در دوران دفاع مقدّس آنچه بیش از همه محوریّت دارد، رشد و تعالی انسان است. اهداف الهی رزمندگان اسلام، با تحرّک و خیزش اجتماعی آنان در پیوند بود، یعنی ایمان آنان یک ایمان انزواگرایانه نبود بلکه آنان افزایش ایمان و معنویّت خود را در ایثار، فداکاری و گذشتن از حقوق خود به نفع دیگری میدانستند.
در واقع دوران دفاع مقدّس فضایی را فراهم ساخته بود که هر فردی کمال خویش را در گذشتن از خود، بهسود باقی ماندن حقوق الهی و انسانی میدید. این به معنای تولد انسان الهی_اجتماعی در دانشگاه دفاع مقدّس بود که البته مقدمات آن در جریان انقلاب اسلامی فراهم شده بود، اما در عرصه جنگ تحمیلی عینیّت بیشتری یافت و به صورت جدّی در معرض آزمون قرار گرفت.
دوران دفاع مقدّس، دورهای از عینیّت یافتن ارزشها و معارفی است که جهان تشیّع سالها آنها را بر منابر و در محافل مطرح کرده بود.
این دوران، هنگامه خیزش ملی ایرانیان و به صحنه آمدن اقشار، قومیّتها و مذاهب مختلف ایرانی است و فرد ایرانی در دوره کنونی اگر بخواهد حضور عملی و جدّی خود را در صحنه مبارزه، آن هم به معنای عام آن تصوّر کند، گریزی از این ندارد که به میراث دفاع مقدّس بازگردد.
به عبارتی دفاع مقدّس منبع مبارزه و جهاد در همه حوزههاست، حال آنکه این منبع برخوردار از ذخایر معرفتی ارزشمندی است و بنابراین ما ایرانیان برای تحرّک و حضور در حوزههای مشروع انسانی، بیپشتوانه نیستیم. بازخوانی این میراث و تاملات عمیقتر در آن که با رویکردی به بازتولید آن معارف با زبان روز و در نسبت با مسائل روز است، نقش مهمی در سلامت اجتماعی و سیاسی جامعه کنونی ما دارد.
امیررضا باژدان / دانشجوی ترم ششم رشته پرستاری