پایگاه خبری و اطلاع رسانی مفدا خمین، به مناسبت هفته جمعیت و موضوع حمایت از خانواده با یکی از دانشجویان متأهل و مادر مصاحبه کرد.
شرح این گفتگو را در ادامه بخوانید...
لطفاخودتان را برای ما معرفی کنید.
سمانه عسگری هستم ، ۳۰ سالمه و دانشجوی کارشناسی اتاق عمل ورودی سال ۱۳۹۸ دانشکده ی علوم پزشکی خمین هستم.
اهل چه شهری هستید ؟ چه مدت است ازدواج کردید؟
من اهل شهرستان شازند هستم . در سن ۱۶ سالگی به شکل کاملا سنتی ازدواج کردم و اکنون دارای یک پسر ده ساله هستم.
ازدواج چه تاثیری روی تحصیل دوران دبیرستان شما داشت؟
بنده در سال دوم دبیرستان ازدواج کردم و ادامه ی دوران دبیرستان تا اخذ مدرک دیپلم را در منزل خواندم و پس از آن هم صاحب فرزند شدم.حدود ۵-۴ سال بعد از تولد فرزندم ، تصمیم گرفتم که مجدد درس را ادامه بدهم و در کنکور شرکت کردم و در این رشته پذیرفته شدم.
شما مسئولیت همسری و مادری را در کنار دانشجو بودن به چه شکل انجام می دهید و این سه را چگونه مدیریت می کنید؟
شخصیت من به شکلی است که وقتی نقش ها و مسئولیت هایم زیاد می شوند ، قدرت و توانایی برنامه ریزی ام بالاتر می رود و بهتر می توانم زندگی ام را مدیریت کنم. به شکلی که در ایام تابستان که از درس فارغ می شوم ، برنامه ریزی ام در زندگی کمتر می شود.
آیا مادر بودن مانع درس خواندن می شود؟
ورود من به دانشگاه همراه شد با ورود پسرم به کلاس اول . نقش مادری نه تنها مانع درس خواندن من نشد بلکه به جرأت می توانم بگویم که پسرم یکی از بزرگترین مشوّق های من در درس خواندن است ، به شکلی که مدام در مورد کلاس ها،نمرات و فعالیت های درسی من پرس و جو می کند و پیگیر درس من است و همانطور که خودش دوست دارد که در درس هایش نمرات خوبی بگیرد نسبت به من نیز چنین حسی را دارد.
نظر شما در مورد ازدواج در دوران تحصیل و دانشجویی چیست؟آیا به دانشجویان و هم کلاسی های مجرد خود پیشنهاد می کنید که در دوران دانشجویی ازدواج کنند؟
من اکنون که خودم را با هم کلاسی هایم مقایسه میکنم، می بینم که بسیاری از دغدغه های آن ها را ندارم، چون ازدواج کردم ، صاحب فرزند هستم و زندگی مستقل و شخصی خود را دارم و در نتیجه تمام تمرکز و حواسم روی درس هایم است اما دوستانم که مجرد هستند یکسری دغدغه ها دارند که همین ها باعث شده گاها عملکرد تحصیلی آنها پایین بیاید. در کل به نظرم زندگی متاهلی می تواند بسیار کمک کننده به تحصیل باشد. به شکلی که همسر من حامی اصلی من در درس خواندن است و اگر تشویق ها و حمایت های همسرم نبود شاید من مجدد به فکر ادامه تحصیل نمی افتادم و حتی بخش زیادی از اعتماد به نفس خود را مدیون همسرم هستم.
از شیرینی های مادری و مشکلات دانشجویی برایمان بگویید.
یکی از مشکلات بنده این است که متاسفانه دوران کرونا باعث شد که پسرم از نظر درسی به من وابسته شود ، بنابراین باید برای درس ها کنار او باشم و بنابراین مجبورم هر روز این مسیر منزل و دانشگاه را رفت و آمد کنم و نمیتوانم در خوابگاه اسکان داشته باشم و از طرفی هزینه ی رفت و آمد هم خیلی زیاد است و همچنین مدت زیادی از وقت من در جاده وماشین می گذرد اما به هر حال از شیرینی های مادری هم نمیتوان چشم پوشی کرد . یکی از شیرین ترین لحظات من زمانیست که پسرم پیگیر درس های من می شود و از نمرات و اتفاقات دانشگاه از من سوال میکند و وضعیت درسی من برای او مهم است.
