ادبیاتِ هر گروهی بیش
به همان نسبتش تمدن پیش
ملتی کز ادب نصیبش کم
کمنصیب است از تمدن هم
«پیرم و گاهی دلم یادِ جوانی میکند...»
این زمزمهی جاودانه، از زبان محمدحسین بهجت تبریزی ـ شهریار برآمده است؛ شاعری که در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در تبریز دیده به جهان گشود. روزگاری در دانشکدهی پزشکی تهران پای در مسیر طبابت نهاد، اما تقدیر، او را از مسیر طب و درمان، به آستان شعر و ادب کشاند؛ و چنین شد که نامش، در کنار بلندآوازگان ادب فارسی جاودانه شد. شهریار با غزلهای سوزناک و مثنویِ ماندگار «حیدربابایه سلام»، پلی میان سنت و تجدد، و میان زبان دلها و زبان فرهنگها ساخت.
زبان فارسی، این گوهر جاوید، نه تنها میراث ایران، که سرمایهای جهانی است؛ زبانی که بزرگان اندیشه و هنر در فراسوی مرزها نیز بدان اعتراف کردهاند. گوته، شاعر بزرگ آلمانی، با الهام از حافظ نوشت:
"شعر فارسی، جهانی از شور و زیبایی است که انسان را از مرزهای زمان و مکان عبور میدهد."
و ادوارد براون، خاورشناس انگلیسی، گفت:
"اگر تنها حق انتخاب یک زبان برای خواندن شعر داشتم، بیدرنگ فارسی را برمیگزیدم."
۲۷ شهریور، تنها روز بزرگداشت استاد شهریار نیست؛ بلکه روز پاسداشت تمام میراث سترگ سخنسرایانی است که ستونهای ادب فارسی را برافراشتند: فردوسی و نظامی، خاقانی و حافظ، سعدی و صائب و بسیاری دیگر.
و چه زیباست که این شاعر بلندآوازه، در واپسین سالهای عمر خویش و در حضور رهبر انقلاب، با صدای جانسوز خویش شعری را زمزمه کرد که خود «کشتی نجات» نامید؛ شعری که بیانگر ایمان، امید و عشق او به حقیقت بود:
سحرم دولت دیدار به بالین آمد
گل و شمعم به مزار دل خونین آمد
گفت پاشو که مسیحات به بالین آمد
ناخدا نوح نبی بود که کشتی نجات
راه طوفان زد و با بار دل و دین آمد
قاصد کوی خدا را چه بنامیم ای دوست
چه به از آنکه به سر سوره یاسین آمد
یارب این شاخه گل از شش جهتش دار نگاه
این دعا کردم و از شش جهت آمین آمد...
این روز، یادآور رسالتی است که بر دوش ما نهاده شده: پاسداشت زبان و ادبیات فارسی، یعنی پاسداشت هویت، فرهنگ و ریشههای تاریخیمان.
روز شعر و ادب فارسی، بر همهی دوستداران سخن و شیفتگان کلام روحبخش پارسی خجسته باد.