مفداایران- کتاب قانون در طب، نوشته بوعلی سینا، در حالی که از زبان عربی به زبانهای مختلف غربی ترجمه شده بود و در مراکز علمی آنها تدریس میشد؛ در ایران قریب به ۱۰ قرن کسی نتوانسته بود آن را به زبان فارسی ترجمه کند.
با مطالعه متن روان کتاب قانون انتظار میرود که یک پزشک عرب یا فارس زبان آن را از زبان عربی به فارسی ترجمه کرده باشد. اما حقیقت این است که مترجم این کتاب نه پزشک بوده است و نه زبان مادری او عربی یا فارسی بوده است.
عبدالرحمن شرفکندی متخلص به ماموستا هژار، پژوهشگر، مترجم، شاعر، نویسنده، در سال ۱۳۰۰ در روستایی ما بین مهاباد و بوکان چشم به جهان گشود.
او دو سال بیشتر نداشت که مادرش را از دست داد و در دوره کودکی به مساجد آذربایجان غربی و کردستان فرستاده شد و آنجا برای اولین بار با ادبیات عرب مواجه شد. او سالها در مساجد نزد علمای دینی منطقه مشغول به تحصیل بود تا اینکه در ۱۷ سالگی پدرش را از دست میدهد و مجبور میشود که برای امرار معاش ترک تحصیل کند و حالا که وی به دلیل آوارگیهایی که در مسیر زندگیاش چشیده بود، به مدت هفت سال در عراق، لبنان و سوریه زندگی کرد و به لهجههای مختلف زبان عربی مسلط شد.
او در این سالها به عضویت مجمع علمی بغداد درآمد و از فعالیتهای ادبی و رسانهای او در کردستان عراق و سوریه، نگارش و ترجمه چندین کتاب از جمله کتاب مرجع ادبی عاشقانه کوردی مم و زین از کردی شمالی به کردی مرکزی حاصل شد.
او اگرچه در عراق وضعیتی مناسبی داشت و به فعالیتهای علمی و ترجمه مشغول بود اما با دستور صدام حسین اموال او مصادره شده و ایشان ناگزیر در سال ۱۳۵۴ به ایران برمیگردد آن هم در حالی که به دلیل فعالیتهای سیاسی پیشین یک حکم اعدام داشت.
اما با وساطت دوستان برای بخشش حکم اعدام او، شاه اعلام میکنند بخششی در کار نیست اما فعلا او را اعدام نمیکنیم و پس در عظیمیه کرج ساکن شود.
در آن زمان دانشگاه تهران به او پیشنهاد ترجمه کتاب قانون در طب بوعلی سینا را میدهد و استاد طبق نگارش در کتاب شلم شوریا (چیشتی مجیور) که زندگینامه خود را نوشته است گفته است:
آفای فره وشی به من گفتند، بیا کتاب قانون ابن سینا را ترجمه کن. اگرچه اطلاع چندانی در مورد این کتاب نداشتم، ولی صرفا با این تصور که کتاب عربی را به فارسی ترجمه می کنم این کار را پذیرفتم. اما بعد وقتی کتاب را آوردم و مقداری از آن را مطالعه کردم دیدم به هیچ وجه آن طور که من تصور می کردم نیست و کاری دشوار است . بنابراین نزد ایشان برگشتم و گفتم دانسته های من بیشتر در خصوص ادبیات عرب و دواوین شعرایی است، حتی عربی دوره ی جاهلیت را هم میدانم اما این کتاب در حد توان من نیست.
آقای دکتر فره وشی گفت : خسته نشو، اگر در ماه حتی یک صفحه هم ترجمه کنی برای ما کافیست.
وقتی کیهان فرهنگی با او مصاحبه کرد و از انگیزه استاد برای ترجمه پرسید؛ ایشان پاسخ دادند:
عربی صحرانشین در خیمه ی مهمانسرای شیخ سوگند یاد کرد که از حلاوه لذیذتر در دنیا نیست.
گفتند خورده ای؟ گفت نه لیکن پسر عمویم حمد کاغذی را لیسیده بود که گویا حلاوه در آن پیچیده بودهاند!
هزار سال است که ما ایرانیان به وجود شیخالرئیس میبالیم و او را مایهی افتخار میدانیم. اگر از ما بپرسند که آثار ابن سینا را دیدهای؟ پاسخ همان مثل عربی است. میگوییم آقا اروپاییان به شیخ الرئیس افتخار میکنند و او را ارج می نهند.
میلیونها مرد و زن و بچهی مستضعف زاغه نشین و روستایی در مملکت ما قبل از آنکه دستشان به دامان طبیبی برسد جانشان به لب میرسد و اگر احیاناً دستشان به طبیب رسید، باید هرچه دارند گرو بگذارند و از بیماری نمردی از ناداری بمیر! دلم خواست روستانشینان سیه روز را بر خاصیت گیاهان سادهی دارویی که در برزن و بر بام خانههایشان میروید باخبر سازم. که بیماریهای سادهی خود را تداوی کنند . که اگر نفعی نرسانند، زیانی هم ندارد. دیگر از رنج سفر و خطر مطب طمطراق برخی از پزشکان سود جوی مال اندوز خانمان سوز در امان باشند.
سهشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱ - ۱۱:۰۹
به مناسبت روز ملی پزشک؛ روایت ترجمه کتاب قانون در طب؛ ابوعلی سینا
کتاب قانون در طب، نوشته بوعلی سینا، در حالی که از زبان عربی به زبانهای مختلف غربی ترجمه شده بود و در مراکز علمی آنها تدریس میشد؛ در ایران قریب به ۱۰ قرن کسی نتوانسته بود آن را به زبان فارسی ترجمه کند.