نظر شما راجع به خوابگاه متاهلی چیست؟ آیا وجود چنین خوابگاهی را برای دانشکده ضروری می دانید؟
از نظر من این خوابگاه میتواند خیلی در کاهش مشکلات دانشجویان متاهل کمک کننده باشد و به نظرم حتی میتواند باعث افزایش ازدواج های دانشجویی شود ، زیرا الان یکی از مشکلات دانشجویانی که قصد ازدواج دارند همین بحث اسکان و خوابگاه است با توجه به هزینه های بالای اجاره ی منزل، که با وجود خوابگاه دانشجویی این دغدغه از بین می رود و شرایط ازدواج دانشجویان تسهیل می شود.
بزرگترین چالش شما با توجه به شرایط اکنونتان (دانشجو بودن، همسر بودن و مادر بودن) چیست؟
در مورد نقش مادری اکنون بزرگترین مسئله ی من این است که هیچ کمبودی برای فرزندم ایجاد نشود و تحصیل من مانع وقت گذاشتن و رسیدگی به درس های پسرم نشود . در نقش همسری هم به همین شکل است . همواره سعی خود را کرده ام که هیچ کمبودی در زندگی نباشد و برای جبران ساعاتی که در دانشگاه و مشغول تحصیل هستم اغلب از تفریحات و سرگرمی های خود چشم پوشی می کنم تا بتوانم نقش مادری و همسری را به بهترین شکل ایفا کنم و برای همسر و فرزندم نیز در منزل وقت داشته باشم.در واقع من درس را جایگزین اوقات فراغت خود کردم و درس خواندن نوعی تفریح است برای من.
به نظر شما دانشکده برای دانشجویان متاهل چه امکاناتی را باید ایجاد کند؟ (به لحاظ رفاهی ، آموزشی و....)
یک مسئله وام های تحصیلی هستند که با وجود اینکه میزان وام دانشجویان متاهل بیشتر از سایر دانشجویان است اما باز هم با توجه به شرایط کنونی و هزینه های بالای زندگی وهزینه ی رفت و آمد روزانه، میتوان کمی شرایط وام ها را بهبود بخشید. نکته ی بعدی بحث خوابگاه هاست که اگر دانشکده دارای خوابگاه متاهلی بود مشکلات رفت و آمد و دوری از همسر و فرزند نبود و با خیال راحت تری میشد به تحصیل پرداخت و نکته سوم اینکه ضمن تشکر از اساتید محترم دانشکده، از ایشان تقاضا دارم که با دانشجویان متأهل همکاری بیشتری داشته باشند و شرایط آن ها را بیشتر مد نظر قرار دهند.
در پایان اگر صحبتی دارید که دوست دارید دانشجویان و هم کلاسی هایتان بدانند بفرمایید.
یک مسئله ای که من زیاد بین دانشجویان و دوستان خودم می بینم مخالفت آن ها با امر ازدواج است . یک بخش آن مربوط به شرایط اقتصادی جامعه است اما بخش زیادی از آن به دلیل فرهنگ سازی نادرستی است که در جامعه در خصوص امر ازدواج ایجاد شده و همچنین افزایش ازدواج های ناموفق که باعث شده دید افراد نسبت به ازدواج تغییر کند. به نظرم افراد در امر ازدواج نباید ایده آل گرا باشند و این نکته را باید بدانند که هیچ انسانی کامل نیست و هرکسی هم دارای ویژگی های مثبت است و هم منفی. انسانها با ازدواج صمیمی ترین رابطه را با یکدیگر برقرار می کنند و همین باعث می شود تا اعماق وجود یکدیگر را بشناسند و خوبی ها و بدی های یکدیگر را بفهمند و نقاط مثبت و منفی را به هم یادآوری کنند و در جهت اصلاح نقص ها بکوشند و به یک تعالی و رشد برسند.
«مصاحبه کننده : فائزه منعمی بیدگلی»