وجه مشترک پیدایش همه انقلابها، کم و بیش یکسان است.همگی ریشه طبقاتی و اجتماعی دارند، هنگامی که ظلم و فساد و بیکفایتی نظام حاکم تحمل ناپذیر شد، تودهها به حرکت در میآیند، موانعی که بر سر راهشان قرار دارد، درهم میکوبند تا رژیم حاکم را براندازند و به جای آن نظام جدیدی که امیال و خواستههای آنها را تامین کند، بر پا سازند.صرف وجود محرومیتهای اقتصادی در جامعه، برای برانگیختن شورش و انقلاب، کافی نیست.هیچ انقلابی موفق نمی شود مگر آنکه بر نیروهای مسلح تسلط پیدا کند، یا توان روحی و کارایی آنها را تضعیف نماید و یا اینکه، آن نیروها، به انقلابیون بپیوندند. در یک انقلاب اصیل، همه قشرهای جامعه شرکت دارند، هدفهای انقلاب، در برگیرنده خواستهای اکثریت جامعه است.
انقلاب اسلامی ایران برخاسته از عوامل متعددی است. آن معیاری که باعث شد انقلاب ما جهت گیری منسجم و خاصی پیدا کند و همین طور در یک فرآیند زمانی کوتاه به پیروزی برسد ابعاد فرهنگی انقلاب بود. مردم نمیتوانستند مناسک و مناسبتهای مذهبی را در شرایط دلخواه برگزار کنند یا از سینما و فیلمهای ارزشی محروم بودند، کتابهای بازار فاقد محتوای مناسب بودند و کتابهای وزین در پستوها پنهان بودند؛ همه این شرایط مردم را به این نتیجه رسانده بود که جز با تغییر ساختار حاکمیت، امکان تغییر این شرایط وجود ندارد.
در زمان طاغوت و خصوصاً در اواخر دوران پهلوی دوم، سردمداران حکومت به نحو خاصی دنبال کمرنگ کردن ارزشها و تلفیق فرهنگ غربی با فرهنگ مردم و جا انداختن این فرهنگ، به عنوان یک فرهنگ غالب در جامعه بودند. لذا مردم ایران با توجه به سابقه دینی و مذهبی خاصی که داشتند و با عنایت به درسی که از مکتب اهل بیت (ع)، مبنی بر عدم ظلم پذیری، تقید و تعصب نسبت به اجرای موازین اسلامی گرفته بودند، تاب تحمل چنین فرهنگی را نداشتند.
در دوران طاغوت فساد در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را فراگرفته بود. این فساد بزرگ، نارضایتی عمومی را افزایش داده و به اوج رسانده بود، از طرفی وابستگی تمام عیار رژیم به بیگانگان با محوریت آمریکا، دین ستیزی رژیم، اختناق، ظلم گسترده، عقبماندگی کشور و…، عرصه را بر مردم تنگ کرده بود، بر این اساس مردم، نظام شاهی را سرچشمه فساد و شاه را مظهر فساد می دانستند.
انقلاب ایران در اصل یک حرکت مردمی بود. انقلاب الگویی از حضور سیاسی توده مردم بود. مردم ایران فرهنگ صد درصد دینی و مذهبی را انتخاب کرده و همین را به عنوان راهگشای انقلاب خود قرار داده بودند و با یاری این فرهنگ دینی توانستند پشت سر رهبر حرکت کنند و بتوانند برنظامی که سابقه دیرینه چندین هزار ساله داشت به پیروزی برسند.
انقلاب اسلامی ایران، قیام مردم ایران با هدف نفی استبداد و استعمار، نفی سلطه استکبار و مبارزه با استعمار، ظلم ستیزی و احساس نیاز به وجود استقلال، پیشرفت در کشور بود که موجب سقوط نظام پادشاهی و ایجاد نظام جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش شد.
آغاز این حرکت با اعتراضات امام خمینی و دیگر علمای دینی به رفتارهای خلاف دین دستگاه حکومتی از سال ۱۳۴۱ش آغاز شد. در عاشورای سال ۱۳۴۲ش امام خمینی در مدرسه فیضیه سخنرانی کرد و در پی اعتراضات تند به حکومت بازداشت شد. این واقعه موجب رخداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ش و حرکتهای اعتراضی مردم و درگیری با مأموران حکومتی در برخی شهرها شد و در نتیجه کشتار برخی معترضان گردید.
اعتراض مجدد آیتالله خمینی به لایحه کاپیتولاسیون باعث دستگیری دوباره وی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ش و تبعیدش به ترکیه و پس از آن نجف گردید.
امید شاه این بود که با تبعید امام خمینی بر نفوذ و مقبولیت همگانی او خط پایانی بکشد. این اقدام به شکست انجامید. مبارزات انقلابیون در خفا ادامه یافت تا این که شهادت سید مصطفی خمینی فرزند آیتالله خمینی در آبانماه ۱۳۵۶شمسی باعث علنی شدن دوباره مخالفتهای مردم با نظام سلطنتی شد.
