دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۸

سفارش امام حسین(ع) به امام سجاد(ع): «ای فرزند! در برابر حق صبر کن، اگر چه تلخ باشد.»

کربلا

امام حسین(ع) به دشمنان فرمود: «من شما را به راه هدایت دعوت می کنم، کسی که از من اطاعت کند، هدایت می‌شود و کسی که نافرمانی نماید، هلاک خواهد شد. هیچ کدام از شما امر مرا اطاعت نمی‌کنید، گوش به سخن من نمی دهید؛ زیرا شکم‌های شما از حرام پر شده و به قلب‌های شما مهر (قساوت) زده شده است.»۱

به گزارش مفدابهشتی- چهل کجاوه را بر چهل شتر نهاده و بانوان و کودکان از فرزندان فاطمه(س) را بر آنها سوار کرده بودند و سرهای شهدا را جلو کاروان می بردند در حالیکه پیشاپیش آن سرها، سر مقدّس امام حسین(ع) بود (شبیه ترین مردم به رسول خدا(ص) و محاسنش سیاه گویا خضاب شده باشد.) آن سر نورانی همچون ماهی که طلوع کرده باشد، می درخشید. حضرت زینب(ع) نگاهی به سر برادرش انداخت (بی اختیار شد) و از شدت اندوه سرش را به چوبه محمل زد، تا آنجا که خون از زیر مقنعه اش جاری شد. آنگاه با سوز و گداز ـ در حالی که به سمت سر آن حضرت اشاره می کرد ـ این اشعار را خواند:

«ای هلال من که چون کامل شدی، خسوف تو را فرا گرفت و غروب کردی

ای پاره دلم! هرگز گمان نمی کردم که چنین صحنه ای مقدّر شده باشد

ای برادر! با فاطمه(رقیه) کوچک خود سخن بگو، چرا که نزدیک است قلبش [از شدّت اندوه] ذوب شود.»

امام زین العابدین(ع) را بر شتری بدون روپوش سوار کرده بودند، در حالی که از رگ های گردنش خون جاری بود، می گریست و این اشعار را می خواند: «ای امّت بد [کردار] هرگز بر شما باران نبارد؛ ای امتی که احترام جدّ ما را درباره ما مراعات نکردید. اگر در روز قیامت ما و رسول خدا گرد هم آییم [و شما ما را در کنار رسول خدا ببینید] چه پاسخی برای ما خواهید داشت؟ ما را بر شتران برهنه سوار می کنید و [در شهرها] می گردانید؛ گویا ما همان کسانی نیستیم که پایه های دین را در میان شما محکم ساختیم. مردم کوفه که چنین صحنه هایی را مشاهده کردند، گریه و زاری سر دادند. امام زین العابدین(ع) وقتی گریه آنها را دید، فرمود: «آیا برای ما نوحه و گریه می کنید، پس چه کسی عزیزان ما را کشته است؟»۲

ای بنی امیه! شما بر مصیبت هایی که بر ما وارد می شود، واقفید؛ ولی فریادهای ما را پاسخ نمی دهید، شما از شادی [اسارت ما] کف می زنید و ما را در گستره زمین به اسارت می برید. وای بر شما! آیا جدّ من رسول خدا نیست؟ همان کسی که مردم را از راه های گمراهی [به راه راست] هدایت کرد.

ای واقعه کربلا! برای من اندوه به همراه آورده ای، ولی خداوند پرده از کار بدکاران کنار خواهد زد و آنها را رسوا خواهد ساخت.»

مردم کوفه به کودکانی که داخل محمل ها بودند، نان و خرما می دادند؛ در این میان ام کلثوم فریاد زد: «ای کوفیان! صدقه بر ما حرام است.»

در آن حال، مردم گریه می کردند که حضرت ام کلثوم(س) فرمود: «ساکت باشید ای کوفیان! مردانتان ما را می کشند و زنانتان بر ما می گریند؟ داور میان ما و شما در روز قیامت خداوند است.»

نگاهی به این حوادث غم انگیز نشان می دهد علی رغم تلاش فراوانی که دستگاه تبلیغاتی بنی امیه برای وارونه نشان دادن واقعه کربلا به کار گرفت و آن را به عنوان قیام یک گروه از دین خارج شده و بر ضد اسلام معرفی کرده بود، به زودی پرده ها کنار رفت و طشت رسوایی آنها از بام افتاد و مردم کوفه از جنایت عظیمی که در نزدیکی شهر آنها رخ داده بود، آگاه گشتند و سخت ناراحت و برآشفته و غمگین شدند به گونه ای که کوفه مبدل به عزاخانه گشت و بذر انقلاب از همان زمان در این سرزمین پاشیده شد! ۳

کاروان اسراء را به همین منوال در شهرها بردند تا به شام(سوریه) رسیدند.

پی نوشت ها:

*) بحارالأنوار ،ج۶۷ ،ص۱۸۴

۱) بحار الأنوار، ج ‌۴۵، ص

۲) ملهوف (لهوف)، ص ۱۸۹

۳) بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۴ – ۱۱۵

انتهای خبر

کد خبرنگار: 110217