شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰

رونمایی از کتاب زندگی نامه شهید محمد شایان مهر در دانشگاه علوم پزشکی تبریز

بسیج تبریز

مجموعه کتب «پلاک سفید» روایتی از شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز است که شماره سوم آن به زندگی نامه شهید محمد شایان مهر اختصاص یافته است. چاپ نخست کتاب «پلاک سفید۳» در دی ماه ۱۴۰۰ به قلم فاطمه محمدی و پژوهش سیدمهدی مقرب، مریم رستمی و زهرا کوهی و با ویراستاری معصومه سپهری به همت مدیریت امور فرهنگی و ستاد دانشجویان شاهد و ایثارگر دانشگاه علوم پزشکی تبریز منتشر شده است.

به گزارش مفدا تبریز، رونمایی از کتاب «پلاک سپید۳»، زندگی نامه شهید محمد شایان مهر، در ویژه برنامه گرامیداشت دومین سالگرد شهادت سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز در روز سه شنبه، چهاردهم دی ماه ۱۴۰۰، در تالار دکتر لک دانشکده دندان پزشکی انجام گرفت. 

در این آیین، کلیپی از سخنرانی شهید محمد شایان مهر پخش گردید و در ادامه  با حضور سردار مصطفی محمّدی، فرمانده تیپ مکانیزه امام زمان (ع) نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از فرماندهان جبهه مقاومت، دکتر بهمن نقی پور، رئیس دانشگاه، و حجت الاسلام دکتر یوسف خیری، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه، از کتاب «پلاک سپید۳» رونمایی گردید و سپس از فاطمه محمدی، نویسنده کتاب، تجلیل شد. 

در این برنامه، دکتر کاظم قهرمان زاده، معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه، با اشاره به اینکه ماجرای یافتن و ساختن «پلاک سپید» از سال ۱۳۸۵ به همت مدیریت امور فرهنگی و ستاد دانشجویان شاهد و ایثارگر شروع شد، اظهار کرد: تلاش برای شناسایی شهداء تا سال ۹۷ ما را به ۲۵ نفر رساند که بین آنها نمونه های مختلفی است: پزشک متخصص، شهید دوران انقلاب، شهید درگیری های کردستان قبل از آغاز جنگ تحمیلی، شهیدان دوران دفاع مقدس از رشته های مختلف علوم پزشکی، جانباز شهید پس از جنگ و حتی شهیدی که فرصت ثبت نام در دانشگاه را نیافت. 

وی با بیان اینکه کتاب «پلاک سپید۱»، زندگی نامه دانشجوی شهید علیرضا کاظمیان، و کتاب «سپید۲»، زندگی نامه دانشجوی شهید مجید سرچمی، به قلم معصومه سپهری منتشر شده است، ادامه داد: کتاب های «پلاک سپید۴»، «پلاک سپید۵» و «پلاک سپید۶»که به ترتیب زندگی نامه های شهید منصور خدایی، شهید محمدجواد آل اسحاق و شهید عبدالرئوف کریمی هستند، در دست انتشار قرار دارند. 

بر اساس این گزارش، مجموعه کتب «پلاک سفید» روایتی از شهدای دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تبریز است که شماره سوم آن به زندگی نامه شهید محمد شایان مهر اختصاص یافته است. چاپ نخست کتاب «پلاک سفید۳» در دی ماه ۱۴۰۰ به قلم فاطمه محمدی و پژوهش سیدمهدی مقرب، مریم رستمی و زهرا کوهی و با ویراستاری معصومه سپهری به همت مدیریت امور فرهنگی و ستاد دانشجویان شاهد و ایثارگر دانشگاه علوم پزشکی تبریز منتشر شده است.

زندگی‌نامه شهید محمد شایان‌مهر

محمد شایان‌مهر در سال۱۳۴۳در شهر تهران به دنیا آمد در خانواده‌ای که مادر و پدر هر دو باسواد و مذهبی بودند. مادر خانه‌دار بود و همه وقتش صرف خانواده بود، پدر ارتشی بود و دانش‌آموختۀ دانشگاه تهران در رشتۀ حقوق. محمد، کلاس اول را تمام کرده بود که پدرش به عنوان دادستان سنندج معرفی شد و خانواده به آن شهر منتقل شدند. دو سال آنجا بودند اما چون پدر، حاضر به امضای حکم اعدام انقلابیون نشده بود، از سِمَتَش عزل شد و به تهران برگشتند. محمد بچه باهوشی بود و از فرصت‌ها خوب استفاده می‌کرد. ازچهارم ابتدایی تاپایان دوره راهنمایی توانست مدرک دیپلم زبان انگلیسی‌اش رابگیرد. او از بچگی سر نترسی داشت.

