به گزارش مفدا بهشتی- خداوند عزوجل فرمود: «ای ملائکه! آسمان و زمین و ماه و خورشید و ستارگان را خلق نکردم مگر برای محبت این پنج نور پاک که در زیر این کساء قرار گرفتهاند.»
جبرئیل عرض کرد: «پروردگارا! در زیر این پوشش کیانند؟»
خداوند متعال فرمود: «این ها اهل بیت نبوت، و معدن رسالت اند، که عبارتند از فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش.» خدا محور را حضرت زهرا(س) قرار داده است این نشاندهندهی عظمت و بزرگی حضرت فاطمه(س) در عالم هستی است.۲جبرئیل از خداوند درخواست میکند که به این پنج تن بپیوندد و خداوند اذن داده و این آیه را بر پیامبر(ص) نازل کرد «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ پروردگار اراده میکند؛ آلودگی و پلیدی را از اهل بیت پاک کند و آنان را مطهر گرداند.»۳۳ احزاب
این عبارت نشاندهندهی جایگاه والا و شناخته شدهی حضرت زهرا(س) در آسمانها و در میان فرشتگان الهی است طوری که جبرئیل از اینکه جزء خاندان پیامبر(ص) باشد، افتخار می کند.
ابن عباس میگوید: بعد از نزول آیه تطهیر، پیامبر نه ماه هنگام هر نماز، کنار خانه علی(ع) میآمد و میفرمود: «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته اهل البیت إِنّما یُریدُ اللّهُ...» این سلام را در هر روز پنج مرتبه به فاطمه(س) و اهل بیت او میداد تا مردم شخص دیگری را جزء اهل بیت قلمداد نکنند.۳
رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: «هرگاه اولیای خدا در بهشت مستقر گردیدند، از آدم گرفته تا سایر انبیا همه به دیدارت می شتابند.»۴
پیامبر(ص) در جمع تعدادی از پیروانش بود، ناگهان جبرئیل در صورت عظیمش بر او فرود آمد؛ (بالهایش را از مشرق تا مغرب گسترانیده بود.) پس ندا داد: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند بر تو سلام میفرستد و به تو دستور میدهد که چهل روز از خدیجه فاصله بگیری.»
چون دستور، دستور الهی و لازم الاجرا بود، پیامبر(ص) بر انجام آن، لحظه ای درنگ نکرد و از همان لحظه، امر الهی را شروع نمود؛ بدون اینکه واقعیّت امر را به حضرت خدیجه(س) اطّلاع دهد. از این رو، آن حضرت در روزهای آخر دوره، عمّار یاسر را به خدمت خدیجه(س) فرستاد و به او فرمود: «به خدیجه بگو گمان نکن که من از تو بریده و تو را رها کرده ام؛ بلکه پروردگارم برای اجرای آن به من دستور فرموده است. در آن، خیر بیاندیش. خداوند هر روز به وجود تو به بزرگان فرشته ها افتخار می کند. من در منزل فاطمه بنت اسد، مادر اسدالله الغالب هستم.»(البته حضرت خدیجه(س) نیز در همین ایّام به دستور پیامبر اکرم(ص) در منزل مانده بود.
پیامبر(ص) چهل روز، روزه دار بود و در شب به عبادت می پرداخت. او باید چهل شبانه روز، یادآور اربعین میقات حضرت موسی(ع) با تمام مشکلات آن زمان و مسائل روزمرّه نوپای اسلام، در عبادت و بندگی سپری نماید.
پس از سپری شدن میقاتُ جبرئیل(ع)، فرود آمد و گفت: «ای پیامبر بزرگوار! خداوند به تو درود می فرستد و به تو دستور می دهد که برای هدیه و تحفه او آماده شوی.»
پیامبر(ص) به او گفت: «تحفه پروردگار چیست؟»
جبرئیل گفت: «من به آن آگاهی ندارم.»
در آن وقت، میکائیل(فرشته رزق و روزی) فرود آمد. با او ظرفی بود که با پارچه ای از سندس [یا استبرق] پوشیده شده بود. آن را جلوی پیامبر(ص) گذارد و ظرف را آشکار ساخت. در آن، خوشه ای خرمای تازه و خوشه ای انگور بود.
فرود دو فرشته برای انجام یک امر الهی، یکی حامل پیام و یکی حامل هدیه الهی، همه عظمت یک موضوع را می رساند. قرار است چه اتّفاقی بیافتد؟
جبرئیل(ع) به پیامبر(ص) گفت: «پروردگار به تو دستور می دهد که از این غذا افطار کنی.»
