هنر شفاف اندیشیدن همانطور که از نامش پیداست در این باره حرف میزند که چگونه باید درست و از زاویهی مناسب به موقعیتها نگاه کرد و برای تصمیمگیری صبر و حوصلهی بیشتری به خرج داد. آنچه دوبلی در این کتاب از آن سخن میگوید خطاهای شناختی است. او ۱۰۰ خطای انسانها را در کتابش معرفی کرده است که در طول روز تکرار میشوند و باعث شدهاند خیلی از موقعیتها را بهدرستی تحلیل نکنیم. این نویسنده از مخاطبانش میخواهد تعصب و چارچوبهای ذهنی سخت را کنار بگذارند و با تلاش و تمرین به این مهارت دست پیدا کنند که مسائل را واضح و روشن ببینند و بهتر تجزیهوتحلیل کنند. او مسیر رسیدن به کمال و شادی را از این راه میبیند.
در بخشی از کتاب هنر شفاف اندیشیدن میخوانیم:
وقتی جوان بودم، فقط سه نوع ماست داشتیم، سه شبکهی تلویزیونی، دو کلیسا، دو نوع پنیر (تند یا ملایم)، یک نوع ماهی (قزلآلا) و یک تلفن که ادارهی پست سویس آن را در اختیار گذاشته بود. جعبهی سیاه شمارهگیر کاری غیر از شماره گرفتن نمیکرد و همین برایمان کافی بود. در مقابل، هر کس این روزها وارد فروشگاه تلفن بشود خطر له شدن زیر آوارِ برندها، مدلها و قراردادهای گوناگون را احساس میکند. و هنوز انتخاب، ملاک پیشرفت است. انتخاب، ما را از نظام اقتصادی برنامهریزیشده و عصر حجری جدا میکند. بله، فراوانی انتخابها تو را دچار سرگیجه میکند، ولی باید حدی برای آن متصور شد. وقتی از حد میگذرد، انتخابهای بسیار زیاد کیفیت زندگی را خراب میکند. واژهی فنی این اتفاق تضاد انتخاب است...