به گزارش مفدا بهشتی - رسول خدا(ص) در آخرین لحظات خطاب به حضرت علی(ع) فرمود: «ای علی! قرآن در پشت بستر من در صحف (انواع الواح)، حریر و کاغذها قرار دارد، آن را جمع آوری کنید و ضایع نسازید.»
حضرت علی(ع) از برجسته ترین شاگردان رسول خدا(ص) و همراه و همراز آن حضرت با خط خوش کوفی آشنا بود او همواره در پیدا و پنهان، با رسول خدا(ص) حشر و نشر داشت و نیز تنها کسی بود که و از همین روزنه به شان نزول، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ های قرآن آگاهی کامل داشت. خودش در این مورد چنین اشاره می کند: «هر آیه ای نازل می شد، رسول الله آن را بر من قرائت و املا می نمود و من می نوشتم و تاویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را آگاه می نمود.
بر اساس وصیت ارزشمند رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) به تدوین کامل و جامع قرآن پرداخت.
خودش در این مورد می فرماید: «سوگند یاد کردم که رداء در برنگیرم جز برای نماز جمعه تا آنگاه که قرآن را جمع آوری نمایم و در نهایت، موفق به تدوین آن شدم.»
حضرت علی(ع) پس از تدوین قرآن را حضور بزرگان قوم آورد؛ ولی آنها بنا به عللی از پذیرفتن آن خودداری کردند. در آن هنگام فرمود: «هان! سوگند به خدا! از امروز به بعد، هرگز آن را نخواهید دید، فقط بر من لازم بود که پس از فراهم کردن و جمع نمودن آن، شما را آگاه سازم تا آن را بخوانید.»
کلینی از امام صادق(ع) روایت می کند که فرمود: «هنگامی که قائم(ع) قیام کند، کتاب خدا را در حدّ واقعی آن خواهد خواند و مصحفی که علی(ع) بود را ارائه خواهد داد.»
از این روایات استفاده می شود که قرآن علی(ع) به عنوان یک «میراث ماندگار» در اختیار امامان بعد از آن حضرت قرار می گرفت و هر امامی آن را به امام بعدی تحویل می داد و به صورت امانت، در نزد آنان نگهداری می شد.۲
حضرت علی(ع) برای اینکه آیندگان از وضع روزگار خود با خبر باشند ساکت ننشست و مبارزات خود را شروع کرد،
حضرت فاطمه زهرا(س) برای اتمام حجت تصمیم گرفت به خانه های انصار رفته و برای امام علی(ع) بیعت گیرد. از این رو، حضرت علی(ع) شبانه فاطمه زهرا(س) را بر چهارپا سوار میکرد و به خانه ها و مجالس انصار میبرد و حضرت زهرا(س) از انصار برای خلافت امام علی(ع) یاری و نصرت میطلبید، اما آنان در جواب میگفتند: «ای دختر رسولخدا(ص) کار از کار گذشته است و ما با ابوبکر بیعت نمودهایم. اگر همسر و پسرعموی تو پیش از این نزد ما میآمد و از ما بیعت میخواست، ما کسی غیر از او را انتخاب نمیکردیم.» امام علی(ع) در جواب آنان میفرمود: «آیا من جنازه رسولخدا(ص) را در خانهاش روی زمین میگذاشتم و دفن نکرده در پی حکومت آن حضرت به نزاع و دعوا برمیخاستم؟!» صدیقه طاهره نیز در تأیید امام علی(ع) میفرمود: «ابوالحسن کاری غیر از آنچه سزاوار و مناسب او بود، انجام نداد. آنان نیز کاری کردند که حسابشان با خداست و خداوند از آنها بازخواست خواهد نمود.»۳
و حضرت علی(ع) در این باره فرمودند: «قرآن را در کتابی گرد آوردم، سپس فاطمه(ص) را برداشتم و دست پسرانم حسن و حسین را گرفتم و به خانه یکایک مجاهدان بدر و پیشگامان در اسلام از مهاجران و انصار رفتم و آنان را در باره حقّم به خدا سوگند دادم و آنان را به یاری خویش فراخواندم، از همه آنان تنها چهار نفر به دعوتم پاسخ دادند: (سلمان، ابوذر، مقداد، و زبیر.) از خاندانم نیز کسی نبود تا از من پشتیبانی کند؛ حمزه در نبرد احد کشته شده بود و جعفر در نبرد موته، مردم مرا ناخوش داشتند و رها کردند، آن گونه که هارون به برادرش گفت: «ای برادر! همانا که این قوم مرا ناتوان ساختند و نزدیک بود مرا بکشند» هارون برایم الگوی نیکویی است و عهد و پیمان رسول خدا(ص) برایم حجّتی نیرومند!
