دوشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۳ - ۱۸:۲۰

شهادت امام حسین (ع) تسلیت باد

ساعت به ساعت روز عاشورا چگونه گذشت؟

روز عاشورا

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاه‌شماری ایرانی» واقعه کربلا به‌حساب گاه‌شماری شمسی، در تاریخ ۲۱ مهر سال ۵۹ ه.ش بوده است. تاریخ شمسی هم مانند تاریخ قمری نیست که اوقات روز تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می‌شود با درآوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرف‌های مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. در این متن به سراغ مرور بخشی از رخدادهای لحظه به لحظه روز عاشورا می‌پردازیم. / گرافیست: مهسا کربلایی احمدی

حوالی ۵صبح: مکن ای صبح طلوع

نماز صبح به امامت امام حسین علیه السلام و یارانشان اقامه شد. می‌گویند امام در این هنگام برای اصحاب خطبه‌ای خواند و آنها را به صبر و جهاد در راه خدا دعوت کرد. این در حالی بود که در همان لحظه لشکریان دشمن هم صف نماز جماعت تشکیل داده بودند و خودشان را برای جنگ با کاروان خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله آماده می‌کردند.

حوالی ۷صبح: اینان که حرف بیعت با یار می‌زدند

امام بعد از نماز صبح و نزدیک طلوع آفتاب در حالی که سوار بر شتری می‌شد تا در میان نگاه سپاه کوفیان به خوبی دیده شود، شروع به خواندن خطبه کرد. سیدالشهدا در این سخنرانی یادآور نامه هایی شد که کوفیان برای او فرستاده بودند. او حتی برخی از اهالی کوفه را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «مگر شما به من ننوشتید که میوه‌ها رسیده و اطراف سرسبز است، اگر بیایی لشکریان مجهز برای تو آماده است؟»

حوالی ساعت ۹: اولین تیر عمربن سعد و آغاز جنگ

آفتاب در دل آسمان جا گرفته بود؛ اما جنگ هنوز آغاز نشده بود در روایت‌های تاریخی نقل شده که این تعویق و تعلل سرانجام شمر را به ستوه آورد تا جایی که او با خشم و عصبانیت از عمربن سعد خواست تا جنگ را آغاز کند. عمر اولین تیر را به سمت سپاه امام حسین (ع) پرتاب کرد. بعد از اینکه عمربن سعد جنگ را آغاز کرد، لشکر کوفیان سپاه سیدالشهدا را تیرباران کردند ه در این تیرباران چند تن از یاران امام به شهادت رسیدند.

حوالی ساعت ۱۰: حمله از یمین و یسار

دو غلام ابن زیاد اولین کسانی بودند که برای نبرد تن به تن از سپاه کوفه اعلام آمادگی کردند که هر دوی آنها به دست عبدالله بن عمیر کشته شدند. بعد از این نبرد تن به تن سپاه دشمن از یمین و یسار (راست و چپ) و به لشکر اباعبدالله حمله برد. از جناح راست حبیب بن مظاهر و از جناح چپ جناح چپ زهیر دفاع کردند که دشمنان در نهایت مجبور به عقب نشینی شدند. اما بعد از این عقب نشینی عمربن سعد دوباره دستور تیرباران سپاه را داد که منجر به شهادت چند تن دیگر از اصحاب امام شد.

حوالی ساعت ۱۱: تا زنده‌ایم کسی از بنی‌هاشم به میدان نخواهد رفت

بعد از تیرباران سپاه دشمن امام حسین علیه السلام از یارانش خواست تا تن به تن به میدان نبرد بروند. مسلم بن عوسجه جزو اولین کسانی بود که در جنگ به شهادت رسید.

حوالی ساعت ۱۲: اولین باری که امام گریست

نوشته‌اند امام خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره کند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب بن مظاهر به او گفت «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما دوستانش به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام از شهادت حبیب متأثر شده و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به‌حساب تو می‌گذارم.»

حوالی ساعت ۱۳: جوانان بنی‌هاشم بیاید علی را بر در خیمه رسانید

وقتی همه یاران امام حسین (ع) به شهادت رسیدند، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین کسانی که وارد میدان رزم شدند حضرت علی اکبر و عبدالله بن مسلم بودند. امام حسین (ع) پس از شهادت پسرش بر بالین او حاضر شد و گروهی که او را کشته بودند نفرین کرد. سپس از جوانان بنی هاشم خواست که پیکر علی اکبر را به کنار خیمه‌ها ببرند.

حوالی ساعت ۱۴: ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) تنها ماندند. عزم کردند تا دونفری به قلب دشمن بزنند و آخرین سواری را باهم انجام بدهند. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور در محاصره کشته شد. پس از شهادت حضرت عباس (ع)، امام (ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست».

حوالی ساعت ۱۵: وداع با اهل حرم

وقتی سیدالشهدا تنهای تنها شد لباسش را پاره پاره کرد تا بعد از شهادت آن را به غارت نبرند؛ هرچند همان لباس هم به غارت رفت. در این هنگام امام حسین (ع) فرزند شش ماهه‌اش را برای طلب آب به میدان برد که به ضرب تیر سه شعبه حرمله به شهادت رسید.

امام وقتی وارد میدان شد کسی جرات رویارویی با او را نداشت تا جایی که هرکس به سمت سیدالشهدا آمد؛ امام او را به هلاکت رساند. در این لحظات عمربن سعد به لشکریانش دستور داد و با فرمان او ۴ هزار تیرانداز از هر طرف امام را مورد هدف قرار دادند.

حوالی ساعت‌ ۱۵ الی ۱۶: او می‌برید و من می‌بریدم او از حسین سر من از حسین دل

گفته شده که وقت شهادت امام (ع) در وقت نماز عصر بوده است. می‌گویند سیدالشهدا از شدت زخم‌های فراوان از اسب به زمین افتاد و در این لحظه حضرت زینب (س) به بیرون خیمه‌ها آمد و با ناله ای جانسوز گفت: «کاش آسمان بر زمین فرو می‌افتاد.»

حوالی ساعت ۱۷: سری به نیزه بلند است در برابر زینب

بعد از شهادت سیدالشهدا، لباس‌های ایشان را غارت کردند و به سمت خیمه‌های زنان و کودکان حمله بردند و آنها را به آتش کشیدند. پس از این‌که عمر بن سعد و همراهانش اهل بیت (علیهم‌السّلام) را به سوی کوفه حرکت دادند، سرها را نیز روی نیزه‌ها زدند و با خود بردند.