شنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۱ - ۰۱:۱۰

به مناسبت میلاد مولود کعبه امام علی(ع) در روز جمعه سیزده رجبِ سی‌ام عام الفیل

 حضرت دوست در حدیث قدسی فرمود: «اگر همه مردم بر ولایت حضرت علی(ع) می پیوستند آتش جهنم را خلق نمی کردم.»*

میلاد علی(ع)

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اگر تمام درختان قلم شوند و دریاها مرکب شوند و تمام جن نویسنده شوند و تمام بشر حساب‌گر شوند، باز هم نمی‌توانند فضائل علی را بشمارند.»۱

به گزارش مفدا بهشتی – پس از فتح مکه، پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) با هم هفت بار کعبه را طواف کردند سپس پیامبر(ص) با چوبی که در دست داشتند همه‌ی بت‌ها را از جایگاه خود به زمین انداخت و همچون جدّش ابراهیم بت‌شکن، آنها را درهم شکست، حضرت علی(ع) نیز در این پاکسازی و بت‌زدائی، همدوش پیامبر(ص) بود، سپس امیرالمومنین حضرت علی(ع) به امر مبارک خاتم الانبیاء(ص) برای شکستن بتهایی که در کعبه بود پای مبارک خود را بر کتف شریف اشرف مخلوقات نهاد. حضرت علی(ع) در این باره می‌گوید: «وقتی که بر شانه‌ی پیامبر(ص) ایستاده بودم، احساس کردم اگر بخواهم می‌توانم بر افق آسمان دست یابم و دستم را به ستاره‌ی ثریّا برسانم.» سپس با دست پرتوان خود، بت بزرگ کعبه را گرفت و بر زمین افکند و شکست. آنگاه از دوش پیامبر(ص) به زمین آمد همراه پیامبر(ص) بت‌ها را از خانه خدا بیرون ریختند و داخل کعبه را با آب زمزم شستشو دادند. رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع) فرمود: «نخستین کسی که بتها را درهم شکست جد تو ابراهیم(ع) بود و آخرین کسی که بتها را شکست تو بودی.» بدین گونه مقدس‌ترین مکان مذهبی و دینی مسلمانان از لوث بت ها، تصاویر و مجسمه‌ها پاکسازی شد و برای همیشه، محل مقدس و عبادت مسلمانان قرار گرفت.۲

حضرت دوست:

مادر امیرالمؤمنین علی(ع) را به داخل کعبه می خواند.

مقام و منزلت مسجدالاقصی قابل مقایسه با مقام کعبه نیست. حضرت مریم(س) با آن عظمت، وقتی می خواست حضرت عیسی مسیح(ع) را به دنیا آورد، در بیت المقدس بود که خطاب آمد: «مریم! این جا عبادتگاه است؛ زایشگاه نیست؛» پس به طرف درختی خشک هدایت شد و او در آن جا حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورد.

از اول آفرینش آدم تا به امروز، کعبه تنها یک مولود داشته و آن هم علی بن ابی طالب(ع) است. سران مکه دیدند که فاطمه بنت اسد مقابل کعبه ایستاده و دعاهایی می‌خواند: «پروردگارا! به تو و پیامبران و کتاب‌هایی که از طرف تو نازل شده‌اند، ایمان دارم و سخن جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق می‌کنم؛ او که این خانه عتیق را بنا کرد. پس به حق آن کسی که این خانه را ساخت، و به حق کودکی که در رحم دارم، ولادت این کودک را بر من آسان فرما!»

