قسم به آب
قسم به نان
و قسم به کودکی که از گرسنگی خاک خورد...
که دنیا اگر یک لحظه چشم باز میکرد ، درد را صدای شکم گرسنه ای که دیگر حتی توان نالیدن ندارد تعبیر میکرد.
در کوچه های خاموش و به خاک نشسته ی غزه ،کودکان خواب نان میبینند و مادران از گرسنگی فرزندشان با طعم اشک بیدار میشوند.
هیچ صدایی شنیده نمیشود ،نه صدای آژیر و نه صدای بمب ،تنها صدای سکوت سفره ای که چیزی برای باز شدن ندارد شنیده میشود.
زمین گواه است ، آسمان گواه است .. اینجا فرشتگاه کوچک یکی یکی پرپر میشوند و دنیا فقط نظاره گر است .
و شاید این دنیا بی رحم تر از آن است که صدای زجه یک کودک گرسنه را بفهمد...
غزه همان کربلای کوچیکست که انسانها تا هزاران سال دیگر به خاطرش عدالت و دنیای اکنون را محکوم خواهند کرد و برای بی پناهی، خستگی و گرسنگی آنها خواهند گریست.