شنبه ۷ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۹:۴۴

روایتی ازدلدادگی درشب وداع

شهید گمنام

دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان باردیگربا میثاق با آرمان‌های شهدا و امام راحل(ره)، پیکر مطهر مطهرشهیدگمنام را در پردیس تشییع کردند.

به گزارش مفدا هرمزگان؛ سن مان به دوران دفاع مقدس قد نمی‌دهد، اما روایت‌ جانفشانی وازخودگذشتگی رزمندگان آن دوران را که هم سن و سال امروز ماها بودند می‌شنوم، مجذوب می‌شوم که بدانم چگونه می‌شود عاشق میدان جنگ شد و برای دفاع از وطن سراز پا نشناخت و به دل دشمن زد.

صدای همهمه بلندشد وآمبولانس دراستقبال پرشوردانشجویان منتظرایستاده با بوی گلاب و اسفند وارد پردیس شد، همه سر از پا نمی‌شناختند برای استقبال ازلاله پر شده دشت بلا.

حال و هوای مسجد پردیس علوم پزشکی هرمزگان جوری دیگری شد، مسجد امام‌رضا (ع) باری دیگر، میزبان یک مهمان خاص بود همه برای میزبانی از این مهمان خاص در تکاپو بودند، همه درانتظار آمدنت بودند.خوش آمدی

تابوت مزین شده به پرچم مقدس کشورکه غروری خاصی را جلوه‌گر می‌نمود، با شکوه وارد مسجد شد برسرتابوتش اشک‌ها جاری شد، حرف‌ها با او زده شد

هرکس درکنارتابوت شهید زمزمه می‌کرد، نجوایی از عشق ودلدادگی.

هرکس تنها درحال و هوای خود وشهید بود .

دانشجویان برسرمزاردوشهید گمنامی که در آنجا به خاک سپرده شده بودند نشسته‌اند.

یکی از دانشجویان ازحال خود درآن شب گفت؛

هم خوشحال و هم ناراحت بود

خوشحال از اینکه درکشان کرده بود

ناراحت از اینکه دیر پیدایشان کرده بود

او گفت: گاهی اوقات در اطراف ما چیزهایی وجود دارد ولی ما آنها را نمی بینیم و درک درستی از آنها نداریم...

مهمانی تمام شد ومهمان با میزبان خداحافظی کرد و رفت... عطیه کمال