سنگ ها سر تعظیم فرو آوردند و کنار رفتند، خانه خدا از پشت شکافته شد و فاطمه بنت اسد داخل خانه خدا شد و کسی دیگر او را ندید، دیوار دوباره به حال اوّل برگشت، به ذهن حاضرین رسید که قفل در خانه خدا را باز کنند، ولی باز نشد همه شگفت زده و متحیر بودند؛ پس دانستند که این مسئله کاری است از طرف خدای عزیز و جلیل . پس از چهار روز دیدند همان جایی که کعبه شکافته شده بود، دوباره باز شد و فاطمه بنت اسد از آن جا بیرون آمد و در آغوش پرمهر او، مولودی مانند پاره ماه بود. در حالیکه امیر المؤمنین(ع) را در روی دست داشت گفت: «من بر همه زن‌های گذشته برتری دارم زیرا آسیه خدا را به پنهانی پرستید در آنجا که پرستش خدا جز از روی ناچاری خوب نبود و مریم دختر عمران نخل خشک را بدست خود جنبانید تا از خرمای تازه چید و خورد (و هنگامیکه در بیت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسید که از اینجا بیرون شو اینجا عبادتگاه است و زایشگاه نیست) و من داخل خانه خدا شدم و از میوه‏‌های بهشتی و بار و برگ آن‌ها خوردم.» و سپس افزود: «پس هنگامی که خواستم [از کعبه] خارج شوم، هاتفی [از غیب] مرا ندا داد: ای فاطمه [او را] به نام علی نام گذاری کن! پس او علی است و خدای علیّ اَعْلی است که می‌گوید: «به راستی، اسم او را از اسم خودم جدا ساختم و او را به ادب خود پرورش دادم و او را بر پیچیدگی‌های علم خود آگاه ساختم و او کسی است که بر بام خانه من اذان خواهد گفت و مرا تقدیس و تمجید خواهد نمود. پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی کند.»

آلوسی که یکی از بزرگان اهل سنّت است بعد از نقل جریان تولد حضرت در کعبه تعبیر لطیفی دارد: «منزه است خداوندی که هر چیزی را در جایگاهش قرار می‌دهد و او بالاترین حکم کنندگان است.»(به حق جایگاه حضرت علی(ع) خانه خدا بود.)

جابر بن عبدالله انصاری می گوید از رسول الله(ص) درباره میلاد حضرت علی(ع) پرسیدم. پس فرمودند: «آه آه ای جابر از بهترین مولودی که شبیه به مسیح است، سوال نمودی. همانا خداوند تبارک و تعالی علی را از نور من خلق کرد و مرا از نوری که از نور او بود، خلق نمود و هر دوی ما از نور واحدی هستیم.» سپس حضرت پیامبر(ص) افزودند: «مردی در آن زمان به نام مبرم بود که دویست و هفتاد سال خدا را عبادت کرده بود و خداوند عزّ و جلّ در قلب او حکمت قرار داده بود و به او به خاطر طاعت نیکوی پروردگارش الهام می شد و او به ابوطالب دقیقا با این گفتار بشارت داد: «ای فلان، همانا خداوند والای اعلی مرا الهام نموده است که به تو بشارت دهم.» ابوطالب گفت: «چه بشارتی؟» مبرم گفت: «از پشت تو فرزندی به دنیا می آید که او ولی خدای عزّ و جلّ و امام پرهیزکاران و جانشین رسول پروردگار عالم است. اگر تو آن فرزند را دیدی، سلام من را به او برسان و به او بگو که مبرم به تو سلام می رساند و شهادت می دهد که خدایی جز الله نیست و محمد رسول خدا است که به او نبوت پایان یافت و با علی(ع) وصایت پیامبر پایان می یابد.»۳

رکن یمانی۴داستان ولادت حضرت علی(ع) نوزادی که تولدش معجزه‌ای از معجزات الهی است نام گذاریش می‌بایست توسط خداوند بلند مرتبه انجام گیرد. این نحوه ولادت در حقیقت از کرامات امیرالمؤمنین (ع) محسوب شده و از جایگاه ویژۀ آن حضرت در نزد خداوند سبحان و در عالم هستی و در بین اهل بیت(ع) خبر می‌دهد.

عبدالله بن عمر نقل می کند که از رسول خدا(ص) سؤال شد: «خداوند در شب معراج با تو به چه زبان سخن گفت؟»

فرمود: «با من به زبان علی بن ابی طالب تکلم کرد.»

