روزی، روزگاری...
در سرزمینی کهن
میان کوهها دشتها و رودهایی که قصههای هزارساله در دل دارند،
مردمی زندگی میکردند که فرق داشتند...
با زبانهای گوناگون، با رسم و راههای گوناگون اما...
دلهایشان، یک صدا میتپید:
برای ایران
در لحظات سرنوشتساز تاریخ شاهد است که ملتها نه با سلاح که با اراده، ایمان و امید پیروز میشوند.
ایران، سرزمینی که از هزاران سال آزمون گذشته، بارها از میان آتش و دشواریها برخاسته است.
در برابر هر تهدیدی، آنچه این ملت را سربلند نگاه میدارد، نه تنها قدرت جسمانی، بلکه عزم راسخ و باور به فردایی روشنتر است
وحدت...
نیروییست که از دل تاریخ جوشان ایران میخروشد گوهری نایاب که هر وقت زمین لرزید و زمانه سخت شد درخشید...
درخشید، مثل نوری در دل شب،
مثل دعای مادری برای آرامش خانهاش
مردم این سرزمین
مثل ریشههای یک درخت کهن در خاک تنیده شدهاند.
پیوندشان از جنس واژه نیست...
از جنس خاک
از جنس خون
از جنس باور
از جنس امید
تاریخ نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند ارادهی ملتی را که برای عدالت، آزادی و شرف ایستاده، در هم بشکند. اختلافات شاید زمین را به لرزه درآورند، اما انسانیت، ایمان و امید چیزی نیست که در سایهی جنگ ویران شود.
امید در تمام این زندگی جاریست
در نگاههای مصمم، در دستهای بههمپیوسته، در قلبهایی که برای فردایی بهتر میتپند. امروز، بیش از همیشه، نیاز داریم که این امید را زنده نگه داریم، که باور داشته باشیم روشنایی در پی خواهد آمد چرا که وطن این ایران خانم مادر ماست و در منش مردان کشورم که من می شناسم مادر، خاک و خانه مقدس است.
امروز، در همین روزهای سخت،
میدانم...
همه خستهایم
همه زخمیایم
اما هنوز هستیم و امید داریم
هنوز کنار همایم
نه به خاطر اجبار...
بلکه به خاطر عشق به سرزمینمون
آنچه که این سرزمین را حفظ میکند امید و عشق و وحدت مردم به خاک وطن هست آینده کشور اذعان کسانیست که چراغ امید رو خاموش نمی کنند.
نگاه کن...
این وحدت، از دل کوچهها میجوشه،
از سکوت پدر، از صبر مادر،
از شعرهایی که بچهها تو کلاس اول خوندن،
از پرچمی که بالا رفته
از آسمونی که زیر سقفش نفس میکشیم ...
وحدت و امید ایران، سدیست که هیچ قدرتی یارای شکستنش نیست
چون ما فقط به خودمون ایمان نداریم...
ما به همدیگه باور داریم
گوینده : علیرضا پیری دانشجوی رشته کار درمانی دانشگاه علوم پزشکی همدان خبرنگار سرویس چندرسانه ای مفدا همدان