جمعه ۹ شهریور ۱۴۰۳ - ۰۶:۲۴

کاری از مفدا مازندران؛

کتابولوژی / موکب آمستردام

کتابولوژی / موکب آمستردام

موکب آمستردام را می‌توان به عنوان یک مجموعه داستان کوتاه نیز توصیف کرد. در این اثر، نویسنده با گردآوری روایت‌های انسان‌هایی که از قلب اروپا به کاروان اربعین امام حسین پیوسته‌اند، یک مجموعه داستان ساخته است. افرادی که یکی پس از دیگری جلوی مخاطب می‌نشینند و داستان خودشان را تعریف می‌کنند، از اینکه چرا به اروپا رفته‌اند و چگونه اربعینی شده‌اند، حکایت می‌کنند./تهیه و تنظیم: نگین رحیم پور

کتاب موکب آمستردام عشق زائران اروپایی به امام‌حسین (ع) را به تصویر کشیده است. اندیشهٔ نگارش کتاب زمانی به ذهن بهزاد دانشگر رسید که داشت کتاب «پادشاهان پیاده» را می‌نوشت. او آن‌ زمان به گروهی برخورد که از اروپا برای زیارت امام حسین (ع) آمده بودند و با اندکی پرس‌وجو فهمید که این گروه همین چند روزه تشکیل نشده و گروهی برای تبلیغ دین اسلام و معرفی رسالت امام حسین (ع) در شهرهای اروپایی است. نویسنده در «موکب آمستردام» با خرده‌روایت‌هایی هرچند کوتاه، از عشق و ارادت افرادی می‌گوید که در پیاده‌روی اربعین حضور داشته‌اند.

نویسنده در بخشی از کتاب می‌گوید:

«سال قبل و هنگامی که در حال شنیدن روایت‌های پادشاهان پیاده بودیم به گروهی برخوردیم که از اروپا آمده بودند. گروهی شامل هزار زائر زن و مرد با ملیت‌های مختلف که با سختی‌ها و مشکلات اما درعین‌حال شیرین، خودشان را رسانده بودند به اجتماع زائران اربعین. در فرصت کوتاهی که داشتیم چند روایت کوتاه از بعضی مسافران این گروه شنیدیم و روایت کردیم؛ اما به‌مرور فهمیدیم نسبت این گروه با اربعین فقط در همین چند روز خلاصه نشده و از اساس، مبنای تشکیل این گروه تلاش برای تبلیغ و معرفی زیارت اربعین است و خدمت‌رسانی به مردم مشتاقی که به خاطر حضور در کشورهای اروپایی، با سختی‌هایی دوچندان مواجهند برای سفر به کربلا. این شد که نیت کردیم کتاب امسال را فقط اختصاص دهیم به روایت مردان، زنان و مسئولان این گروه و شنیدن روایت فعالیتشان در دل بعضی از شهرهای اسلام‌ستیز اروپایی؛ اما ازآنجاکه ارادهٔ الهی بالاتر و برتر از تمامی اراده‌هاست، امسال سفر این گروه با چالش‌هایی ده‌چندان مواجه شده بود و همین مسئله باعث شد برای گفتگو با اعضای گروه، با سختی‌های زیادی مواجه شویم و نتوانیم آن‌گونه که بایدوشاید فعالیت اعضای جهادگرش را روایت کنیم و ناچار شدیم به همین روایت‌های کوتاه بسنده کنیم.»