چهارشنبه ۱ فروردین ۱۴۰۳ - ۰۷:۱۷

پادکست / عیدآمده

پادکست عید آمده

پادکست «عیدآمد» کاری از گروه چندسانه ای مفدا همدان؛ با سردبیری، اجرا و متن از سیما طهماسبی و گویندگی محمد سلطانی وسیده زهرا حسینی به مناسبت عید نوروز ۱۴۰۳ تهیه و تولید شده است.

پادکست «عیدآمد» کاری از گروه چندسانه ای مفدا همدان؛ با سردبیری، اجرا و متن از سیما طهماسبی و گویندگی محمد سلطانی وسیده زهرا حسینی به مناسبت عید نوروز ۱۴۰۳ تهیه و تولید شده است.

متن: سلامی به گرمی آغوش مادربزگ وسط روزهای سردِ زمستون...
سلامی به دلچسبی بوی آش توی یک عصر بارونی اواخر بهمن ماه...
سلامی ناب، مثال آفتابِ داغِ نیمه‌ی روز، پس از یک هفته بارون مدام...
سلام به تک تک شما دانشجویان علوم پزشکی همدان،
سلام به همه‌ی شمایی که یک بُقچه‌ی لبریز، خاطرات مشترک با هم داریم...
خاطراتی که ما را به هم وصل می‌کند!
مثلِ روزی که شما ترم اولی‌های قشنگ با لبخند و هیجانات شیرینتون قدم به یومشا گذاشتید،
یا اشتراکمون توی میل کردن غذایی که خوب یا بد، همه با هم برابریم.
حتی توی محل زندگیمون؛ اتاق‌های کوچکی که خیلی کوچیکن ولی همه‌ی رویاهای ما رو در دل خودشون جا میدن، و به اندازه عمرشون خاطره دارند از هر کدوم از ماها...

حتی در غم‌هایمان،
همه چشیدیم غم از دست دادن عضوهایی از این خانواده پراکنده‌ی نزدیکمان را، کسانی که دیگر هرگز لبخندشان را نمی‌بینیم ...

کنار هم خندیدیم، گریه کردیم، شب یلدا را کنار هم سپری کردیم که مبادا طولانی بودنش، پای غم را به خانه‌ی‌مان باز کند...
به خانه‌ی ادبیات سری زدیم و روحمان را غرق در کتاب‌ها کردیم،
دور یک کرسی نشستیم و به شعر پرداختیم و شعر را به روحمان تزریق کردیم...

تا خراسان رفتیم و با هم سلام دادیم به امام رئوف...
به سمفونی باران گوشِ جان سپردیم،
با کریستال‌های مهربانِ برف خاطره ساختیم...
با هم قلبمان درد گرفت برای نگاه کودکان سیستان...

جالب است، ما چقدر به هم نزدیک بودیم و نمیدانستیم، خاطرات مشترکمان تلنگری‌است برای مهربانی کردن، برای دوست داشتن یکدیگر، برای لبخند زدن...
سلام می‌دهم به تو، سلامی به زیبایی لبخند شکوفه‌های بهاری...

در باغ خانه‌ات را باز کن
بگذار خوبی‌ها و مهربانی‌ها و لبخند و شادی به قلبت سرازیر شوند...

بگذار انرژی نهفته در لبخند، از روحت بگذرد و به بابونه‌ها و لاله‌ها برسد و نوید آمدن تازگی و طراوت را بدهد...
بگذار بوی خوش بابونه‌ها انقدر حیاط خانه‌ات را پُر کند که مدهوش شوی...
پس بخوان با من که
یا مقلب القلوب و الابصار؛
ای تغییر دهنده‌ی دلها و دیده‌ها

یا مدبر اللیل و النهار؛ ای مدبر شب و روز

یا محول الحول و الاحوال؛ ای گرداننده سال و حالت ها
حول حالنا الی احسن الحال؛ بگردان حال ما را به نیکوترین حال

خدای شادابی و طراوت، خدای پاکی و مهرورزی، خدای نیکویی، از طلب می‌کنیم که طبیعت وجود ما تبدیل به نیکوترین و بهترین طبیعت‌ها شود، همانند برخاستن بهار زیبای آفرینشت، و تحول ظاهری و باطنی وجودمان را با تغییر و تحول ظاهری طبیعت، در مسیر بالندگی و شکوفایی همسو و هم جهت کن.