چکیده :
هدف : افسردگی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس شایع است و باورهای مذهبی در جهت درک و کنار آمدن با شرایط استرس زا در این بیماران کاربرد دارد از طرفی یه دلیل ماهیت مرمن بیماری و نداشتن درمان قطعی، به حمایتها و پشتیبانی بیشتری نیاز دارند هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط مقابله مذهبی و حمایت اجتماعی با شدت افسردگی در ام اس می باشد
مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی – مقطعی، تعداد ۲۴۹ نفر به صورت نمونه گیری در دسترس از بیماران مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب بیمارستان بوعلی انتخاب شدند ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه مقابله مذهبی پارگامنت، پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمنت و پرسشنامه افسرذگی بک ۲ بود
یافته ها: یافته ها نشان داد اکثریت بیماران مبتلا به ام اس را زنان بودند که این نسبت به شکل ۵/۷۷% زن و ۵/۲۲% مرد است بیش از نیمی از شرکت کنندگان میزان حمایت اجتماعی زیاد گزارش کردند . با کسب میانگین ۴۱/۱۳ ± ۷۶/۱۹، نمره افسردگی در سطح متوسط قرار داشت با افزایش نمرات مقابله مذهبی شدت افسردگی بیماران نیز بیشتر شده است اما با افزایش میزان حمایت اجتماعی بیماران شدت افسردگی در آنها کاهش یافته است
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط حمایت اجتماعی در کاهش شدت افسردگی در بیماران ام اس را تایید می کند اما این ارتباط در مقابله مذهبی مشاهده نشد انجام تمهیدات کافی جهت تقویت منابع حمایت اجتماعی درسطح جامعه و خانواده توسط دست اندر کاران بهداشت و درمان کشور توصیه می شود
کلید واژه ها: مولتیپل اسکلروزیس، حمایت اجتماعی، باورمذهبی، افسردگی .
Abstract :
Introduction : Depression is common in patients with multiple sclerosis and religious beliefs are used to understand and cope with stressful conditions in these patients. On the other hand, due to the morbid nature of the disease and lack of definitive treatment, they need more support. Investigating the relationship between religious confrontation and social support with the severity of depression in MS
Materials and Methods :: In this descriptive cross-sectional study, ۲۴۹ patients were selected by convenience sampling from multiple sclerosis patients referred to the neurology clinic of Booali Hospital. Social Zimment and Beck ۲ Depression Inventory
Results: The results showed that the majority of patients with MS were women, which is ۷۷.۵% female and ۲۲.۵% male. More than half of the participants reported high levels of social support. With an average of ۱۹.۷۶ ± ۱۳.۴۱, the depression score was moderate. With the increase of religious coping scores, the severity of patients 'depression also increased, but with the increase of patients' social support, the severity of their depression decreased
Conclusion: The results of the present study confirm the relationship between social support in reducing the severity of depression in MS patients, but this relationship was not observed in religious confrontation. Becomes
Keywords: Multiple Sclerosis, Social Support, Religious Belief, Depression

مقدمه:
بیماری مولتیپل اسکلروزیس یا ام اس یک بیماری مزمن، پیشرونده و تخریب کننده میلین سیستم عصبی مرکزی است که عملکرد حسی و حرکتی را تحت تأثیر قرار می دهد(۱) یکی از شایعترین بیماریهای مزمن عصبی در بزرگسالان جوان می باشد و از هر ۱۰۰۰ نفر یک نفر را درگیر می کند که برابعاد روانشناختی - اجتماعی، تعادل عاطفی، احساس رضایت ازخود و تعاملات اجتماعی این افراد تاثیر گذار است (۱) بیماری مولتیپل اسکلروزیس به دلیل عدم درمان قطعی و نیز به وجود آمدن محدودیتهای حرکتی برای بیمار و از دست دادن فعالیتهای عادی و روزمره که از ویژگیهای این بیماری است، میتواند اثرات روحی و روانی منفی زیادی را در فرد ایجاد کرده و تنیدگی و اضطراب وی را افزایش دهد که این امر به نوبه خود سبب تشدید بیماری می شود منزین و همکاران عنوان کردند که درصد عدم پایبندی به توصیه های درمانی دراین بیماران از ۷ درصد به ۵۹ درصد افزایش یافته است (۲) یکی از عوامل موثر در پایبندی به درمان دراین بیماران سطح عاطفه آنها می باشد (۳, ۴) افسردگی و اضطراب در این بیماران کاملا شایع است و فقط شیوع افسردگی به تنهایی از ۲۳.۷ (۵) تا ۳۸ درصد(۶) تخمین زده شده است . ازدیدگاه روانشناختی مهمترین دلایل افسردگی دراین بیماران شامل : پاسخ به استرس بعد از تشخیص، استرس به بیماری و بروز معلولیت، عدم وجود درمان قطعی، نداشتن حمایتهای خانوادگی _اجتماعی، بیکاری، فقدان پشتوانه مالی و مکانیسمهای مقابله ای مناسب است (۷).
