سینا طالب عباسی و زهرا هاشمی، دانشجویان رشته پرستاری ورودی ۹۸ ، تک زوج دانشجویی هستند که هر دو در دانشکده علوم پزشکی گراش تحصیل می کنند.
به مناسبت هفته ملی جمعیت، گزارشگر مفداگراش با آن ها مصاحبه ای در خصوص نحوه آشنایی ، ملاک های ازدواج، اهداف و برنامه های این زوج و .. انجام داده است که شرح آن را در زیر بخوانید:
قبل از هر چیز بهتر است خودتان را معرفی کنید . اینکه متولد چه سالی هستید؟ اهل و ساکن کجا هستید و در چه رشتهای درس می خوانید ؟
سیده زهرا هاشمی هستم، متولد سال ۱۳۷۸ اصالتاً تبریزی ام ولی فعلاً ساکن کرج هستم و در رشته پرستاری ورودی ۹۸ درس می خوانم.
سینا طالب عباسی هستم، متولد سال ۱۳۷۸ ساکن مراغه، دانشجوی رشته پرستاری ورودی ۹۸ هستم.
مطمئنا ًبرای خیلیها جالب است بدانند شما چطور با هم آشنا شدید؟ یا اسباب آشنایی با هم و این وصلت را مدیون چه فرد یا رویدادی هستید؟
زهرا هاشمی: کسی واسطه آشنایی ما با هم نبود. شروع آشنایی ما به مرداد ماه سال ۹۹ برمی گردد. وقتی که امتحان پایان ترم زبان داشتیم آقای عباسی در صفحه شخصی از من فایل های زبان را درخواست کردند. بعد از آن برای سایر درس ها هم همین داستان تکرار می شد.کم کم بحث از درس فاصله گرفت و ایشان گفتند که به من حسی دارند که ذهنشان را مشغول کرده است .من در جواب گفتم که در این مدت کوتاه و با چت کردن که انسان عاشق نمی شود .و ایشان گقتند که از قبل این حس را به من داشته اند. من گفتم نه و درخواست کردم که دیگر به من پیام ندهند ولی این کار انجام نشد.
در واقع خودم هم ته دلم با گفتن این حرف که دیگر به من پیام ندهید، ناراحت می شدم.گفتم که باید همدیگر را ببینیم چون تا حالا خوب شما را ندیدم. قرار شد موقع کارآموزی ها یکدیگر را ببینیم ولی گروه های کارآموزی ما فرق داشت و بخاطر کرونا زمان کارآموزیمان متفاوت بود. روز آخری که به خانه برمی گشتم با روز آمدن ایشان به گراش همزمان بود و فقط آن روز را برای دیدار فرصت داشتیم که اواخر کارآموزی من اعلام کردند که گروه های دیگر برای کارآموزی نیایند. به ایشان گفتم قسمت نیست ولی ایشان گفتند که می آیند .
ایشان روز آخر حرکت کردند و به شیراز آمدند . در ترمینال نشسته بودم و منتظرش بودم.داشتم به منظره روبه رو نگاه می کردم. فکر می کردم از آنجا می آید چون همه مردم از آن مسیر عبور می کردند که ناگهان صدایی پشت سرم گفت سلام خانم هاشمی.
برگشتم و برای یه لحظه قلبم تند زد. استرس داشتم . من هم سلام کردم و در پارک، روبه روی هم نشستیم. حدود ۵ ساعت وقت داشتیم. چون من عصر بلیط داشتم. در مورد احساسات و ملاک هایشان برای ازدواج به من گفتند و بیان کردند همان ویژگی هایی را که برای انتخاب همسر مدنظرشان هست، من دارم. ما در تاریخ سوم بهمن ماه ۱۴۰۰ عقد کردیم.
تا آن روز تنها باری که با ایشان برخورد مستقیم داشتم سه شنبه های مهدوی بود.

چه ملاک هایی برای ازدواج در زندگی هرکدام تان وجود داشت و بعداز آشنایی با همدیگر چه میزان از این معیارها در طرف مقابلتان وجود دارد ؟
زهرا هاشمی: ملاک من برای ازدواج، ایمان و اخلاق بود و می توانم بگویم این ملاک ها را در ایشان دیده ام.
سینا طالب عباسی: ملاک من هم عفت و حیا، خوش اخلاقی و ایمان قوی بود که من تمام این معیار ها را در ایشان یافتم.
پیش از ازدواج، ملاکهایی برایتان مهم بود که حالا متوجه شده باشید اهمیتی نداشتند؟
زهرا هاشمی: بله، در گذشته تصور می کردم که پول معیار خیلی مهمی برای ازدواج است و طرف مقابل باید ثروتمند باشد. ولی الان می بینم که آرامش، علاقه و درک متقابل خیلی مهمتر از پول هست.
سینا طالب عباسی : در ابتدا فک می کردم تفاوت سنی خیلی مهم هست ولی الان می بینم اتفاقا هم سن بودن بهتر است چون درک طرفین بالاتر می رود.