و به من الهام کرد که گفتم: «پروردگارا تو بودی که با من تکلم کردی یا علی بن ابی طالب؟»

خداوند فرمود: «ای احمد من نیستم مثل سایر اشیاء نه به مردم قیاس می ‏شوم و نه با شبهات به وصف در می‏ آیم، ترا از نور خود و علی را از نور تو آفریدم. پس دیدم در درون دل تو احدی محبوبتر از علی بن ابی طالب (ع) نیست، از این جهت به زبان و لهجه او سخن گفتم تا این که دلت آرام گیرد.»۵

خدای تعالی در حدیث قدسی فرمود: «به تحقیق حضرت علی(ع) را علم(نشانه هدایت) قرار داده ام که پیرو او هدایت می یابد.»۶

راستی چرا خدا برای کعبه اش مولود و چرا یک مولود انتخاب کرده است؟

از آدم تا خاتم - این همه اولیاءاللَّه - هیچ کدام در کعبه به دنیا نیامدند. خداوند متعال چه چیزی می خواست بفهماند؟

سرّ این که کعبه تنها یک مولود دارد، چیست؟

به نظر می رسد بین امام علی(ع) و کعبه، شباهت هایی هست.

شباهت هایی که عبارتند از: « کعبه، «محور توجه» همه عالم اسلام و مسلمین است.»

خداوند نیز خواسته تا یک نفر در میان بشر، محور توجه مسلمانان باشد. امام علی(ع)، قبله ناطق و زنده است و خداوند خواسته تا اگر نماز به طرف کعبه خوانده می شود، قبله ناطقمان نیز علی(ع) باشد.

جوان اگر می خواهد نمازش را اصلاح کند، شجاعت یاد بگیرد، تواضع داشته باشد، آداب اسلامی و بندگی یاد بگیرد و...، قبله هدایت و محور توجّه او، باید امیرالمؤمنین(ع) باشد. هر کس به این قبله ناطق توجه نکند، در خسران بزرگی است.

طوافِ بی نماز نداریم؛ هر طوافی، هفت دور چرخیدن به دور کعبه و دو رکعت نماز خواندن است. آن حضرت، مولود کعبه است؛ همان گونه که کعبه، طواف دارد و طواف هم نماز می خواهد، طواف گرد وجود علی(ع) نیز نماز می طلبد. ادعای تشیع و محبّت علی(ع)، بدون نماز، باطل است.

نماز، ستون دین است و این ستون، در صورتی صحیح است که رو به کعبه باشد و نماز، بی ولایت تنها مولود کعبه نیز باطل است. اگر کسی نماز بخواند و ولایت علی بن ابی طالب(ع) را نداشته باشد، نمازش مورد قبول خداوند سبحان نیست. حاج علی بغدادی درباره تشرّف خود به محضر نورانی امام عصر(ع) می گوید: خدمت آقا رسیدم و گفتم: «آقا! در روایات، حدیثی داریم که فهم آن سخت است؛ اگر کسی تمام روزهای زندگی اش را روزه بگیرد و شب ها تا به صبح بین رکن و مقام (حجرالاسود و مقام ابراهیم) نماز بگذارد و تمام اموالش را در تمام عمر صدقه بدهد، اما ولایت علی بن ابی طالب(ع) را نداشته باشد، از اهل دوزخ است؛ آیا این روایت درست است؟» حضرت سه بار فرمود: «درست است؛ اگر کسی ولایت علی بن ابی طالب را نداشته باشد نمازهای بین رکن و مقام، بالاتر از قرآن نیست؛ «و ما آنچه از قرآن فرستیم شفا (ی دل) و رحمت (الهی) برای اهل ایمان است و ظالمان را به جز زیان (و شقاوت) چیزی نخواهد افزود.»۸۲ الاسراء

طواف واجب، نیاز به «طهارت» دارد؛ یعنی باید بدن و لباس، پاک و شخص، غسل و وضو داشته باشد. طواف تنها مولود کعبه هم نیاز به «طهارت نفس» دارد. با گناه، نمی توان ادعای تشیع کرد. با بدکاری و دوری از خدا، نمی توان دور امام علی(ع) گشت و ادعای ولایت نمود. جوانانی که روز سیزده رجب برای علی بن ابی طالب(ع) جشن می گیرند یا شب ۲۱ ماه رمضان برای او سیاه می پوشند و به عشق امام علی(ع) دلشان می تپد، بدانند که او می فرماید: «هر کس ما را دوست دارد، باید مانند ما عمل کند و جامه پارسایی بپوشد.»۷عمل آنان، تقوا و بندگی است.