این بیماران از مکانیسم های مختلفی در جهت مقابله با افزایش تغییرات فیزیکی _ روانی بیماری استفاده می کنند .بیشتر افراد غالبا از معنویت و مذهب به عنوان ابزاری مفید در جهت مقابله با بحران استفاده می کنند (۸) مقابله مذهبی فرآیندی است که اشخاص با استفاده از اعتقادات و باورهای مذهبی خوبش در جهت درک و کنار آمدن با چالشهای مهم شخصی و موقعیتی زندگی خویش از آن استفاده می کنند (۹). همچنین به عنوان انجام روشهای شناختی _ رفتاری از قبیل : دعا کردن ، رفتن به اماکن مقدس، اعتقاد و اعتماد به خداوند به عنوان نیروی مطلق در برابر وقایع ناخوشایند تعریف می شود که می تواند زندگی افراد افسرده را شاد و معنا دار کند (۱۰) گویه های منتخب در مقیاس مقابله مذهبی به دو روش مقابله مذهبی مثبت و مقابله مذهبی منفی دلالت می کند مقابله مذهبی مثبت سبک هایی از مواجهه شدن با رویدادهای منفی زندگی است که درآن فرد با بهره گیری از ارزیابی ها و تفسیرهای مرتبط با یاری پروردگار به استقبال رویدادها می رود برای مثال فرد تصور می کند که درشرایط دردناک خداوند به کمک او می شتابد و او را تنها نمی گذارد. اما در شکل مقابله منفی فرد ارتباطی اجتنابی و دوری گزین و نامطمئن با خداوند پیدا می کند. طبق بررسی متون، راهکارهای مقابله مذهبی مثبت، با پیامدهای مثبت مرتبط هستند و روشهای سازگاری مذهبی منفی نیز عموماً مرتبط با پیامدهای منفی گزارش شده اند (۱۱).
در دو دهه اخیر دارودرمانی سیر درمان بیماری را تغییر داده است (۱۲, ۱۳) وگسترش تکنیکهای بازتوانی(۱۴) فیزیکی _ روانشناختی سهم عمده ای در بهبود کیفیت زندگی و تقویت سازگاری بیماران داشته است (۱۵) با این وجود از آنجاکه این تکنیکها درمان محسوب نمی شوند و ام اس هم یک بیماری پیشرونده است در طولانی مدت وجود عواملی دیگر همچون حمایت اجتماعی برجسته به نظر می رسد. حمایت اجتماعی ادراکشده شامل درک افراد از این نکته است که به چه میزان میتوانند از دوستان، خانواده و افراد دیگر حمایت اجتماعی دریافت کنند و در صورت نیاز برای کمکگرفتن، این افراد در دسترس باشند (۱۶) پانایوتو و کارکلا بیان کردند که حمایت اجتماعی ادراک شده، میتواند کیفیت زندگی را در افرادی که دچار اضطراب و افسردگی هستند تحت تأثیر قرار دهد (۱۷)
با توجه به نقش پر رنگ مذهب در جامعه ایرانی مطالعه حاضر در نظر دارد تا این عامل یعنی باور و عقیده مذهبی را درکنار مولفه حمایت اجتماعی قرار داده و سپس ارتباط آن دو را با شدت افسردگی درمبتلایان به ام اس بررسی نماید و چنانچه این ارتباط مسجل گردد می توان از این ارتباط در جهت اهداف کاربردی همچون جلب توجهات و حمایتهای اجتماعی از سوی خانواده دوستان و جامعه درجهت یاری رساندن به فرد مبتلا استفاده نمود . و همچنین با استعانت از عامل تقویت کننده باورهای مذهبی بتوان امید به زندگی، تشویق به ادامه همکاری با سیستم درمانی و احساس کفایت را در آنها تجدید نمود و در مجموع با به کار گیری این دو عامل در جهت ایجاد سازگاری و کاهش شدت افسردگی دراین بیماران استفاده نمود.