حضرت علی(ع) می فرمایند: روش پیامبر(ص) این بود که هنگام افطار به من دستور می داد در را باز کنم تا اگر کسی می خواست غذا بخورد، وارد شود؛ ولی در آن شب به من فرمودند: «کنار در بنشین و کسی را راه نده؛ زیرا خوردن این طعام بر غیر من حرام است.»
رسول خدا(ص) از آنها میل فرمودند. بعد از آن، آب نوشید تا سیراب شد. پس اراده فرمود دست های خود را بشوید؛ جبرئیل بر دست هایش آب ریخت. میکائیل آن را شست وشو داد و اسرافیل با دستمالی خشک کرد. آنگاه اضافه غذا را با ظرف آن به طرف آسمان بردند.
(خوردن میوه هایی چون سیب و میوهی درخت طوبا در معراج و رطب و انگور در زمین در مراحل مختلف صورت گرفته است که در جمع باعث ایجاد نطفه بانوی اسلام گردیده است.)
سپس پیامبر(ص) برخاست تا برای نماز آماده شود. جبرئیل(ع) او را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود: «اکنون وقت نماز نیست؛ فوراً نـزد خدیجه بـرو کـه حقتعالی می خواهد امشب از نسلت ذریۀ طیبه خلق کند.۵
آری هدیه و تحفه پروردگار برای پیامبر(ص)، حضرت (زهرا(س)، کوثر(خیر کثیر)) است، عطا و بخششی که بالاتر از آن نیست، مگر عطا و بخشش خداوندی که بخشش او همگانی است.
بی جهت نبود پیامبر(ص) مرتّب او را می بوسید و می فرمود: «هر گاه که مشتاق بهشت می شوم، او را می بوسم و بوی درخت طوبا را استشمام می کنم. او فرشته ای با ظاهر انسانی است.»۶
خداوند متعال چهارهزار سال قبل از اینکه حضرت آدم را بیافریند، فاطمه اطهر(س) را از نور خود آفرید. درعرش اعلاء تسبیح و تحلیل می گفتند و ملائکه به واسطه آنها خدا را تسبیح و تقدیس می کردند.۷لذا زمانی که حضرت آدم(ع) و حوّا را آفرید و در بهشت جای داد، حضرت آدم(ع) بر خود بالید و به همسر خود حوّا، گفت: «خداوند موجودی بهتر و برتر از ما نیافریده است.»
در این هنگام پروردگار متعال به جبرئیل(ع) وحی فرستاد: «بنده ام، آدم را به فردوس اءعلی بِبَر؛ همین که آدم(ع) وارد آن مکان مقدّس شد، نگاهش بر تندیس بانویی افتاد که نور جمالش تمام بهشت را روشنائی بخشیده، بالای سرش قبهای از نور زده شده و در آن قبّه نوشته شده: «انا المحمود و هذا محمد، و انا الاعلی و هذا علی، و انا الفاطر و هذه فاطمه، و انا المحسن و هذا الحسن و منی الاحسان و هذا الحسین» و بر سرش تاجی از نور بود و گردنبندی از نور و دو گوشواره سبز قرمز از نور در گوش خود داشت.
حضرت آدم(ع) از جبرئیل سؤ ال نمود که: «او کیست؟» جبرئیل(ع) اظهار داشت: «او فاطمه(س) دختر محمّد(ص)، پیغمبر خدا و یکی از فرزندان تو می باشد که در زمان آینده مبعوث می گردد.» آدم(ع) سؤ ال نمود: «تاجی که بر سر دارد چیست؟»جبرئیل گفت: «پدرش حضرت محمد(ص) است و گردنبندش شوهرش علیّ بن ابی طالب(ع) می باشد و دو گوشواره اش دو پسرش می باشد.»
سپس خداوند آنان را با اسم و فضائلشان به آدم معرفی کرد و فرمود: «آنان بهترین و گرامیترین مخلوق من هستند. به خاطر آنان میگیرم و به خاطر آنان عطا میکنم، و به خاطر آنان عقاب و ثواب میدهم. هرگاه برای تو گرفتاری پیش آمد آنان را شفیعان خود قرار ده، چون من بر خود سوگند یاد کردهام که به خاطر آنان سائلی را رد نکنم و به حرمت آنان کسی را ناامید نگردانم.»۸
هنگامی که حضرت خدیجه(س)، با پیامبر(ص) که فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مکّه از او دوری می گزیدند، به او وارد نمی شدند و سلام نمی کردند. از این رو، حضرت خدیجه(س) احساس تنهایی می نمود.