حضرت امام در تبعید به انتشار اعلامیهها ادامه دادند و در آنها از مردم ایران خواستند تا پیروزی نهایی به مبارزه خود ادامه دهند. این اعلامیهها اثر بسیار زیادی بر روی بیدارسازی افکار عمومی مردم ایران داشت. در اوایل سال 1963 میلادی امام خمینی به سرسپردگی شاه به قدرتهای بیگانه که حامیان اصلی دیکتاتوری رژیم پهلوی بودند، به خصوص امریکا و اسرائیل حمله نمودند و خطر ادامه این روند را گوشزد کردند. در آن روزها در ایران انتقاد از خاندان سلطنتی و اسرائیل مطلقا ممنوع بود. اما امام خمینی با توجه به ویژگی شخصیتی ایشان که سازش ناپذیر بودند این ممنوعیت را نادیده گرفتند و به رابطه بسیار نزدیک نظامی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی که بین اسرائیل و رژیم پهلوی وجود داشت اشاره کردند و به آن حمله نمودند. امام خمینی همچنین ادامه نقض قانون اساسی توسط شاه را محکوم کردند و با یادآوری سوگندی که او هنگام رسیدن به سلطنت در مورد تعهدش به حفاظت و حمایت از اسلام خورده بود و آن را نادیده گرفته بود، شاه را مورد حمله قرار دادند.
امام خمینی که خود یک فقیه اسلام شناس بود اعتقاد داشت که جوهره یک کشور اسلامی باید بر مبنای حاکمیت احکام الهی باشد. اما شاه از تمام این احکام تخطی کرد. کاملا آشکار بود که دشمنی رژیم پهلوی با اسلام تنها از امیال یک دیکتاتور برای رسیدن به قدرت نشاءت نگرفته بود بلکه این دشمنی بخشی از یک استراتژی جامع برای حذف اسلام به عنوان یک نیروی عظیم و پویا در سرتاسر جهان اسلام از عرصههای اجتماعی و سیاسی بود.
انتشار مقالهای با عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه در روزنامه اطلاعات (۱۷دی ۱۳۵۶ش) که در آن به مراجع شیعه و به خصوص امام خمینی توهین شده بود موجب تشدید حرکتهای اعتراضی گردید. برخورد خشن و مسلحانه مأموران حکومت پهلوی در ۱۹ دی ۱۳۵۶ش در قم به گسترده شدن اعتراضات و سرایت آن به شهرهای دیگر انجامید. از این تاریخ به بعد با برگزاری چهلم کشتهشدگان واقعه ۱۹ دی قم و پس از آن شهرهای دیگر، کشور ایران دستخوش درگیریهای گسترده و سراسری شد. با تشدید اعتراضات مردمی، محمدرضا پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ش ایران را ترک کرد. امام خمینی که از پاریس با مصاحبهها و پیامهای خود انقلاب را رهبری میکرد در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ش به ایران بازگشت و در ۲۲ بهمن همان سال نظام پادشاهی رسماً سقوط کرد.
مؤثرترین بعد انقلاب را باید در رهبری امام (ره) جستجو کرد که با اتکا به آموزه های اسلام و حضور فراگیر و همه جانبه مردم، مسیر انقلاب را دنبال می کرد.
مؤثرترین بعد انقلاب را باید در رهبری امام (ره) جستجو کرد که با اتکا به آموزه های اسلام و حضور فراگیر و همه جانبه مردم، مسیر انقلاب را دنبال می کرد. امام (ره) با پیامهای هدایتگر و آتشین و راهنماییها و موعظههای خود، خط انقلاب را به روشنی ترسیم می نمود و مردم ایران که خواستههای خود را در شخص امام (ره) می دیدند، با اطمینان خاطر، مراحل دشوار انقلاب را شکل میدادند. بعد از ساقط کردن حکومت دیکتاتوری و وابستۀ رژیم پهلوی، انقلاب اسلامی با تکیه بر آموزههای تعالی آفرین اسلام، برقراری حکومت اسلامی به عنوان جایگزین نظام ستمشاهی را هدف قرار داد و با هدایتهای امام خمینی (ره) و حضور همه جانبه مردم برای تعیین شکل حکومت، واژه «جمهوری اسلامی» را به عنوان نظام حکومتی مورد توجه قرار داد و نظام جمهوری اسلامی در ایران مستقر شد.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان مهم ترین پدیده عصر حاضر برای تقویت آرمانها وگسترش و تداوم اهداف و ارزشهای خود درصحنه پرآشوب و متلاطم فکری جهان امروز بیش از پیش نیازمند شناخت و اتکا به شالوده محکم و استوار و نظریات فراگیر مبتنی بر اعتقادات و باورهای دینی است. تکیه بر اصول بنیادین اسلام می تواند ضمن ارائه و تبیین صحیح آموزه ها و آرای متأثر از اندیشه سیاسی اسلام - که موتور محرکه انقلاب بوده است - به تشنگان پرعطش و شیفتگان اسلام، از برداشتهای نابجا و ناروای تحمیلی توسط بیگانگان بر افکار عمومی جهان جلوگیری نماید و درنتیجه برعمق وگستره پیروان، شیفتگان و عاشقان انقلاب اسلامی در سراسر دنیا بیفزاید.
این حادثه بزرگ قرن از یکسو معادلات سیاسی استکبار را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بهم زد و از سوی دیگر یکی از اسـتـوارترین رژیمهای وابـسته را که از حمایت قـدرتهای بزرگ برخوردار بود ریشه کن نمود و در کشوری چون ایران با اهمیتی که از نظر اسـتراتژیکی و اقـتصادی برای قدرتهای بزرگ جهان دارد، تحول سیاسی مردمی و عظیمی به وجود آورد.
همچنین روند انقلاب اسلامی با آگاهیهای عمیقی که در میان مـلتهای مسلمان جهان به ویژه در کشورهای اسلامی به وجود آورد زمینه تحولات سیاسی ریشه دار و بینشها، گرایشها، حرکتها و سازماندهیهای سیاسی چشمگیری را فراهم آورد.
گردآورنده: سیده مریم خادمی
کرافیست: مریم خالقی نیا