علی(ع) این انحراف را تحمل نکرد و در برابر آن سکوت را جایز ندانست و بارها اعتراف و انتقاد فرمود: برای نمونه در خطبه ۳ نهج البلاغه (شقشقیه): «من ردای خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن در پیچیدم (و کنار رفتم) در حالی که در اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یار) بپاخیزم و یا در این محیط پر خفقان و ظلمتی که پدید آوردهاند صبر کنم؟ دیدم بردباری و صبر به عقل و خرد نزدیکتر است، پس شکیبایی ورزیدم.
امام علی(ع) در توجیه صبر خود فرمود: «مردم به تازگی اسلام را پذیرفته بودند و دین مانند مشکی مملو از شیر بود که کف کرده باشد و کوچکترین سستی و غفلت آن را فاسد میسازد و کوچکترین فرد آن را وارونه میکند.»۴
نگاه کردم که نه کمک کاری دارم و نه یاری کننده ای؛ پس خواستم که خاندان خود را از نابودی حفظ کنم؛ پس خواستم که خاندان خود را از نابودی حفظ کنم؛ چشم خود را با وجود خار(در آن) بستم و آب دهان را با وجود تیغ فرو بردم و بر چیزی تلخ تر از علقم (گیاهی تلخ) صبر کردم؛ و بر چیزی درد آور تر از تیغ برای قلب، صبر نمودم.
فاطمه(س) سه شب با امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به تک تک خانه های مدینه می رفتند و داستان غدیر و بالا بردن دست حضرت علی(ع) توسط پیامبر(ص) را به عنوان وصی و جانشین یادآوری می کرد. حضرت فاطمه زهرا(س) باید حق پایمال شده علی(ع) را فریاد می کرد. در حقیقت زهرا(س) باید تفسیر کننده سکوت علی(ع) و یارانش می شد.
راوی می گوید: «فاطمه(س) شب و روز ناله می کرد و می گریست. اشکش باز نمی ایستاد و شعله های دورنش آرام نمی گرفت. بزرگان مدینه همه جمع شدند و نزد امیرالمومنین آمدند. گفتند: ابوالحسن، فاطمه شب و روز می گرید. آرامش شبانه را هم از همه ما ربوده است. هیچ کدام از ما نه شب می توانیم بر بستر آرام بخوابیم و نه روز می توانیم به کار خود قرار یابیم و از پی معیشت خود برویم. ما به تو گفتیم تا از او بخواهی یا شب بگرید یا روز.
علی(ع) فرمود: «دختر رسول خدا، بزرگان مدینه می خواهند از تو در خواست کنم یا شب ها برای پدرت گریه کنی یا روزها.»
فاطمه(س) فرمود: «اباالحسن، من چه مدت اندکی در میان آنها خواهم بود! رفتن من از بین آنها چقدر نزدیک خواهد بود! به خدا، نه شب ها آرام می گیرم و نه روزها ساکت می مانم؛ مگر این که به پدرم، رسول خدا(ص) برسم.»۵
امام علی(ع) فرمود: «دختر رسول خدا، هر چه به نظرت می رسد، همان را انجام بده.»
