چهارشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۷

زینب لویمی نویسنده، فیلم ساز و کارشناس فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اهواز: کتاب "زندگی آهسته تر" روایتی از حماسه سازی های کارکنان بیمارستان رازی اهواز در روزهای شیوع کرونا

زینب لویمی نویسنده، فیلم ساز و کارشناس فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اهواز

زینب لویمی نویسنده، فیلم ساز و کارشناس فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اهواز در گفتگو کوتاه با خبرگزاری مفدا اهواز درخصوص کتاب خود گفت: کتاب "زندگی آهسته تر" روایتی از حماسه سازی های کارکنان بیمارستان رازی اهواز در روزهای شیوع کرونا

لطفاً خودتان را معرفی کنید.

زینب لویمی هستم کارشناس اداره فوق برنامه مدیریت فرهنگی

از چه زمانی شروع به نویسندگی کردید؟

از نوجوانی علاوه‌ بر خاطرات روزانه جست و گریخته چیزهایی می‌نوشتم، داستان‌هایی که از دیگران پنهان می‌کردم و نقد فیلم‌هایی که با نام مستعار برای نشریات معتبر سینمایی می‌فرستادم و چاپ می‌شد.

اولین کتابتان چه بود؟

در دوران دانشجویی یک استاد زبان انگلیسی داشتیم یادش بخیر جناب آقای رشتی ایشون علاقه خاصی به ادبیات داشتند و مشوق اصلی من بودند برای چاپ کتاب اصلا فکر نمی‌کردم نوشته‌هام قابل چاپ باشند ولی وقتی تک‌تک داستان‌هایم را به ایشان می‌دادم و ایشان با ذوق و شوق ویرایش می‌کردند جرأت چاپ کردن و به اشتراک گذاشتن شان با دیگر را پیدا کردم. اولین کتابم مجموعه داستان‌های کوتاه "با چشمان بسته ببین" بود که در سال ۱۳۸۶ چاپ شد. رمان نیمه‌تمامی هم از سال۷۹ داشتم که فقط موفق به نوشتن دویست صفحه آن شدم و پس‌از چاپ کتاب اول، نوشتنش را رها کردم و به دنبال این رفتم که نوشته‌هایم را به تصویر بکشم. برای همین سال ۹۱ فرصت پیدا کردم تا در دوره‌های یک‌ساله فیلم‌سازی انجمن سینمای جوان شرکت کنم حاصل این دوره ساختن سه فیلم کوتاه داستانی و نوشتن چندین فیلم‌نامه بود.

انگیزه شما از نوشتن کتاب چه بود و از چه کسانی خاطرات راجمع آوری کردید؟

پس‌از وقفه‌ای طولانی در نوشتن داستان به سفارش یکی از مراجعه کننده‌هایی که برای مصاحبه و ساخت مستند به بیمارستان رازی مراجعه کرده بودند جرقه نوشتن "زندگی آهسته‌تر" در ذهنم زده شد. کتاب را سه قسمت کردم قسمت گزارش پس‌از آن متناسب با مواردی که در گزارش آمده خاطره‌ای از پزشکان در مورد کرونا آوردم و قسمت آخر داستان‌های کوتاه مرتبط با دو قسمت قبل. خاطرات را از پزشکان با تخصص‌های مختلف می‌خواستم جمع‌آوری کنم، تمام تخصص‌ها را لیست کرده و به تک‌تک پزشکانی که می‌شناختم و یا پزشکانی که همکاران معرفی کرده بودند تماس گرفتم خیلی‌ها راضی به همکاری نبودند و بعضی از آن‌ها به‌خاطر مشغله کاری نپذیرفتند درنتیجه برای قسمت خاطرات از دانشجویان بالین که به نوعی درگیر بحث کرونا بودند استفاده شد. از آذرماه سال ۹۹ نوشتن کتاب را شروع کردم که نه ماه طول کشید و پس‌از طی مراحل چاپش در ۲۳خرداد ۱۴۰۱ به چاپ رسید.

هر آنچه دوست دارید به مخاطبین بگید

پرسنل بیمارستان رازی را دریابید تک‌تک پرسنل بیمارستان چه درمانی وچه اداری پشتیبانی همه با جون و دل در آن روزهای سخت کرونا تلاش کردند. امیدوارم با این کتاب بخشی از حماسه سازی های کارکنان بیمارستان رازی اهواز در روزهای شیوع کرونا را به تصویر کشیده باشم.

جهت تهیه کتاب از طاقچه اینجا کلیک کنید.