دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۰۸:۱۲

سالروز فرزانه توس ، فردوسی گرامی باد

فردوسی

۲۵ اردیبهشت سالروز بزرگداشت فرزانه توس ،حضرت فردوسی گرامی باد.

در مورد ارزش و پایگاه کار فرزانه‌ی توس بارها شنیده‌ایم، نتیجه زحماتش را حتی تا به امروز (تا زمانی که مفهوم ایرانشهری باقی است و باقی خواهد ماند) لمس کرده‌ایم و سترگی کتاب فاخرش را با وجود گذشت هزار سال به چشم می‌بینیم.
براستی که این کتاب اعجاب انگیز با گذشت زمان پویاتر و سرزنده تر می‌شود و درست متن یک فرهیخته‌ی نابغه به همین شکل است.
یک نابغه با تلاش و زحمت و استمرار در مورد حضرت فردوسی عشق به میهن و دغدغه بنیادهای فرهنگی از دست رفته در آن زمان را بایستی اضافه کنیم، این نبوغ را ورزیده می‌کند و اثری خلق می‌کند که نه تنها در مواجهه اولیه به لحاظ ادبی به غایت زیباست بلکه اگر خیره‌تر به آن بنگریم و تاثیراتش را بر جامعه بالا و پایین کنیم نیک در میابیم که با اثری روبرو هستیم که زنده و زایاست، به دیگر سخن در می یابیم با گذشت زمان جلوه‌ها و لایه‌های پنهان چه در فرم و چه در محتوا خود را بروز می‌دهند.
به راستی که باید هم فردوسی بزرگ برای دستیابی به مهمترین هدف و دغدغه‌اش از آفرینش این کتاب که همانا زنده نگه‌داشتن فرهنگ و ارزش های ملی در بستر زبان است، اثری خلق می‌کرد که تاب و توان و یارای این را می‌داشت که همچون نیروی محرکه قدرتمند ظاهر شود و آن تاثیر مثبت و مطلوب خود را بر جا بگذارد.
ابیات شاهنامه را از هر منظر که نگاه می‌کنیم شاهکارهای بی بدیلی هستند گویی فردوسی بزرگ با هر یک از آن‌ها زیست کرده؛ انگار با هر کدامشان نشست و برخاست کرده.
فصیحی هروی در بیتی زیبا می‌گوید:
«طرز فکر این نفس بافان پسند طبع نیست
پاره‌ای از خون دل بردارم و موزون کنم»

انگار فردوسی ذره ذره وجودش را برمی‌داشته و به رشته تحریر در می آورد است
از منظر نظام و قوام و استحکامِ کلام به این دو بیت از شاهنامه دقت کنید

«به‌ روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست»

به انتخاب و چینش واژه ها دقت کنید
به شمشیر برید سر را
به خنجر درید سینه را
به گرز شکست پا را
به کمند ببست دست را
یک لف و نشر مرتب و هماهنگ، همه واژه‌ها در جای درستشان قرار دارند و نبضشان هماهنگ با هم می‌تپد به گونه‌ای که خواننده نمی‌تواند هیچ دخل و تصرفی در آن داشته باشد.
برفرض بیاییم جای دو فعل برید و شکست را در مصراع سوم عوض کنیم
می‌شود: به خنجر شکست سینه را
توجه می‌کنید معنا کاملاً پرت می‌شود
طوری که خود واژه‌ها داد می‌زنند که ما درجای درستمان قرار داریم فقط از چینش منظم ما لذت ببرید.
این است که یک اثر هزار سال عمر می‌کند
پس این خردمند کار درست بیراه نگفته است
«پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند«

امیرحسن خاکشور