دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۱:۰۲

یادداشتی به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان؛

پیدایش شکل جدیدی از کودکان کار

کودکان کار

یکی از انواع اینفلوئنسرهای اینستاگرام، پدر و مادرهایی هستند که محتوای صفحه‌های‌شان تصاویر و فیلم‌های کودکان‌شان است. فرزندان این افراد شکل جدیدی از کودکان کار را به‌وجود آورده‌اند که دوران کودکی‌شان تحت تأثیر دامنه‌ای از شهرت و انجام دادن فعالیت‌هایی نامرتبط با سن‌شان قرار گرفته است.

در سازمان بین‌المللی کار «ILO (Internet labour organization )» کار کودک چنین تعریف شده است: کارهایی که بچه‌ها به دلیل سن کم یا حتی در نوجوانی نباید انجام دهند؛ چون این‌گونه کارها خطرناک بوده یا مناسب و در شأن یک کودک نیست. تمام کارهایی که توسط کودکان انجام می‌شود، نباید کار کودک تلقی کرد و در پی حذف و ریشه‌کن‌کردن آن‌ها بود. شرکت کودکان یا نوجوانان در کارهایی که سلامت و رشد شخصیتی آن‌ها را هدف قرار نمی‌دهد یا مانع تحصیل آن‌ها نمی‌شود، می‌تواند برای آن‌ها جنبه‌ی مثبت داشته و مفید باشد. این‌که انواع خاصی از «کار» به‌عنوان و مفهوم «کار کودک» تلقی شود، بستگی به سن کودکان، نوع و ساعات کار انجام شده و شرایطی که تحت آن وضعیت انجام می‌شود، دارد که در اجلاس سازمان بین‌المللی کار مشخص شده است.

«کار کودک» مسئله‌ی پیچیده و دشواری است و عوامل متعددی بر آن اثرگذار هستند. فقر قانع‌کننده‌ترین عامل و دلیل کار کودکان است. خانواده‌های فقیر قسمت اعظم درآمد خود را صرف تهیه‌ی غذا می‌کنند. درآمد حاصل از کار بچه‌ها، برای بقای آن‌ها حیاتی است. البته فقر، نه تنها عامل کار کودک نیست، بلکه نمی‌تواند همه نوع اشتغال و به‌کارگیری آن‌ها را توجیه کند. کشورهایی هستند که به یک نسبت فقیرند؛ ولی مشکل «کار کودک» در آن‌ها یک‌سان نیست.

در گذشته، دوره‌ای به‌نام نوجوانی از اساس وجود نداشت و کودکان پس از رسیدن به بلوغ یک بزرگسال محسوب می‌شدند، پس باید کار می‌کردند و خانواده تشکیل می‌دادند. به‌همین دلیل، والدین نگرانی‌شان بابت آیندۀ کودک را با فرستادن او برای شاگردی در یک حرفه و یاد گرفتن مهارت و وارد شدن به بازار کار برطرف می‌کردند؛ در نتیجه، کار کردن کودکان چیز عجیب و غریبی نبود. اما دنیای امروز فرق کرده است. برای همه پذیرفته شده که کودکان نباید کار کنند؛ ولی همه این قانون کلی را رعایت نمی‌کنند. منظورم فقط دربارۀ کودکانی نیست که از سر فقر شدید مالی و مشکلات خانواده‌شان مجبورند در وضعیت‌هایی نابه‌سامان کار کنند. چه‌بسا که در شرایطی مطلوب و فقط در جهت جاه‌طلبی‌های والدینشان کار کنند؛ اما این موجب نمی‌شود که آن‌ها را کودک کار ندانیم و ننامیم. یکی از کارهایی که کودکان انجام می‌دهند و ظاهری فریبنده و پرپول دارد، بازیگری است.


