به گزارش مفدا-جهرم،
خونی چکید و حنجره ی خاک، جان گرفت
بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت
آبی که دست بوس عطش بود، شعله زد
آتش سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت
” اسبی ز سمت علقمه آمد”، دگر بس است
تیری امام آینه ها را نشان گرفت
از آخرین شراره، چنین می رسد به گوش
باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت
چون تشنگی، امام حسین و اصحابش را سخت آزرده بود، آن حضرت کلنگی برداشت و در پشت خیمهها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را کند، آبی بس گوارا بیرون آمد، همه نوشیدند و مشکها را پر کردند، سپس آن آب ناپدید گردید و دیگر نشانی از آن دیده نشد.
خبر این ماجرای شگفت انگیز و اعجاب آمیز توسط جاسوسان به عبیدالله رسید و پیکی نزد عمر بن سعد فرستاد که: به من خبر رسیده است که حسین چاه میکند و آب به دست میآورد، و خود و یارانش مینوشند!
به محض اینکه نامه من به تو رسید، بیش از پیش مراقبت کن که دست آنها به آب نرسد و کار را بر حسین و اصحابش بیشتر سخت بگیر و با آنان چنان رفتار کن که با عثمان کردند!
عمربن سعد طبق فرمان عبیدالله بیش از پیش بر امام علیه السلام و یارانش سخت گرفت تا به آب دست نیابند.