جمعه ۲ شهریور ۱۴۰۳ - ۰۷:۲۶

کاری از مفدا مازندران؛

کتابولوژی / گناه دریا

کتابولوژی / گناه دریا

کتاب گناه دریا، تألیف فریدون مشیری، در سال‌ ۱۳۳۵ سروده شده و به‌خوبی می‌تواند احوالات آن دوره را بازگو نماید. قالب اشعار کتاب گناه دریا غزل، مثنوی و دوبیتی و درون‌مایه‌ی آن عاشقانه و مرتبط با زندگی روزمره است. / تهیه و تنظیم: نگین رحیم پور

مشیری در سرودن اشعار خود معمولاً نگاهی به سبک نو (نیمایی) نیز داشته است. از ویژگی‌های مهم شعرسرایی او می‌توان به شکست قالب‌های عروضی، کوتاه و بلند شدن مصراع‌ها و استفاده‌ی کم‌نظیر از قافیه اشاره کرد.
موارد یادشده باعث می‌شود لذت دوچندانی از خواندن اشعار فریدون مشیری در خواننده ایجاد شود. این مجموعه شعر به شکل سی‌وهشت شعر کوتاه توسط انتشارات چشمه به چاپ رسیده است.
از جمله آثار دیگر فریدون مشیری می‌توان به کتاب‌های «تشنه‌ی طوفان»، «نایافته»، «بهار را باور کن»، «پرواز با خورشید» و «از خاموشی» اشاره کرد.

در بخشی از کتاب گناه دریا می‌خوانیم:
یکی دیوانه‌ای آتش برافروخت، در آن هنگامه جان خویش را سوخت. همه خاکسترش را باد می‌برد، وجودش را جهان از یاد می‌برد. تو همچون آتشی ای عشق جانسوز، من آن دیوانه‌مرد آتش‌افروز. من آن دیوانه آتش‌پرستم، در این آتش خوشم تا زنده هستم. بزن آتش به عود استخوانم، که بوی عشق برخیزد ز جانم. خوشم با این‌چنین دیوانگی‌ها، که می‌خندم به آن فرزانگی‌ها. به غیر از مردن و از یاد رفتن؛ غباری گشتن و بر باد رفتن؛ در این عالم سرانجامی نداریم چه فرجامی؟ که فرجامی نداریم. لهیبی همچو آهِ تیره‌روزان، بساز ای عشق و جانم را بسوزان بیا، آتش بزن، خاکسترم کن مسم، در بوته هستی زرم کن!