مواد و روشها:
این مطالعه توصیفی-مقطعی، بر روی ۲۴۹ بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (ام اس) انجام شد. حجم نمونه بر اساس ضریب هبستگی بین مقابله مذهبی و افسردگی که r = ۰.۲۰ گزارش شده بود و برای خطای نوع اول ۰۵/۰ خطای نوع دوم ۲۰/۰ با احتساب ریزش ۱۰ درصد ریزش ۲۴۹ نفر برآورد گردید. نمونه ها از بین بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به به بیمارستان بوعلی قزوین جهت درمان و مراقبت به شکل در سال۱۳۹۹ بر اساس معیارهای ورود و خروج با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. معیارهای انتخاب بیماران مبتلا به ام اس شامل تایید ابتلا به بیماری ام اس توسط متخصص اعصاب، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن و داشتن رضایت برای شرکت در مطالعه بودند. معیارهای خروج از مطالعه ناتوانایی شرکت در مطالعه، عدم تمایل به شرکت در مطالعه و انصراف از همکاری به هر دلیل بود. برای جمع آوری داده ها از چهار پرسشنامه استفاده شد. پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی برای ثبت جنسیت، سن، وضعیت تاهل، شغل و میزان تحصیلات استفاده شد.
پرسشنامه سنجش مقابله مذهبی که توسط کنت پارگامنت طراحی شده است. در نسخه ۱۴ گویه ای این پرسشنامه هفت گویه اول راهبردهای مقابله مذهبی مثبت و هفت گویه دوم راهبردهای مقابله مذهبی منفی را مورد سنجش قرار می دهد. روش نمره گذاری در پرسشنامه مقابله مذهبی بر پایه مقیاس لیکرت چهارگزینه ای است. آزمودنی ها پاسخ خود را به هر سوال به با گزینه های هیچ وقت، بعضی وقت ها، بیشتر وقتها و همیشه مشخص می کنند که بر اساس پاسخ آزمودنی به ترتیب نمره صفر تا سه به هر سوال تخصیص داده شد. روایی پرسشنامه تایید شده و ضریب همسانی درونی دو زیرمقیاس این پرسشنامه توسط پارگامنت و همکاران به ترتیب ۹۲/۰ و ۸۱/۰ گزارش شده است (۱۸). پایایی ویرایش فارسی این پرسشنامه نیز توسط محمد زاده و همکاران بررسی و مقدار ضریب آلفای کرونباخ دو زیرمقیاس این پرسشنامه به ترتیب ۷۹/۰ و ۷۱/۰ تعیین شده است (۱۹).
