کانون قرآن و عترت دانشکده علوم پزشکی گراش به مناسبت هفته قرآن و عترت، مصاحبهای با شهلا بیژنی (کارمند بیمارستان امیرالمومنین علی (ع) گراش و حافظ کل قرآن کریم) انجام داده است که شرح آن را در زیر بخوانید :
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
شهلا بیژنی هستم. اهل شهرستان فسا استان فارس. در حال حاضر در مرکز آموزشی درمانی امیرالمومنین علی (ع) گراش، واحد مدارک پزشکی مشغول به کار هستم . از سال ۱۳۹۷ تا سال ۱۴۰۰ دوره حفظ کل قرآن کریم از موسسه بیت الاحزان حضرت زهرا سروستان را گذرانده ام و به توفیق الهی حافظ کل قرآن و حائز مقامهای زیر شده ام :
مقام اول در بیست جزء مسابقات بسیج، مقام سوم کشوری در مسابقات حفظ ده جزء بیتالاحزان، مقام دوم در بیست جزء مسابقات اوقاف شهرستان، مقام دوم در حفظ ده جزء مسابقات مجازی حفظ قرآن، مقام اول در ده جزء مسابقات بسیج، مقام دوم در ده جزء مسابقات اوقاف، نفر اول مسابقه حفظ سوره حجر در شهرستان، نفر اول مسابقه حفظ سوره واقعه در شهرستان و مقام اول در مسابقات بیست جزء ارگان بهزیستی.
آیا تجربهای از دوران کودکی یا نوجوانی دارید که نشان دهد چگونه اولین ارتباط شما با قرآن شکل گرفت و چه احساسی در آن زمان داشتید؟
از دوران کودکی وقتی صدای تلاوت قرآن از رادیو پخش میشد، خیلی برایم آرامشبخش بود. مادرم همیشه وقتی مشغول کار بود، قرآن گوش میداد و من هم همراهش تکرار میکردم. همان تکرارهای ساده باعث شد دلم با قرآن انس بگیرد و کمکم خودم دوست داشته باشم آیات را سریعتر یاد بگیرم. اولین بار که موفق شدم یک سوره کوتاه را کامل بخوانم، حس غرور و آرامش خاصی داشتم؛ انگار یک ارتباط قلبی واقعی با خدا پیدا کرده بودم. اوایل شاید فقط از روی تقلید به کلاس قرآن میرفتم، ولی وقتی مربیمان معانی آیات را برایمان توضیح میداد، تازه فهمیدم قرآن فقط یک متن ساده نیست، بلکه پیام زندگی است؛ آن لحظه احساس کردم دارم با کلام خدا روبهرو میشوم، نه فقط با واژهها. از همانجا بود که تصمیم گرفتم حفظ قرآن را جدی بگیرم.
آیا میتوانید یک موقعیت خاص را شرح دهید که در آن حفظ قرآن به شما کمک کرده باشد تا در یک بحران اخلاقی یا تصمیمگیری دشوار، مسیر درست را انتخاب کنید؟
بله؛ یک بار در یک موقعیت خیلی سخت قرار گرفته بودم. باید بین حرف دلم و کاری که درست بود یکی را انتخاب میکردم. همون لحظه از ته قلبم توکل کردم و چند ثانیه بعد این آیه از ذهنم گذشت: «یا ایها الذین آمنوا استعینو بالصبر والصلاة ان الله مع الصابرین» (سوره بقره، آیه ۱۵۳). همان آیه دلم را قرص کرد و باعث شد آرام تصمیم درست را بگیرم. همیشه حس میکنم قرآن مثل یک دوست خوب کنارم است و راه را به من نشان میدهد.
آیا در طول سالها تغییر خاصی در احساسات و عواطف شما نسبت به قرآن مشاهده کردهاید؟ اگر بله، این تغییر چگونه بوده و چه عواملی در آن تأثیرگذار بودهاند؟
بله؛ وقتی بچه بودم قرآن برایم یک صدای قشنگ بود که آرامم میکرد. ولی حالا که بزرگتر شدهام، بیشتر حسش میکنم. قرآن مثل یک دوست خوب است که همیشه کنارم است و در سختیها راه را نشانم میدهد. تلاوت بیشتر و یادگیری مفهوم آیات و نصیحتهای مربی و خانواده باعث شد این حس در دلم قویتر شود.
چه درسی از قرآن آموختهاید که در مواجهه با چالشهای زندگی به شما کمک کرده و آن را به عنوان یک راهنمای معنوی در نظر میگیرید؟
یک نکته مهم که از قرآن آموختم این است که صبر و اعتماد به خدا همیشه کمک میکند که راه درست را پیدا کنم. هر وقت مشکلی پیش میآید، یک آیه مرتبط با موضوع در ذهنم تداعی میشود و آرامش خاصی در دلم ایجاد میشود. برای من قرآن مثل یک راهنمای مهربان است که هر لحظه کنارم است.
به عنوان یک حافظ قرآن، اگر بخواهید یک جمله یا عبارت را به عنوان پیام اصلی خود برای نسل جوان به اشتراک بگذارید، آن چه خواهد بود و چرا؟
به عنوان پیام اصلی خدمت نسل جوان عرض میکنم که: «قرآن را فقط حفظ نکنید؛ با آن زندگی کنید»؛ زیرا وقتی قرآن کنار شماست، آرامش میدهد، راه درست را نشان میدهد و در فراز و نشیب زندگی، یک دوست واقعی میشود.
در پایان از فرصت استفاده میکنم و از زحمات دلسوزانه مربیان حفظم، خانمها فاطمه تمدن و فاطمه شفیعی از سروستان و همچنین کادر خوب بیمارستان امیرالمومنین (ع) گراش نهایت سپاس را دارم. همواره در پناه قرآن، سعادتمند باشید.