روز نهم محرم، تاسوعا، روزی بود که دشت کربلا در سکوتی وهمانگیز فرو رفته بود. سپاه دشمن حلقه محاصره را تنگتر کرده بود و عطش، خیمههای حسین (ع) را فرا گرفته بود. صدای ناله کودکان تشنه و زمزمههای آرام زینب (س) در دل شب میپیچید. همه چشمها به مشک عباس (ع) دوخته شده بود؛ همان دستانی که امید خیمهها بودند.
️ در این روز، شمر بن ذیالجوشن با اماننامهای برای حضرت عباس (ع) و برادران مادریاش آمد. گمان میکرد دل علمدار کربلا را با وعده دنیوی میتواند بلرزاند، اما عباس (ع) با صدای پر از غیرت و وفاداریاش پاسخ داد:
«خدا لعنتت کند و لعنت بر اماننامهات؛ امان برای من باشد و برای حسین نباشد؟!»
️آن روز، دشمنان آماده جنگ شدند اما امام حسین (ع) از آنان یک شب مهلت خواست؛ شبی برای نماز، دعا، استغفار و خداحافظی با عزیزان. شب تاسوعا، خیمههای کوچک کربلا نورانی بود از صدای مناجات یاران امام. هر کدام در گوشهای به نماز ایستاده بودند، صدای «الهی رضا برضاک» در فضای تاریک دشت میپیچید و ستارگان را به گریه میانداخت.
️ حضرت عباس (ع) در این شب، کنار خیمهها قدم میزد، مراقب بود کسی به حریم اهلبیت نزدیک نشود. او در آن لحظات آخر، عمق وفاداری و ادب خود را به برادرش نشان داد.
تاسوعا، روزی است که غیرت عباس (ع) بلندترین پرچم تاریخ شد.
گردآورندگان: دانشجویان سارا حسین زاده و مریم اکبری