پرسشنامه سنجش حمایت اجتماعی ادراک شده که توسط زیمت و فارلی (۱۵) طراحی شده و دارای دوازده سوال و سه خرده مقیاس است. سوالات ۳-۴-۸-۱۱ خرده مقیاس خانواده، سوالات ۶-۷-۹-۱۲ خرده مقیاس دوستان و سوالات ۱-۲-۵-۱۰ خرده مقیاس اشخاص مهم را می سنجد. پاسخ های آزمودنی ها در این پرسشنامه بر پایه مقیاس لیکرت پنج گزینه ای از کاملا مخالفم (امتیاز ۱) تا کاملا موافقم (امتیاز ۵) نمره گذاری می شود. حداقل نمره کسب شده برای هر آزمودنی ۱۲ و حداکثر ۶۰ می باشد. ضریب پایایی آلفای کرونباخ این پرسشنامه در مطالعه زیمت و همکاران برای ابعاد مختلف در دامنه ۸۵/۰ تا ۹۱/۰ گزارش شده است (۲۰). روایی و پایایی نسخه فارسی این پرسشنامه توسط سلیمی و همکاران بررسی شده است. روایی پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عاملی تایید شده و مقدار پایایی آن بر پایه ضریب آلفای کرونباخ برای هر یک از ابعاد به ترتیب ۸۲/۰، ۸۶/۰، ۸۶/۰ گزارش شده است (۲۱). برای توصیف این ویژگی آزمودنی ها نمرات به سه دسته (۲۰-۱۲) با حمایت اجتماعی پایین، (۴۰-۲۰) متوسط و (۴۰ به بالا) خوب تقسیم شدند.
پرسشنامه افسردگی بک-۲ یک پرسشنامه حود ارزیابی به منظور سنجش شدت افسردگی در نوجوانان ۱۳ سال به بالا و بزرگسالان است که علایم افسردگی را در دو هفته اخیر می سنجد. این پرسشنامه دارای ۲۱ سوال است که پاسخ هر آزمودنی به هر سوال بر اساس مقیاس لیکرت چهار درجه ایی ۰ تا ۳ نمره گذاری میشود. حداقل نمره کسب شده برای هر آزمودنی ۱۲ و حداکثر ۶۰ می باشد. ضریب پایایی این پرسشنامه بر ۹۱/۰ گزارش شده است (۲۲). برای تفسیر نتایج نمرات آزمودنی ها طبقه بندی شده و نمره (۰-۱۳) فاقد افسردگی، (۱۴-۱۹) افسردگی خفیف، (۲۰-۲۸) افسردگی متوسط و (۲۹-۶۳) افسردگی شدید در نظر گرفته شد.
نهایتا یافته ها با استفاده از میانگین + انحراف معیار و جدول فراوانی داده ها توصیف شد. نرمالیتی داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو –ویلک بررسی شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری مجذورکای و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. سطح معنی داری کمتر از ۵ درصد در نظر گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ استفاده شد.این مطالعه دارای تایید کمیته اخلاق (IR.QUMS.REC.۱۳۹۹.۲۳۴) در دانشگاه علوم پزشکی قزوین می باشد. کلیه نمونه ها پس از توضیحات محقق درباره اهداف مطالعه پس از مطالعه و امضاء فرم رضایت آگاهانه وارد مطالعه شدند.
