به گزارش مفدا بهشتی_ حضرت ابراهیم(ع) از ساره فرزندی نداشت پس به خدا گفت: «بارالها، مرا فرزند صالحی که از بندگان شایسته تو باشد عطا فرما.(۱۰۰) ما او (ابراهیم) را به نوجوانی بردبار و پر استقامت بشارت دادیم. ۱۰۱ »
ساره کنیز خود هاجر را به حضرت ابراهیم(ع) بخشید و اجازه داد با او ازدواج کند وقتی خدا به آنها اسماعیل را عطاء فرمود ساره طاقت نیاورد و گفت: «این مادر و فرزند را به سرزمین دور ببر.» حضرت ابراهیم(ع) آنها را به خانه خدا برد. نزدیک خانه خدا سرپناهی برایشان ساخت و به صاحب خانه(خدا) سپرد و برگشت. هاجر ماند و کودک اش که با دیدن سراب در تلاش یافتن آب هفت مرتبه بین صفا و مروه دوید بار هفتم دید از زیر پای نوزادش چشمه ای فوران کرده به آب گفت: «زم زم = آهسته، آهسته» و آب آهسته و پیوسته جاری شد و خداوند سعی بین صفا و مروه را در اعمال حج بنا نهاد.
حالا که اسماعیل نوجوان خوش سیمایی گشته حضرت ابراهیم(ع) خواب دید که اسماعیل را قربانی کن، به خوابش توجه نکرد. بار دیگر خواب دید اسماعیل را قربانی کن. باز هم توجه نکرد برای بار سوم خواب نبود بلکه بین خواب و بیداری بود به نوعی الهام بود.
«آن گاه که (آن پسر رشد یافت و) با او به سعی و عمل شتافت (یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین میبینم که تو را قربانی (راه خدا) میکنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟ جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاء اللّه مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت ۱۰۲»
کمی دورتر از آنها هاجر که از همه جا بی خبر بود شیطان را بصورت پیرمردی دید که به او گفت: «چه نشسته ای، ابراهیم فرزندت را به قربانگاه برده» هاجر به سخنان شیطان اهمیت نداد باز شیطان آمد و گفت... هردفعه هاجر می گفت: «اینطور نیست مرا وسوسه نکن.» شیطان دست بردار نبود هاجر عصبانی شد و گفت: «حتما تو شیطان هستی که اینگونه عذابم می دهی وگرنه حضرت ابراهیم(ع) بنده خوب خداست خود می داند چکار کند.» هفت تا سنگ به شیطان پرت و به راه خود ادامه داد باز شیطان دست بردار نبود برای بار دوم هم هاجر هفت تا سنگ به طرف شیطان پرت کرد و به راه خود ادامه داد امید داشت شیطان برود اما شیطان دست بردار نبود برای بار سوم مصمم تر و محکم تر هفت تا سنگ به طرف شیطان پرتاب کرد سنگ آخر به چشم شیطان اصابت کرد و چشم شیطان کور شد همان وقت دست کشید و رفت. آنجا شیطان یک چشمی شد و آن مکان نماد رمی جمره شد. ۲
«پس هنگامی که آن دو تسلیم [خواسته خدا] شدند و ابراهیم، جبین او را به زمین نهاد [تا ذبحش کند] (۱۰۳)»
پدر و پسر در برابر این امر الهی تسلیم شدند. معنای دین همین بندگی است. حضرت ابراهیم(ع) می داند که در فرمان خدا حکمتی وجود دارد. اسماعیل با کمک پدر دست و پای خود را بست و به رو خوابید که ذبح شود. (او نمی خواست نگاه پدر در نگاه او مانع از اجرای حکم الهی شود.) کسی که بنده است در برابر حکم خدا اظهار نظر نمی کند. تسلیم یعنی این که به سخن خدا اعتماد و به آن عمل کنیم. احکام الهی که نباید فلسفه دنیایی داشته باشد که البته دارد ولی بندگی این است که انسان تسلیم حکم الهی باشد.
حضرت ابراهیم(ع) پیشانی فرزند را بر خاک نهاد و هنگامی که کارد کشید دید که کارد نمی بُرد. کارد را به سنگ زد و سنگ شکست. حضرت ابراهیم(ع) خطاب به کارد گفت: «سنگ را می شکنی ولی گلوی نازک اسماعیل را نمی بری» در آن هنگام اسماعیل ۱۳ سال داشت. کارد به صدا آمد «خلیل می گوید بِبُر رب جلیل می گوید نَبُر»
«و ما در آن حال (که کارد به گلویش کشید) خطاب کردیم که ای ابراهیم، (۱۰۴) تو مأموریت عالم رؤیا را انجام دادی (کارد را از گلویش بردار). ما نیکو کاران را چنین نیکو پاداش میدهیم. (۱۰۵) این ابتلا همان امتحانی است که (حقیقت حال اهل ایمان را) روشن میکند (که در راه خدا از هر چیز میگذرند). (۱۰۶) و بر او (گوسفندی فرستاده و) ذبح بزرگی فدا ساختیم. (۱۰۷) و ثنای او را در میان آیندگان وا گذاردیم. (۱۰۸) سلام بر ابراهیم باد! (۱۰۹) [ما] نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم. (۱۱۰) زیرا او از بندگان با ایمان ما بود. (۱۱۱)» سوره صافات
در واقع باید محبوب خودمان را به درگاه الهی قربانی کنیم نماد فرزند است. امام حسین (ع) بالاتر از اینها را انجام داد. در یک روز ۷۲ قربانی داد. یعنی در جلوی چشمانش اصحاب و عزیزانش و حتی کودک شش ماهه قربانی شدند و این نهایت مقام بندگی است.
