به گزارش مفدابهشتی به نقل از روابط عمومی جهاددانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی- این مراسم به میزبانی ریاست و معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی، با سخنرانی نماینده نهاد مقام معظم رهبری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، شعرخوانی دکتر ناصر پروانی و نیز جمعی از دانشجویان فعال فرهنگی دانشگاه برگزار گردید.
نماینده نهاد مقام معظم رهبری در سخنرانی خود پس از اقامه نماز ظهر و عصر، ضمن والا شمردن جایگاه شهدای هشت سال دفاع مقدس، گفت: «یکی از مصادیق جهاد تبیین حقیقت جنگ است، جنگ ما برای جنگ نبود، ما جنگیدیم که صلح را برقرار کنیم.»
حجتالاسلاموالمسلمین جواد قدیری با اشاره به اینکه در جنگ هشت سال دفاع مقدس با فساد مبارزه کردیم تا صلح را برقرار کنیم، افزود: «شهدا نماد صلح و آرامش بشریت هستند، امیدواریم که بتوانیم در مسیر آنها گام برداریم.»
وی در ادامه صحبتهایش بابیان اینکه اگر بتوانیم توجه بیشتر خود را بذل رفتار و سیره شهدا قرار بدهیم و این خصلت را در خود نهادینه کنیم، اظهار داشت: «آنگاه میتوانیم گسست معرفتی و شناختی که میان نسلهای کنونی با نسلهای پیشین ایجادشده است را برطرف کنیم.»
قدیری منشا بسیاری از دلنگرانیها، مشکلات و استرسها را غبارها و قصاوت هایی که قلب و روح انسان را پوشانده است، دانست و بیان کرد: «اگر شهدا توانستند به جایگاه و مقام والا دست پیدا کنند، برای این بود که آنها غبارهای حسد، کینه و ... را از قلبهای خود پاک کردند. به امید اینکه ما نیز بتوانیم این غبارها و گناهان را از خود دور کنیم.»
نماینده نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه، با اشاره به این روایت که " گناهان شما دردیست برای شما و دوای این دردها استغفار است "، گفت: «استغفار یعنی همان زدودن و برطرف کردن؛ البته هر عملی استغفار مربوط به خودش را میخواهد، یعنی اگر کسی اهل بخل است باید این رذیله اخلاقی را از خودش جدا کند و اهل بخشیدن باشد. اگر کسی اهل حسادت است باید نسبت به کسی به آن حسد میورزد هدیه بدهد و سینه خود را از حسادت برطرف کند.»
وی بابیان اینکه اگر بتوانیم این غبارها را از دل خود رفع کنیم، همچون پری معلق در آسمان میشویم، ادامه داد: «یعنی به چنان آرامشی خواهیم رسید که حد و حساب ندارد، زندگی سراسر با آرامشی خواهیم داشت و آنگاه این مصرع "چو تختهپاره بر موج رها..." عینیت پیدا میکند.»
همچنین در ادامه این مراسم به شعرخوانی شاعر فرهیخته، دکتر ناصر پروانی پرداخت و شعری که وی به مناسبت این روز سرود، منتشر میکنیم.
تکبیر خواب چشمهایم را بهم زد
دستی رسید و سرنوشتم را رقم زد
دستی شبیه دستهای مهربانان
دستی شبیه قطرههای ناب باران
دستی که بوی عاشقی در سینهاش بود
عطری بهشتی در کف پُر پینهاش بود
عطری شبیه عطرِ یاس و سیب پیچید
مُهر نمازم از پس سجاده تابید
نام شهیدان شعرها را بیریا کرد
در واژهها و در دلم غوغا به پا کرد
حال و هوای قلبشان رنگین کمانی ست
بارزترین رفتار آنها بینشانی ست
چون نقشهی راهی لبالب پُر ز پیغام
فرقی ندارد نام دارد یا که بینام
وقتی دلم دلتنگ خوبیهاست گاهی
خاک تو می گردد برای دل پناهی
شاید شهیدی بر دل زارم دعا کرد
با رنگ خود رنگ مرا رنگ خدا کرد
اینجا غبار از سنگهای دل بگیرم
شاید سبب شد عاقبت غافل نمیرم
اینجا گلابِ اشک میشوید وجودم
با خود بَرَد ته ماندهی بود و نبودم
«ما ردّپای عشق را دنبال کردیم»
گاهی شهیدان را کمی خوشحال کردیم
وقتی وطن مانند تن ناموس ما بود
دلسردی هر هموطن کابوس ما بود
وقتی غرور ظالمان را خُرد کردیم
بازنده در ظاهر ولیکن بُرد کردیم
وقتی که دست ظالمان کوتاه میشد
قلبم ز لبخند شهید آگاه می شد
قطعا شهیدان نیت ما را بدانند
قطعا شهیدان دست ماها را بخوانند
از آیهی «لا تَحسَبن» الگو گرفتیم
در زندگی با خوی آنها خو گرفتیم
روزی ما دستِ تلاش و همت ماست
پرچم نمی افتد به دست غیرت ماست
آه ای شهیدان بی شما بی اعتباریم
آلودهایم اما شما را دوست داریم
اینکه بمانم بی تو من خیلی بعید است
هر روز نه، هر ثانیه روزِ شهید است