در حدیث امام صادق(ع) آمده است: «ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبرو ریزی ما.»۸

در جوانی پاک بودن، شیوه پیامبران و اولیای الهی است. باید کاری کنیم که در شب اول قبر که امیرالمؤمنین(ع) می آید - رو سفید باشیم و بگوییم علی جان! میل به گناه داشتم؛ ولی شب سیزده رجب گفتم: به خاطر علی، نه. علی جان! وضعیت جامعه خراب و آلوده بود؛ ولی با سختی، خودمان را حفظ کردیم و از تو کمک خواستیم. قرآن می فرماید: «و آنان که در (راه) ما (به جان و مال) جهد و کوشش کردند محققاً آنها را به راه های (معرفت و لطف) خویش هدایت می کنیم، و همیشه خدا یار نکوکاران است»۶۹عنکبوت

طواف باید با یقین باشد؛ شک در طواف، آن را باطل می کند؛ شک در ولایت نیز مبطل ولایت است. حتی باید شک ها را به وسیله ولایت علی بن ابی طالب(ع) تبدیل به یقین کنیم؛ پیامبر(ص) فرمود: «علی با حق است و حق با علی، می‌گردد حق هر جا که او می‌گردد.» حضرت علی(ع) با حق است. این، چیز مهمی نیست؛ خیلی ها با حقند؛ اما «الحَقُّ مَعَ عَلی»، مهم است. هر کجا که حق را شناختیم، باید ببینیم علی(ع) کجاست؛ حق نیز آنجاست؛ حق می گردد؛ هر کجا علی بن ابی طالب می گردد.»۹

فضایل علی، روشن است و روایاتی که پیغمبر(ص) در شأن علی(ع) گفته، متواتر است یعنی هر کجا علی بود، حق آن جاست. جوانان! هر کجای تاریخ که شک و شبهه داشتید، بروید و ببینید علی ابن ابی طالب(ع) کجا بود و مدافع کدام طرز تفکر و حرکت تاریخی بوده است؛ حق آن جاست. بنابراین، همان گونه که طواف باید با یقین باشد، ولایت نیز باید با یقین باشد. هنر آن است که در آمیختگی حق و باطل، حق را تشخیص دهید .اما آن جا که روشن است، هنری نیست. با یقین، در کنار امام علی(ع) باشید و بگویید: خدایا! بهشت بدون علی را نمی خواهم؛ آن بهشت، جهنم است و نه بهشت.

امام صادق(ع) فرمود: «ولایت سلمان، ولایت یقینی و پیرو واقعی حضرت علی(ع) بود. او هیچ عملی را انجام نمی داد؛ مگر این که می دانست مولایش امیرالمؤمنین(ع) به آن راضی است و حتی در راه رفتن نیز قدم هایش را جای قدم آن حضرت می گذاشت؛ چه برسد به عملش؛ پس ولایت سلمان، یقینی بود که سلمان را «سَلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت» کرد.

در طواف، باید داخل کعبه و جلوتر از آن حرکت نکنیم و داخل حجر اسماعیل نشویم؛ زیرا آن جا حالت حیاط خانه خدا را دارد و طواف در این قسمت، باطل است. امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر - که به چند قدمی خیمه معاویه رسیده بود - فرمود: «برگرد.» مالک گفت: «چشم.» به مالک گفتند: «چرا دست نگه داشتی؟» گفت: «من برای کشتن معاویه نیامده ام؛ برای اطاعت از امیرالمؤمنین آمده ام.» ملاک عمل، کشتن معاویه و عمروعاص نیست؛ بلکه ملاک، اطاعت امر امام است. بنابراین همان طور که اگر کسی در طواف، داخل کعبه شود و جلوتر از کعبه باشد، طوافش باطل است، در هر عملی نیز اگر از امام جلوتر حرکت کنیم، عمل باطل است.

