، بنابراین این تغییرات بازگشتپذیرند.
پنج ستون اصلی سواد اینستاگرام/ الهام بگیرید نه اینکه تحقیر شوید
صمدی با اشاره به پنج ستون اصلی سواد اینستاگرام تشریح کرد: سواد الگوریتمی یعنی بدانید آنچه میبینید واقعیت جهان نیست بلکه خروجی بهینهسازی برای نگهداشتن شما است. محتوا لزوماً بهترین یا درستترین نیست؛ بیشتر واکنش برانگیز است. خشم، ترس، حسادت و شوک بیشتر دیده میشوند و سؤال کلیدی این است که اگر این پست آرام بود باز هم به من نشان داده میشد. سواد توجه یعنی توجه منبع محدود است. اسکرول یعنی خرج کردن توجه و تمرکز به معنای سرمایهگذاری توجه است.
وی با اشاره به سواد هیجانی افزود: این سواد یعنی محتوا اغلب روی مقایسه، خشم اخلاقی و حس عقبماندن (FOMO) سوار میشود و نشانه بلوغ این است که احساس را ببینید ولی با آن یکی نشوید و بپرسید این احساس از خودم بروز پیدا کرده است یا از طراحی محتوا.
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه سواد شناختی یعنی هر محتوایی دانش نیست، عنوان کرد: جملات قشنگ برابر حقیقت نیست و ریل آموزشی برابر یادگیری نیست.
صمدی سواد هویتی را با جمله اینستاگرام ویترین است نه زندگی، توضیح داد: در این فضا مردم بهترین نسخه خودشان را نمایش میدهند و مقایسه با ویترین تخریب هویت است و نشانه سواد این است که الهام بگیرید نه تحقیر شوید.
وی با اشاره به سه فیلتر طلایی در استفاده از شبکه های اجتماعی بیان کرد: باید به سه مورد توجه کرد، اول بررسی منبع که آیا موثق است یا ممکن است فوروارد شده از کانالها یا گروههای غیررسمی بدون سند علمی باشد، دوم اینکه با توجه به ماهیت یکطرفه شبکههای اجتماعی که امکان گفتگو و پرسش و پاسخ فراهم نیست، محتوای منتشر شده ممکن است تفاسیر مختلف را در بربگیرد و ظاهر آن با واقعیت متفاوت باشد. بنابراین نیاز به مکث و فکر عمیقتر است که آیا با شواهد علمی جنبههای دیگر یا حتی برعکس آن، ممکن است درست باشد.
صمدی با بیان اینکه در فیلترسوم باید به اینکه سادهسازی کجا خطرناک شده است توجه داشت، گفت: زیرا وقتی معنا، نیت یا پیام اصلی آسیب میبیند خطرناک میشود.
مدیر مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان مثالی در این زمینه تصریح کرد: برای مثال وقتی برای جذابتر شدن، علتها حذف میشوند و «در بعضی موارد» به «همیشه» تبدیل میشود. مخاطب فکر میکند قانون قطعی شنیده نه نکته نسبی، یا در موضوعات تخصصی مانند روانشناسی، پزشکی، حقوق و سرمایهگذاری سادهسازی تبدیل به اطلاعات غلط ولی قاطع میشود.