کتاب «در باب حکمت زندگی» آخرین نوشته از مجموعه پژوهشهای فلسفی آرتور شوپنهاور دربارهی حکمت عملی و دستیابی به سعادت است. این فیلسوف آلمانی در مهمترین اثر خود، «جهان بهمثابهی اراده و تصور»، جهان را محنتکدهای میداند که در آن آدمی یا در طیف رنج و درد و نیازمندی است یا با رفع نیازهای خود و دستیابی به رفاه و آسایش، دچار ملال و بیحوصلگی شده است.
نویسنده در کتاب «در باب حکمت زندگی» به سه اصل بنیادینی که سرنوشت انسان را رقم میزنند اشاره کرده و به توضیح هریک در فصلی مجزا پرداخته است: آنچه هستیم، آنچه داریم و آنچه مینماییم. شوپنهاور آنچه هستیم یا شخصیت آدمی را برای خرسندی و سعادتش در زندگی اساسی میداند و معتقد است برخلاف تصور عامه، داراییها و متعلقات یا شهرت و مقام و آبرو نمیتواند سعادتی برای انسان به ارمغان آورد. او برخورداری از نعمت سلامتی را برای دستیابی به سعادت ضروری دانسته و در بخشی از کتاب اشاره میکند: «بزرگترین حماقت قربانی کردن سلامت خویش است، حال به هر منظور که باشد؛ چه در راه کسبوکار، چه برای ارتقای مقام و…» نویسنده از تنهایی و انزوا نیز برای نیل به سعادت یاد میکند و معتقد است که زندگی منزوی برای آدمی آرامش روان به همراه میآورد و او را از معرض دید دیگران دور نگه میدارد و فرصتی برای «با خویش بودن» فراهم میکند.
شوپنهاور زندگی را سراسر «سپری کردن» و «پشت سر گذاردن» دانسته و هدف زندگانی را نه لذتجویی، که فرار از رنجها معرفی کرده است. او در این کتاب برای تکمیل گفتههای خود از سخنان خردمندانی چون کانت، گوته، ولتر، ارسطو، سعدی و… بهره گرفته که به غنیتر شدن کتاب یاری رسانده است.
آرتور شوپنهاور در سال ۱۷۸۸ در پادشاهی پروس، لهستان امروزی به دنیا آمد. او بیشتر عمر خود را در شهرهای آلمان گذراند. در نوجوانی پدرش خودکشی کرد و خود او رابطهای نامناسبی با مادرش داشت. شوپنهاور در دانشگاه ابتدا به تحصیل طب و علوم طبیعی مشغول بود اما بعدتر در رشته فلسفه دکتری گرفت. شوپنهاور چندان به تحصیل معاش احتیاج نداشت اما طالب نام و شهرت بود و از این رو معلمی پیشه کرد. او در دانشگاه برلین استادیار شد اما استقبال چندانی از او نشد. مهمترین اثر شوپنهاور، «جهان همچون اراده و تصور» در سال ۱۸۱۸ منتشر شد و باقی آثار او عمدتا در توضیح این کتاب نوشته شده است. شوپنهاور با مکاتب و آثار ادبی شرقی نیز آشنا بود؛ او در آثار خود جملاتی را از سعدی نقل کرده است و در میانه زندگی به آئین بودایی اعتقاد کامل یافت. از آثار دیگر شوپنهاور میتوان به «متعلقات و ملحقات»، «هنر همیشه بر حق بودن؛ ۳۸ راه برای پیروزی در هنگامی که شکست خوردهاید»، «اخلاق، قانون، سیاست»، «هنر رنجاندن» و «هنر رفتار با زنان» اشاره کرد.
در باب حکمت زندگی با اینکه کتابی فلسفی است اما متن سادهای دارد و توسط محمد مبشری در سال ۱۳۸۸ به فارسی ترجمه شده است و تاکنون بیش از ۱۰ بار در انتشارات نیلوفر تجدید شده است. این کتاب حدودا ۲۸۰ صفحه است و نسخه فیزیکی آن در کتابخانه کانون کتابخوانی ارغوان موجود است.
-متن معرفی کتاب با استفاده از مقدمه مترجم و توضیحات سایت انتشارات نیلوفر به نگارش درآمده است-
متن پشت جلد کتاب:
«فلسفهی آرتور شوپنهاور را همواره به منزله فلسفه ممتاز هنر، حتی فلسفهی مرجح هنرمندان تلقی کردهاند؛ نه به این علت که بخش بزرگی از فلسفه او به هنر اختصاص دارد... یا ساختار این فلسفه در کمال روشنی، شفافیت و انسجام و لحن آن نیرومند، آراسته، دقیق و... واجد انضباطی شاداب است... همهی اینها "نمود" یا ظاهر امر است، یعنی بیان ضروری و فطری ماهیت و عمق این نحوهی اندیشیدن... بیان طبع پویا و هنرمندانهای که جز در این قالب ممکن نیست متجلی گردد.»
توماس مان
لئو تالستوی در سال 1869 در نامهای به آفاناسی فل مینویسد: «آیا میدانید که تابستان امسال تا چه اندازه برایم پرارزش بود؟ این ایام را با شیفتگی به شو پنهاور و لذتهای روحی فراوانی گذراندهام، که پیش از آن هرگز نمیشناختم... ممکن است روزی نظرم در این باره تغییر کند، اما به هر حال اکنون یقین دارم که شو پنهاور نابغهترین انسانهاست. وقتی آثارش را میخوانم نمیفهم که چرا تا به حال ناشناس مانده است. شاید توضیح این امر همان باشد که او خود بارها تکرار کرده است، به این معنا که اکثریت آدمیزادگان را ابلهان تشکیل میدهند.»
مسئول پروژه: امیر حسن بردباری
گرافیست: فاطمه معجری