در سال‌های اخیر، گسترش اینترنت و امکانات فضای مجازی، موجب شده کودکان بسیار بیشتر از قبل در تماس با اینترنت قرار بگیرند. برخی شبکه‌های اجتماعی مثل یوتیوب و اینستاگرام که بر اساس محتوای تصویری شکل گرفته‌اند، بستر مناسب‌تری را برای شهرت کودکان فراهم کرده‌اند. خصوصاً شبکۀ اجتماعی اینستاگرام به‌علت عکس‌محور بودن، ویژگی‌هایی دارد که موجب می‌شود در فضای فرهنگی آن، نشان دادن هر چیزی مانند غذا و نوشیدنی، لباس، وسایل خانه، اتومبیل، دست‌سازه‌ها و حتی اعضای خانواده باب شود.
در این شبکۀ اجتماعی، در کنار افرادی که تلاش می‌کنند با تولید محتوای خلاقانه، ارزشی به فضای مجازی اضافه کنند، برخی فقط به نمایش تجمل یا روزمره‌شان اکتفا کرده و از این طریق دنبال‌کنندگان زیادی هم جذب کرده‌اند. یکی از انواع این دسته از اینفلوئنسرهای اینستاگرام پدر و مادرهایی هستند که محتوای صفحه‌های‌شان تصاویر و فیلم‌های کودکان‌شان است. فرزندان این افراد شکل جدیدی از کودکان کار را به‌وجود آورده‌اند که دوران کودکی‌شان تحت تأثیر دامنه‌ای از شهرت و انجام دادن فعالیت‌هایی نامرتبط با سن‌شان قرار گرفته است.


یکی از پیامدهای منفی حضور در فضای مجازی از کودکی، شکل‌گیری شناختی اشتباه از محیط است. کودکان اینستاگرامی از ابتدا، بدون این‌که مهارت یا دانشی داشته باشند، به‌واسطۀ ویژگی‌های وراثتی‌شان مانند چهره، بین تعداد زیادی از آدم‌ها محبوب می‌شوند.

آن‌ها این‌طور برداشت می‌کنند که نیازی نیست برای موفقیت کار خاصی انجام داد. این مسئله موجب می‌شود فرایند هدف گذاشتن و تلاش برای آن از چرخۀ زندگی‌شان حذف شود و خب می‌دانید که تعداد کمی از آدم‌ها بدون این فرایند به موفقیت می‌رسند.
این کودکان با دریافت نظرات مثبت فراوان یا حتی نظرات مغرضانه و منفی، دچار خطای شناختی می‌شوند؛ یا خودشیفته می‌شوند یا اعتمادبه‌نفسشان را بعد از این‌که بزرگ شدند، به‌کلی از دست می‌دهند. هویتی که از فضای مجازی می‌گیرند، در واقع یک هویت مصنوعی، تمام آنچه هستند، می‌شود. به همین خاطر است که اغلب از درک صحیح شرایط و محیط ناتوان خواهند بود. بی‌شک، این روند رشد انتخاب خود آن‌ها نبوده و والدینشان موجب وضعیت بد تربیتی آن‌ها شده‌اند.


علاوه بر آن، در مواردی اینستاگرام موجب مشکلات سلامتی کودکان می‌شود. مانند کودکان چاقی که به‌خاطر چربی‌های اضافه‌ای که بامزه‌شان کرده، لایک می‌گیرند و این مسئله موجب می‌شود والدین به‌دنبال درست کردن وضعیت تغذیه و تحرک آن‌ها نباشند.
بسیاری از این اینفلوئنسرها یا با دروغ‌پردازی راجع‌به خانه‌وزندگی‌شان یا با خرج‌های درشت، هر کدام به‌نوعی گرفتار شده‌اند. امروزه، دیگر داشتن یک زندگی شاهانه سخت نیست. فقط به یک صفحۀ اینستاگرام، دوربین عکاسی، نورپردازی خوب و مقداری آموزش فتوشاپ نیاز است. تقریباً همه می‌توانند این کارها را بکنند.
برخی هم خیلی حرفه‌ای‌تر از کودکشان عکس می‌گیرند. اخیراً، بعضی باغ‌ها که در گذشته مخصوص مراسم عروسی و عکاسی آن بوده‌اند، به‌طور ویژه برای عکاسی از کودک آماده شده‌اند. اگر گشتی در بخش اکسپلور اینستاگرامتان بزنید، احتمالاً با نمونه‌های ایرانی کودکان اینستاگرامی هم مواجه خواهید شد. بچه‌هایی شیرین‌زبان، بانمک و زیبا که همیشه می‌خندند و حرف‌های بامزه می‌زنند یا مانند مدل‌های بزرگسال عکس‌های حرفه‌ای دارند.

گزارش کنوانسیون بین‌المللی کار در مورد کار کودک در سراسر جهان:

تمام انواع کار کودک، به‌ویژه بدترین آن‌ها باید کنار گذاشته شوند. «کار کودک» نه فقط ریشه‌ی حقانیت و سرشت انسانی را به تدریج از بین می‌برد، بلکه تهدیدی است برای پیش‌رفت اجتماعی و اقتصادی در سراسر جهان. تجارت، رقابت و بازده اقتصادی نباید دست‌آویزی برای سوءاستفاده از کودکان باشد.

گردآورنده: زهرا غفاری

گرافیست: راضیه جوانبخت