احترام کعبه، واجب و بی احترامی به آن، بی احترامی به خداوند است؛ پیغمبر(ص) فرمود: «بی احترامی به علی بی احترامی به من و بی احترامی به خداست»؛

از حضرت زهرا(س) روایت شده که رسول خدا فرمودند:«امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه منتظر باشند تا او به سوی آنها بیاید.»۱۰

پیامبر(ص) و مسلمانان به استقبال علی(ع) شتافتند، وقتی که به هم رسیدند، پیامبر(ص) با ردای خود، گرد و غبار صورت علی(ع) را پاک کرد و بین دو چشمان علی(ع) را بوسید و مطالب بسیار بلندی در شأن علی(ع) فرمود، از جمله در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود، فرمود: «ای علی! حمد و شکر خداوندی را که به وسیله‌ی تو پشتم را محکم و نیرومند نمود...»۱۱

کعبه را یکتاپرستان بنا کردند؛ از آدم تا ابراهیم، تمامی اجداد «مولود کعبه»، موحد بودند. در شجره طیبه پیغمبر(ص)، در طول تاریخ، هیچ کس بت پرست نبوده است. در پاره‌ای از اخبار آمده که خانه خدا به درگاه حق تعالی شکایت کرده و گفت: «پروردگارا تا چه وقت در اطراف من این بت‌ها را پرستش کنند؟» و خدای تعالی به او وعده داد که آن مکان مقدس را از آن بت‌ها تطهیر کند. حضرت علی(ع) نیز خواست خانه کعبه که موجب این افتخار برای او شده بود و در دل او متولد گشته بود را جبران کند به همین جهت بت‌ها را از روی خانه به زیر افکند.۱۲

ما نیز باید بت های درون خود را بشکنیم و به زیر افکنیم. «بت خودپرستی و بت دیگر پرستی – بت دنیا پرستی – بت پست و مقام و انواع بت هایی که ما را خدا دور می کنند.»

شیخ مفیدمی گوید: « ولادت حضرت علی(ع) در کعبه نشانه ای از معجزات پروردگار به انسان‌ها بوده تا به راستی و درستی پدر عالمیان پی برده و با بکارگیری رهنمودهای ایشان سعادت دنیا و آخرت را برای خود خریداری کنند.»

به امید روزی که فرزند برومند مولود کعبه، از کنار آن، بانگ «الله اکبر» سر دهد و کعبه ی دل های همه عاشقان علی(ع)، آکنده از شادی و امید گردد و رخساره آفتاب عترت، عیان شود.

میلاد ولی الله الاعظم حضرت علی(ع) بر تمامی مسلمانان مبارک باد.

پی نوشت ها:

*) امالی صدوق، ص ۶۵۷

۱) فرائد السمطین للجوینی، ج۱، ص۱۶

۲) الغدیر، ج ۷، ص ۱۰ تا ۱۳

۳) بحار الأنوار، جلد ‏۳۸ ، صفحه ۱۲۵

۴) محلی که برای فاطمه بنت اسد شکافته شد تا به درون کعبه رود.

۵) الطرائف، ترجمه داود إلهامی، صفحه ۳۳۰ – ۳۲۸

۶) بحارالانوار، ج۳۹، ص ۲۵۳، ح ۲۴

۷) غرر الحکم و درر الکلم، ج۱، ص۱۴۶

۸) مشکاه الانوار، ص۶۷

۹) الفصول المختارة من العیون و المحاسن، جلد۱، صفحه۱۳۵

۱۰) بحار الانوار، جلد۳۶، ص۳۵۳

۱۱) بحار، ج ۲۱، ص ۹۰

۱۲) الارشاد، باب۱، ص۲، ترجمه سیدهاشم محلاتی

انتهای پیام

کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