دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۰

به مناسبت چهارم شعبان، سال‌روز میلاد سردار فضل و ادب حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روز جانباز؛

من هم ای ساقی زمین‌گیر توام / سائل دست علم‌گیر توام

میلاد حضرت عباس(ع)

همانا فرزندم عباس، در کودکی علم آموخت و به‌سان فرزند کبوتر که از مادرش، آب و غذا می‌گیرد، معارف را از من فرا گرفت.1

به گزارش مفدا بهشتی- روزی امام حسین(ع) در مسجد آب خواست. عباس(ع) که در آن هنگام کودک بود، بدون آن که به کسی بگوید با شتاب از مسجد بیرون آمد. پس از چند لحظه اطرافیان مشاهده کردند که عباس(ع) ظرفی را از آب پر کرده بالای سرش گرفته و با زحمتی که از اندام کوچک او به دور است طوری که لباسش خیس شده، نَفَس زنان و عرق ریزان ظرف آب را آورد و با احترام خاصی با دو دست حماسه آفرینش آب را به برادرش امام حسین(ع) تقدیم کرد.۲

و چه زیبا مولودی، از زیبایی به ماه مانندش کردند و ماه بنی هاشم نامیدنداش مادر مهربانش ام البنین(س) به رسم ادب قنداقه ماه را در آغوش امام علی(ع) گذارد و آن حضرت نخست بوسه بارانش کرد و سپس با چسبانیدن او به سینه خود، در گوش راست و چپ او اذان و اقامه گفت. نام کودکش را «عباس» نهاد؛ که بر دشمنان خشم گیرد و شیر بیشه شجاعت باشد و با دوستان شادمان، سپس حضرت دست های او را بوسید و اشک بر صورت نازنینش جاری شد. امّ البنین حیرت زده پرسید: «چرا گریه می کنید؟ مگر دستان فرزندم عیبی دارد؟» حضرت فرمود: «گویی هم اینک می بینم که این دست ها روز عاشورا در کنار شریعه فرات، و در راه یاری دین خدا قطع شده است.»

در روز هفتم تولّدش طبق رسم و سنّت اسلامی گوسفندی را به عنوانِ عقیقه ذبح کردند و گوشت آن را به فقرا صدقه دادند.

 گویا حضرت عباس(ع) در ازل خود امضاء کرد که عَلَم دین را بالا بگیرد.

 روزی هم طفلش را در دامان گرفت و آستین هایش را بالا زد و در حالی که به شدت می گریست به بوسیدن بازوهای عباس(ع) پرداخت. ام البنین(س) شتابان و هراسان، پرسید:«چه بر سر آن ها خواهد آمد؟!»

امام (ع) با لحن مملو از غم و اندوه و تاثر گفت:«این دست ها از بازو قطع خواهد شد.»با وحشت و شتاب پرسید:«چرا دست هایش قطع می شوند) ؟!»

امام(ع ) به او خبر داد که دستان فرزندش در راه یاری اسلام از برادرش، حافظ شریعت الهی و ریحانه رسول الله(ص)، قطع خواهد شد.»

و یزید در وسایل غارت شده کربلا  پرچم بزرگی دید از حاضران پرسید: این پرچم را چه کسی حمل می‏ کرد؟ گفتند این پرچم عباس(ع) است. یزید از روی تعجب و تجلیل از آن پرچم سه بار برخاست و نشست و گفت: به این پرچم بنگرید که بر اثر صدمات نیزه و زدن شمشیر جایی از آن سالم نمانده جز دستگیره آن که پرچمدار آن را با دست‏ حمل می‏ کرده است. سالم ماندن دستگیره پرچم، نشان از آن دارد که علمدار تمام ضربات نیزه و شمشیر وارده بر دستش را تحمل کرده، ولی پرچم را رها نکرده و این رسم وفا و ادب است.)4  

حضرت علی(ع) در خردسالی عباس(ع) توجّه خاصی به ادب او داشت. او را به تلاش‌ها، کارهای مهم و سخت، مانند کشاورزی، تقویت روح و جسم، تیراندازی، شمشیرزنی و سایر فضایل اخلاقی، تعلیم و عادت داده بود.

 عباس(ع) گاهی در کنار پدر مشغول کشاورزی و باغداری در نخلستان‌ها بود و زمانی احادیث و برنامه‌های اسلام را در مسجد به دیگران می‌آموخت و به تهیدستان و بینوایان کمک می‌کرد. او به برادران و خواهرانش احترام شایان می‌کرد و دوش به دوش آنان در بالا بردن سطح فرهنگ مردم می‌کوشید.

 او بازوی پر توان پدر، چشم نافذ اسلام و مطیع برادرانش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. در دوران زندگی امام حسن(ع) پیوسته در کنار آن حضرت به مددکاری مردم و برآوردن نیازهایشان می پرداخت. این امر در زمان امامت امام حسین(ع) و پیش از جریان عاشورا نیز ادامه داشت تا آن جا که هر گاه نیازمندی برای کمک خواستن نزد این دو امام بزرگوار می آمد، حضرت عباس(ع) مامور اجرای دستور امام خویش می شد. همین امر سبب شد تا آن بزرگوار را باب الحوائج، یعنی برآورنده نیازها بخوانند.

او در روزهای سخت محاصره حسین(ع) و یارانش، مسؤولیت آب‌رسانی(ساقی) سپاه امام حسین(ع) و کودکان را بر عهده داشت.5

آن بزرگوار هیچ گاه بدون اجازه در کنار امام حسین(ع) نمی نشست و پس از اجازه از آن حضرت نیز، مانند بندگان، دو زانو در برابر مولایش می نشست. هم چنین روایت شده که در طول 34 سال عمر پربرکت خویش، هرگز امام حسین(ع) را برادر خطاب نکرد، بلکه با تعبیراتی مانند «سیدی»، «مولای» و «یابن رسول اللّه(ص)» آن حضرت را صدا می زد.

امام سجاد(ع) در ستایش عموی بزرگوار خود فرمود: «خدا رحمت کند عمویم عباس را که جان خود را ایثار کرد و فدای برادرش شد تا آن که دو دست او قطع شد، در عوض، خدا دوبال به او عنایت کرد که به وسیله آن همراه ملائک در بهشت پرواز می کند، چنان که برای جعفر بن ابی طالب نیز دوبال قرار داد.

برای عباس در نزد خدا منزلتی است که همه شهدا روز قیامت غبطه آن مقام را می خورند.6 

دست ساقی بوی زهرا می دهد

نور خود بر نخل و صحرا می دهد

در روز قیامت پیامبر(ص) به علی(ع) می فرماید: به حضرت زهرا(ع) بگو؛ برای شفاعت و نجات امت چه داری؟ حضرت علی(ع) بعد از ابلاغ این پیام به حضرت زهرا(ع) چنین پاسخ می شنود: « ای امیرمؤمنان! دو دست بریده پسرم عباس(ع) برای ما در مورد مقام شفاعت،‌کافی است.» شفیعان چون به محشر روی آرند بریده دست او همراه دارند. 7

میلاد کانون وفاداری و معدن غیرت حضرت عباس(ع) مبارک باد.

پی نوشت ها:

1(حضرت علی(ع))

2(کتاب مستطرف الاحادیث)

4(نقل از مقاتل)

5(ساقی(الأخبار الطوال، ص 255)

6(بحار ۴۴/۲۹۸)

7(معالی السبطین، ج 1، ص 452

انتهاء خبر

کد خبرنگار:  110217