زمانی که به فاطمه(س) باردار شد، حضرت فاطمه(س) در بطن حضرت خدیجه با او حرف می زدند و او را به صبر و شکیبایی دعوت می نمودند. حضرت خدیجه حرف زدن فاطمه(س) با خود را از پیامبر(ص) مخفی می کرد تا اینکه روزی رسول خدا شنید که حضرت با فاطمه(س) صحبت می کنند. فرمودند: «با چه کسی سخن می گویی؟» عرض کرد: جنینی که در شکم من است، پیوسته با من حرف می زند و موجب آرامش من می شود.
پیامبر(ص) به حضرت خدیجه(س) فرمودند: «جبرئیل به من خبر داد که آن جنین دختر است و نسلی پاک و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذریّه او قرار خواهد داد و از نسل او امامانی خواهند آمد که پس از من و بعد از اتمام وحی، خلیفه های الهی بر روی زمین خواهند بود.»۹
هنگام فارغ شدن حضرت خدیجه(س) به زنان قریش و بنی هاشم پیغام کمک فرستاد، آنها با کینه ای که از ازدواج ایشان با پیامبر(ص) به دل داشتند، از کمک به او سر باز زدند و به یاری او نیامدند. در این هنگام، خدایی که تمام مقدّمات و برنامه ریزی خود را برای تولّد این بانو، آماده و مهیّا ساخته بود، رسولان خود را برای یاری فرستاد. چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند که بیشتر، شبیه زنان بنی هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ترسید. یکی از آنان گفت: «ای خدیجه! ناراحت مباش؛ چرا که ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است. ما خواهران تو هستیم؛ من ساره هستم و ایشان آسیه، دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم، دختر عمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است.»
پس هنگامی که حضرت فاطمه(س) پا به عرصه زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینکه این نور به تمام خانه های مکّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند. این همان «مثلُ نورِهِ کَمِشکا ... »۱۰و «نور الله» است.
پس از آنکه حضرت متولّد شد، خانمی که در مقابل حضرت خدیجه(س) بود، اندکی از آب کوثر که قبلاً توسط حورالعین آماده گشته بود، به او خورانید و در آب کوثر شست وشو داد و با دو پارچه سفید رنگ که از شیر، سفید تر و از مشک و عنبر خوش بوتر بودند، یکی را بر بدن نوزاد و دیگری را بر سر او بست.
او در بدو تولّد، لب به سخن گشود و فرمود: «خدایی جز الله نیست. پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیا. همسرم علی مرتضی(ع)، سرور تمام اوصیا و فرزندانم حسن و حسین: سرور تمام بنی آدم. سپس نام تک تک فرزندان [معصومش] را برد و بر آنها سلام کرد.»۱۱
شکوفه ها، شگفت زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه(س) شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می داد و طعم بهشت داشت. به حورالعین بهشتی لبخند زد حورالعین و اهل بهشت یکدیگر را برای تولّد فاطمه(س) بشارت گفتند این چنین است که خداوند و بهشت به وجود او افتخار می کند.؛ پیامبر(ص) وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه(س) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر(ص) با هر کس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند.»
خداوند وقتی حضرت ابراهیم(ع) را آفرید، پرده از دیدگانش برداشت نورهائی را در کنار عرش دید و دربارهی آنها سؤال کرد. گفتند: «این نور فاطمه(ع) است که دوستانش را از آتش جهنم جدا میکند.»۱۲
میلاد دردانهی پیامبر اکرم(ص)، ام الائمه و مادر آسمانی همه ما، متعالیترین الگوی جهانیان را خدمت شما تبریک عرض مینمایم.
پی نوشت ها:
- مجلسی، ج۸، ص۱۵۱
- حدیث کساء - طبرسی، مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۹
- فدک ذوالفقار فاطمه، سید محمد واحدی، ص۵۵، به نقل از دُر المنثور
- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۲۷
- بحارالأنوار، ج۸، ص۱۵۱
- بحارالانوار، ج۴۳، ص۶
- بحار الأنوار ج ۴۳، ص: ۸
- معانی الاخبار: ص۱۰۷، ح ۱
- امالی، شیخ طوسی، ترجمه محمد باقر کمرهای، ص۵۹۴
- «خدا نور آسمانها و زمین است. مثَل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ درون آبگینهای و آن آبگینه چون ستارهای درخشنده. از روغن درخت پربرکت زیتون که نه خاوری است و نه باختری افروخته باشد. روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسیده باشد. نوری افزون بر نور دیگر. خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه مینماید و برای مردم مثَلها میآورد، زیرا بر هر چیزی آگاه است.»۳۵نور
- مجلسی، ج۱۶، ص۸۱
- بحارالانوار: ج۸۵، ص۸۰، ح۲۰
انتهای پیام
کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