در زمان اوج‌گیری انقلاب، نوجوانی ۱۴ ساله و پر شور بود. در ماجرای راهپیماییِ خونینِ ۱۷شهریور۵۷، مأموران او را دنبال کرده بودند ولی موفق به دستگیری‌اش نشده بودند. محمد عاشق مطالعه بود و همۀ کتاب های شهید مطهری را خوانده و حتی خلاصه کرده بود. به تدریج به دروس حوزوی هم علاقمند شده بود و با پیش نماز مسجد، جامع‌المقدمات و صرف و نحو عربی می‌خواند. از بچگی مسجد را دوست داشت، در محله‌شان چندین مسجد وجود داشت و محمد همیشه مشتاقانه به همه آن مساجد رفت و آمد و فعالیت می‌کرد.با شروع جنگ تحمیلی، حرف جبهه وارد مکالمات روزمره‌شان شده بود. محمد دبیرستانی بود که برای اولین بار به جبهۀ کردستان رفت.
او همیشه شاگرد ممتاز مدرسه بود و توانست در رشته علوم تجربی با معدل۱۸.۷۳ دیپلم بگیرد. سال‌های آخر دبیرستان به پزشکی علاقمند شد.با پشتکار و تلاش و هوش سرشارش توانست در سال ۱۳۶۲ از رشته پزشکی دانشگاه تبریز قبول شود. از مهر ۶۲ درسش را شروع کرد. اخلاص، تعبّد، نظم، تلاش و توداری از خصوصیات بارزش بود. محمد که از کودکی همپای مادرش در مناسبت‌های خاصی روزه می‌گرفت، هر هفته روزهای مشخصی روزه می‌گرفت. مدتی بود شب‌های سه‌شنبه به مسجد جمکران می‌رفت. این برنامۀ هفتگی‌اش برای رفتن به مسجد مقدس جمکران، حتی در دانشگاه تبریز ترک نشد. 


محمد با اخلاق خوش و استواری‌اش در راه تحصیل و فعالیت‌های فرهنگی‌اش، تأثیر عمیقی روی دوستان دانشجویش گذاشته بود. او از درسش کم نمی‌گذاشت و اجازه نمی‌داد وقتش تلف شود، حتی در منطقه جنگی همیشه برنامه‌هایی برای اوقات فراغتش داشت. در دانشگاه تبریز هم حضور فعالی در برنامه‌های انجمن اسلامی داشت. با گروه‌های دانشجویی در اردوهای تفریحی و عقیدتی که در کوه‌های اطراف تبریز برگزار می‌شد، شرکت می‌کرد.
در طول چهار سال تحصیل دانشگاهی، محمد مشغول خودسازی و کسب فضائل انسانی بود. او دوست داشت از هر جهت کامل باشد و آدم تک بعدی نباشد. برخی از دوستان و آشنایان او را از رفتن به جبهه منع و به ادامه تحصیل تشویق می‌کردند. اما او اهلِ وظیفه بود نه اهل ماندن! معتقد بود اگر کشورش به دست اجنبی‌ها اشغال شود یا انقلاب اسلامی شکست بخورد، درس خواندن و پزشک شدن ارزشی ندارد! با همین احساس مسئولیت بود که قبل از آغاز عملیات‌های بزرگ به صورت داوطلب به جبهه اعزام می‌شد. گاهی به صورت نیروی بهداری و گاه به عنوان یک رزمندۀ بسیجی در لشکر عاشورا حضور می‌یافت.


محمد پس از سال‌ها مجاهدت در سنگر علم و جهاد، مزد اخلاصش را گرفت. در عملیات کربلای۵ ، در بیستم دی ماه ۶۵ ، تیر دشمن به سرش اصابت کرد و روح پاکش از حصار تن شریفش رها شد. آن روزها زمین شلمچه از شدت آتش دشمن، زیر و رو می‌شد. پیکر پاک محمد در آن آتش بی‌امان، تکه تکه شد... بعد از جستجوی بسیار فقط پایی از پیکر او پیدا شد که با دست خط زیبای خودش، نامش را روی پوتین و شلوارش نوشته بود .... قطعاتی از پیکر نازنین محمد در قطعۀ بیست بهشت زهرا به خاک سپرده شد تا نشانی دیگر برای راهی باشد که محمدها با بذل جان پیمودند.... 

وصیت نامه شهید محمد شایان مهر