بعد از این علی(ع) خانه ای را در بقیع برای فاطمه(س) به دور از مدینه بنا کرد. آن خانه را بیت الاحزان می نامیدند.
هر روز فاطمه(س) اشک ریزان، در حالی که حسن و حسین علیهم السلام در پیشاپیش او بودند، به سمت بقیع می رفت. پیوسته در بین قبرها می گریست و شب که فرا می رسید، امیرالمومنین(ع) به کمک او می آمد و او را به خانه می برد.۶
گریه های حضرت زهرا(ع) در واقع مبارزة منفی با دستگاه غاصب خلافت بود، نه فقط گریة عاطفی بر فقدان پدر. گریه بر غربت اسلام، قرآن و دستورات دینی، گریه بر غصب خلافت، گریه بر مظلومیت امام علی(ع) و انحراف امت اسلامی از مسیر اصلی و صراط مستقیم بود. حیف و صد حیف که این امت به خوبی این پیام را دریافت نکردند.
ام سلمه می گوید: خدمت حضرت زهرا(ع) رسیدم و پرسیدم: ای دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح کردی (حالت چگونه است)؟ فرمود: «صبح کردم در میان حزن شدید و اندوه عظیم، در حالی که پیامبر(ص) از دست رفته، و وصیّ او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت و عظمت آن کس دریده و نابود شد که بر خلاف حکم خدا در قرآن و سنت و سفارش پیامبر اسلام(ص) در تأویل و تفسیر قرآن، حق امام او را غصب کردند و به دیگران سپردند.۷
پیامبر(ص) در هنگام شهادت به حضرت زهرا(س) خبر دادند که بزودی به پیامبر(ص) ملحق خواهد شد او می دانست چه مصیبت هایی که بر سر جامعه مسلمین و مسلمانان می خواهد بیاید بنابر این از عمق وجود گریه می کرد و این مسئله ای طبیعی است که انسان نسبت بر مصیبت های بزرگ، گریه بلند انجام می دهد.
بر این مبنا زمانی که امام علی(ع) و یارانش برای نجات اسلام بردباری می کردند، بانوی بزرگ، فاطمه(س) در برابر ظلم هایی که به جامعه و مسلمین وارد می شد شیوه مبازراتی ویژه ای داشت. او باید مردم را نسبت به نیرنگ های انجام گرفته (سقیفه) آگاه کند و آنان را از عمق فاجعه ای که دامنگیر جامعه مسلمانان شده بود با خبر سازد. او می دانست چه مصیبت هایی بر جامعه وارد می شود و چگونه مسلمین دچار عقب ماندگی می شوند و به انحرافات دردناکی دچار می گردند.
آری، گریه های شب و روز فاطمه(س) آرامش را از ظالمان گرفته بود. همواره ستمگران در جامعه ایجاد ترس و هراس می کنند. زیرا به کارگیری این شیوه مانع حضور مردم در صحنه خواهد شد. آنان می کوشند که برای برون رفت از این موقعیت های خطرناک سیاسی دست به چاره جویی بزنند. هم چنان که ظالمان در آن تاریخ کوشیدند تا با گرفتن فدک از فاطمه(س)، ایشان را در تنگنای اقتصادی قرار دهند و سپس با عوام فریبی به گونه ای دیگر عمل کنند.
پی نوشت ها:
*) الإحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)، ج۱، ص۱۰۹
۱) بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۵۳
۲) سید علی نقی میرحسینی، نقش اهل بیت(ع)
۳) شیخ مفید، الاختصاص، ص ۱۸۴
۴) سبحانی، جعفر، پژوهشی عمیق ـ پیرامون زندگی علی(ع) ص۲۲۲
۵) بحار الانوار ج ۴۳ ص۱۷۴ و۱۷۷
۶) بحارالانوارج۴۳ص۱۷۶ب۷ج۱۵
۷) مناقب ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۲۰۵، ۴۹
انتهای خبر
کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