به نظر شما پیش از ازدواج، چگونه میتوان از اینکه طرف مقابل خصوصیات مدنظر را دارد، شناخت حاصل کرد ؟
طرفین باید با هم برخورد مستقیم و از نزدیک داشته باشند. با هم حرف بزنند و رفتار شخص مقابل را در محیط کار و... مورد توجه قرار دهند. مدت آشنایی ما با یکدیگر حدود یکسال بود.
از نظر شما بهترین راه ارتباط و شناخت و آشنایی دانشجویان باهم چیست ؟
بهترین راه شناخت برای دانشجویان محیط کلاس و کارآموزی هاست . مراجعه به اداره مشاوره دانشجویی را هم پیشنهاد می کنیم.
چگونه خانواده هارا برای ازدواج دانشجویی قانع کردید؟ توصیه تان به خانواده هایی که برای این امر سخت گیری می کنند، چیست؟
زهرا هاشمی: خانواده من از لحاظ مالی خیلی سخت گیر نبودند. اوایل پدرم مخالف بودند ولی با دیدن علاقه ی من کم کم مجاب شدند . پدرم گفت من پول و خانه نمی خواهم فقط باید درستان را خوب بخوانید، چون زندگی آینده شما به آن وابسته است.
سخت گیری خانواده ها مربوط به شغل، درآمد و وضع مالی پسر هست. نمی توانم بگویم به این مسائل اصلا توجه نکنند ولی از آنجایی که هیچ کسی از اول زندگی همه چیز را با هم نداشته، سطح توقعات را پایین بیآورند .چون خود والدین هم اوایل جوانیشان چیزی نداشتند. اگر طرف مقابل تلاش و پشتکار داشته باشد به همه آنها خواهند رسید.
سینا طالب عباسی : والدین من اول می گفتند تو چیزی نداری و در این شرایط تا خانه و ماشین نداشته باشی نمی توانی از پس خرج زندگی بربیای ولی من آنقدر اصرار کردم تا بالاخره راضی شدند. به نظر من هم کسی از اول زندگی چیزی نداشته مگر کسانی که ارثی به آنها رسیده باشد و نکته مهم اینکه مال دنیا، همه چیز نیست . اصلی ترین هدف ازدواج آرامش است و این فقط با پول به دست نمی آید.

مهم ترین چالش زندگی مشترک دانشجویی تان تا به حال چه بوده است؟
هماهنگی درس با مسائل زندگی
اگر روزی سر مسئله ای باهم اختلاف نظر و بحثی داشته باشید، فکر می کنید کدام یک از ویژگی های طرف مقابلتان شما را باز به هم نزدیک می کند و می توانید این چالش را به خوبی مدیریت کنید؟
درک متقابل و اینکه زندگی فقط دنیوی نیست. توجه به بعد مهم تر وجودی انسان و درنظر گرفتن خداوند، حتما باعث نزدیکی می شود. الا بذکر الله تطمئن القلوب، یاد خدا هم آرامش بخش هست و هم نزدیک کننده
الگو زندگی مشترکتان را چه فردی یا افرادی قرار داده اید ؟
به نظر ما الگوی زندگی باید نزدیک به زندگی ائمه اطهار باشد. اگر بتوانیم حتی به مقدارکم، خدایی زندگی کنیم خیلی خوب است.
آیا برای فرایند ازدواجتان از مشاورین این حوزه مخصوصا مشاور دانشکده کمک گرفتید؟
به اداره مشاوره دانشجویی مراجعه نکردیم اما در وبینارهای عشق و ازدواج شرکت کردیم. در آن وبینار ها در مورد ملاک ها و دیگر مسائل مربوط به آشنایی تا ازدواج حرف می زدند.
آیا تحصیل شما مشکلی برای زندگی مشترکتان ایجاد نکرده است؟ چگونه دیدارهایتان را مدیریت می کنید؟
خیر. باید کنار درس، ساعتی هم به دیدار اختصاص داد که ما همدیگر را در مسجد و آلاچیق دانشکده می بینیم.
شعار زندگی تان چیست؟
ساده زیستی، تلاش و توکل
هدف و گام بعدی زندگیتان چیست؟
اتمام تحصیل، استقلال مالی و استخدام شدن
در یک جمله، زندگی را قبل و بعد ازدواج مقایسه کنید!
تشویش و بی هدفی زندگی ِ قبل در مقابل آرامش روحی و هدفمند شدن بعد از آن
این وعده الهی است که از فقر نترسید و ازدواج کنید که خدا از فضل خود شما را توانگر خواهد کرد، آیا این وعده برای شما محقق شد!؟
بله، برکت زندگی ما بعد از ازدواج بسیار بیشتر شده است
اما توصیه پایانی شما به مجردها...
از ازدواج نترسید خدا روزی را می رساند.
مصاحبه کننده : نیلوفر صفا، اتاق عمل ۹۸