دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ - ۰۹:۴۰

کاری از سرویس فرهنگی مفدا جیرفت به مناسبت دهه امامت و ولایت؛

معرفی کتاب/ علی از زبان علی (ع)

معرفی کتاب

کتاب علی از زبان علی (ع) از دقیق‌ترین و خواندنی‌ترین زندگی‌نامه‌ها درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که محمد محمدیان با استفاده از منابع دست‌اول و مطمئن شیعه و اهل سنت به نگارش آن پرداخته است. کتاب علی از زبان علی زندگینامه امام علی بن ابیطالب را از زبان خود ایشان روایت می کند. این کتاب به صورت اول شخص نوشته شده است و این مسئله باعث گیرایی بیشتر آن شده است.

به گزارش مفدا جیرفت ، شخصیت حضرت علی علیه السلام از همه جهت استثنایی و بی نظیر است و یکی از ویژگی های منحصربه فرد آن حضرت این است که تمام ابعاد زندگی شان را از اول تا آخر ،خود بیان کرده اند، و همین روایت کامل از زندگی ایشان که هم زمان با ظهور اسلام و دوشادوش پیامبر عظیم الشأن آن بوده و حضور امام در متن تمامی وقایع حساس آن دوران ، سبب شده تا منبعی جامع و دقیق از تاریخ صدر اسلام در اختیار ما قرار بگیرد. امیرالمومنین(ع) از هر نظر بی‌نظیر است. در اولیا، اوصیا و بزرگان کسی را جز ایشان سراغ نداریم که خودش زندگی را از ابتدا تا انتها بیان کرده باشد.

از دوران کودکی و تربیت آن حضرت در دامان رسول خدا صلی ا.. .علیه وآله ،تا پیش قدم شدن در ایمان به آخرین پیامبر الهی و همراهی با ایشان در حوادث پُرماجرای دوران بعثت، از جهاد در رکاب پیامبر اکرم صلی ا.. .علیه وآله در جنگ های متعدد صدر اسلام تا سال های پُر رنجِ زندگیِ امام پس از رحلت پیامبراکرم(ص)، و در نهایت دوران پُر فراز و نشیب حکومت علوی، تا شهادت ملکوتی آن حضرت در محراب عبادت ؛ همه و همه از زبان خود ایشان است و راوی دیگری وجود ندارد .

کتاب « علی از زبان علی» حکایتی بسیار جذاب از حوادث و رخدادهای زندگی پربرکت مولای متقیان امام علی علیه السلام از زبان خودشان است ، این کتاب دربردارنده گزارش های تاریخی و روایی براساس سیر طبیعی گفتارهای اجتماعی و سیاسی است و نه عهده دار بیان معارف عمیق توحیدی.در واقع این کتاب از اول تا آخر از کلام حضرت علی (ع) است و پاورقی جزئی دارد. این کتاب از ۱۰ فصل دوران مکه, دوران مدینه, دوران خلفا, دوران خلافت, دوران جنگ جمل, دوران جنگ صفین, دوران حکمیت, دوران جنگ نهروان, دوران غارت ها و دوران شهادت تشکیل شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

وقتی رسول خدا صلی‌الله علیه و آله به مدینه آمدند و مسجد مدینه را بنا نهادند، جمعی از مهاجران در اطراف مسجد خانه‌هایی ساختند و برای سهولت رفت‌وآمد به مسجد، دری از خانه خویش به مسجد باز کردند. چندی به این گونه گذشت تا اینکه دستور الهی نازل شد که همه این درها مسدود شود؛ اما تنها خانه‌ای که از این دستور مستثنا بود، خانه من بود. این استثنا بر یاران رسول خدا صلی‌الله علیه و آله سنگین آمد.

در توضیح این مسئله رسول خدا صلی‌الله علیه و آله دست مرا گرفتند و فرمودند: موسی از خدا خواست که مسجد او به دست هارون تطهیر شود. من نیز از خدا خواسته‌ام که مسجد مرا به دست تو و نسل تو تطهیر کند…

پس از این اقدامات رسول خدا صلی‌الله علیه و آله به اصحاب خویش چنین توضیح دادند: «من به میل و خواست خویش ورودی خانه‌های شما را به مسجد نبستم و به خواست خودم اجازه باز بودن در خانه علی را صادر نکردم. این هردو دستور از جانب خداوند بود.

در دامان رسول خدا (ص)

من علی فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، در روز سیزدهم رجب سال ۳۰ عام‌الفیل، در شهر مکه و در درون خانه کعبه متولد شدم. پدرم ابوطالب، چندین فرزند داشت و ازنظر معیشت در تنگنا بود.
خویشان نزدیک به یاری وی شتافتند و هرکدام سرپرستی یکی از فرزندان او را برعهده گرفتند. از آن میان، رسول خدا (ص) مرا برگزیدند تا همچون عضوی از خانواده آن حضرت، در کنار ایشان و خانواده‌شان زندگی کنم.

پیامبر (ص) پسری نداشتند؛ اما تقدیر الهی چنان بود که از من، چونان فرزندشان نگهداری کنند و در رشد و تربیت من از هیچ لطفی دریغ نورزند و تمام مهر و عطوفتی که یک پدر به فرزندش دارد، برای من به‌کار گیرند؛ تاآنجاکه رسول خدا (ص) مرا در دامان خویش می‌نشاندند و در آغوش می‌گرفتند و در بستر مخصوص خود جای می‌دادند.
در کنار ایشان آرام می‌گرفتم و بوی خوش آن حضرت به مشامم می‌رسید. حتی گاه غذا را لقمه‌لقمه در دهانم می‌گذاشتند. هرگز دروغی در گفتار من و خطایی در رفتار من مشاهده نکردند.

از لحظه‌ای که رسول خدا (ص) را از شیر گرفته بودند، خداوند گرامی‌ترین فرشته‌اش را مأمور تربیت وی کرده بود تا او را همواره به راه‌های کرامت و راستی و اخلاق نیکو راهنمایی کند.
من نیز همواره با رسول خدا (ص) بودم، همچون فرزندی که همیشه در کنار مادر است. آن بزرگوار نیز هر روز درس جدیدی از اخلاق نیکو به من می‌آموختند و از من می‌خواستند که در گفتار و رفتار از ایشان پیروی کنم.
رسول خدا (ص) هر سال، چندماهی را در غار «حراء» سپری می‌کردند. در آن ایام، تنها من بودم که با ایشان ملاقات می‌کردم و درطول این مدت، جز من، کسی ایشان را نمی‌دید.

کد خبرنگار: ۲۶۰۶۰۱