خدا اجازه نداد حضرت ابراهیم(ع) فرزندش را قربانی کند این کار به خاطر آیندگان بود که طاقت این کار را ندارند. یعنی اگر آن روز حضرت ابراهیم(ع) فرزند خود را ذبح می کرد، علی القاعده جزو مناسک قرار می گرفت و دیگر کسی به حج نمی رفت. ولی خدا قربانی را به یک گوسفند تقلیل داد.
مستحب است که در این روز گوسفندی را قربانی کنیم و به فقرا بدهیم.
حاجیان صبح روز دهم بعد از طلوع آفتاب از مشعر الحرام عازم منا می شوند که در آنجا چند عبادت انجام می شود. عبادت اول عبارت از رمی جمره آخر در روز عید قربان است. عبادت دوم قربانی کردن و عبادت سوم سر تراشیدن یا کوتاه کردن مو است، عبادت های دیگر شامل بیتوته کردن در منا در شب های یازدهم و دوازدهم است و پس از رمی روز دوازدهم و سیزدهم به مکه بر می گردند و سایر عبادات را انجام می دهند.
عید قربان در وسط اعمال عبادی حج قرار گرفته است.
«چون برای ابراهیم جای خانه را معین کردیم [بدو گفتیم] چیزی را با من شریک مگردان و خانه ام را برای طوافکنندگان و قیام کنندگان و رکوع کنندگان [و] سجده کنندگان پاکیزه دار(۲۶) و در میان مردم برای [ادای] حج بانگ برآور تا [زائران] پیاده و [سوار] بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری می آیند به سوی تو روی آورند(۲۷) تا شاهد منافع خویش باشند و نام خدا را در روزهای معلومی بر دامهای زبانبسته ای که روزی آنان کرده است ببرند پس از آنها بخورید و به درمانده مستمند بخورانید(۲۸) سپس باید آلودگی خود را بزدایند و به نذرهای خود وفا کنند و بر گرد آن خانه کهن [=کعبه] طواف به جای آورند(۲۹) ...
هرگز [نه] گوشت های آنها و نه خون هایشان به خدا نخواهد رسید ولی [این] تقوای شماست که به او می رسد این گونه [خداوند] آنها را برای شما رام کرد تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگی یاد کنید و نیکوکاران را مژده ده.(۳۷)» سوره حج
[با توجه به ارزشی که حیوانات قابل ذبح(گاو، گوسفند، شتر و ...) در همهی زمانها داشتهاند ذبح و قربانی نوعی ایثار و گذشت از مال مورد علاقه است. از طرف دیگر، عدهای از بندگان نیازمند از خوردن گوشت آنها سیر میشوند و کمک شایانی به طبقۀ ضعیف است.
گفتنی است که ذبح و قربانی کردن حیوان از نظر اسلام دارای شرایطی است، از جمله:
حیوان حلال گوشت باشد، تا گوشت آن به مصرف خوراکی انسان برسد.
رو به قبله و با بردن نام خداوند ذبح شود.
به دستور خاصی که اسلام فرموده چهار مجرای (رگ) اصلی بریده شود.
با وسیله برنده تیز آهنی بریده شود، تا حیوان اذیت نشود.
یافته های علمی، بهداشتی بودن، کیفیت برتر و ضریب سلامت این روش را اثبات کرده است. اگر حیوانی ذبح شرعی شود، آن مقدار خونی که از بدنش خارج می شود و شرایطی که در زمان ذبح، برایش به وجود می آید باعث می شود که زمینه بسیاری از بیماری ها در آن از بین برود ولی اگر به روش غیرشرعی ذبح شود زمینه ایجاد بسیاری از بیماری ها در آن گوشت وجود خواهد داشت. همچنین در روایات اسلامی تاکید شده حیوانی که ذبح نشده و مرده است، نخورید چرا که چندین ضرر برای بدن انسان دارد، عوارضی همچون اثر بر ضعیف شدن بدن انسان؛ عقیم شدن انسان؛ افزایش احتمال مرگ ناگهانی(مثل سکته های قلبی و مغزی) و آثار زیان بار دیگری نیز دارد. تحقیقات نشان می دهد که کشتار با خونریزی مستقیم موثرترین روش برای راحتی حیوانات، کیفیت گوشت، ایمنی محیط زیست و سلامت انسان است.]
عید قربان، (عید بندگی) بر شما خوبان مبارک باد.
پی نوشت ها:
* ( کتاب من لایحضره الفقیه ، ج 2 ، ص 214
۱ ( ثواب الأعمال، ص59
۲ (جَمْرَه، نام سه محل مخصوص در سرزمین منا که حاجیان در روزهای معینی به سوی آنها سنگ میاندازند.
انتهای خبر
کد خبرنگار: ۱۱۰۲۱۷