نتایج :
ویژگیهای اجتماعی – جمعیتی
در مجموع ۲۴۹ بیمار ام اس در این مطالعه شرکت کردند از این میان ۱۹۳ نفر زن ( ۷۷.۵) و تعداد ۵۶ نفر مرد (۲۲.۵ ) بودند که با میانگین سنی ۳۶.۳۵ در دامنه سنی ۱۸ تا ۵۴ سال قرار داشتند . بیشتر از نیمی از شرکت کنندگان متاهل بودند (۶۰.۶ ) تعداد ۳۳.۳ در صد بیکار، ۴۵.۵ درصد خانه دار، ۲. ۴ درصد بازنشسته و تنها ۱۸.۹ درصد شاغل بودند سایر اطلاعات جمعیت شناختی در جدول (۱) آورده شده است
جدول ۱: توزیع فراوانی جمعیت شناختی نمونه های مورد مطالعه ( n= ۲۴۹ )
| متغیر |
تعداد (درصد) |
|
| جنسیت |
مرد |
(۲۲.۵) ۵۶ |
| زن |
(۷۷.۵) ۱۹۳ |
|
| تاهل |
مجرد |
(۳۱.۵)۷۸ |
| متاهل |
(۶۰.۵)۱۵۱ |
|
| بیوه |
(۲.۴)۶ |
|
| مطلقه |
(۵.۶)۱۴ |
|
| شغل |
خانه دار |
(۴۵.۴) ۱۱۳ |
| بیکار |
(۳۳.۵) ۸۳ |
|
| بازنشسته |
(۲.۴) ۶ |
|
| شاغل |
(۱۸.۹) ۴۷ |
|
| تحصیلات |
دیپلم |
(۳۰.۵) ۷۶ |
| لیسانس |
(۵۰.۶) ۱۲۳ |
|
| بالاتر از لیسانس |
(۱۸.۹) ۴۷ |
بررسی وضعیت حمایت اجتماعی در بین بیماران مبتلا به ام اس نشان می دهد که متوسط نمره حمایت اجتماعی این بیماران بالاتر ار ۴۰ و در سطح خوبی می باشد. از نظر وضعیت افسردگی متوسط نمره افسردگی این بیماران ۷۶/۱۹ که نشان دهنده افسردگی خفیف در این بیماران می باشد (جدول ۲).
جدول ۲: شاخص های عددی امتیاز حمایت اجتماعی، افسردگی و مقابله مذهبی
| متغیرها |
میانگین |
انحراف معیار |
حداقل |
حداکثر |
| حمایت اجتماعی ادراک شده |
۴۲.۱۵ |
۱۰.۶۲ |
۱۳ |
۶۰ |
| افسردگی |
۱۹.۷۶ |
۱۳.۴۱ |
۰ |
۶۱ |
| مقابله مذهبی |
۱۹.۶۵ |
۶.۰۶ |
۰ |
۳۹ |
نتایج بررسی همبستگی بین شدت افسردگی با مقابله مذهبی و حمایت اجتماعی در جدول شماره ۳ نشان داده شده است همانظور که یافته نشان می دهد بیم افسردگی با مقابله مذهبی ارتباط ضعیفی وجود دارد و همبستگی معکوس و ضعیفی نیز بین افسردگی و حمایت اجتماعی وجود دارد.
جدول ۳: ضریب همبستگی پیرسون و ضریب تعیین بین امتیاز افسردگی با مقابله مذهبی و حمایت اجتماعی
| ارزش احتمالی |
R۲ |
R |
شدت افسردگی |
| ۰۰۹/۰ |
۰۵/۰ |
۲۲۱/۰ |
مقابله مذهبی |
| ۰۰۱/۰ > |
۱۱/۰ |
۳۲۳/۰- |
حمایت اجتماعی |
بحث و نتیجه گیری : این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مقابله مذهبی و حمایت اجتماعی با شدت افسردگی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس سال ۱۳۹۹ در شهر قزوین انجام گردید در این مطالعه تعداد ۲۴۹ بیمار با میانگین سنی ۳۵/۳۶ شرکت کردند . نتایج مطالعه نشان داد که اکثریت بیماران مبتلا به ام اس را زنان تشکیل می دهند این یافته هم راستا با مطالعات داخلی و خارجی بود در یک بررسی سیستماتیک در روند زمانی (۲۰۰۸) بروز ام اس ( براساس ۳۸ مطالعه منتشر شده بین ۱۹۶۶ و ۲۰۰۷ ) میزان بروز کلی ۳.۶ در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر در سال در زنان ، در مقابل ۲.۰ در مردان گزارش شده است. میزان نسبت جنسیت با گذشت زمان افزایش یافته است (۲۳) بر طبق مطالعات فوق این بیماری به وضوح در زنان شایع تر است و اعتقاد بر این است که عوامل هورمونی و/یا ژنتیکی احتمالاً در تنظیم دوره بیماری دخیل هستند و احتمالاً هورمونهای جنسی مانند استروژن ، پروژسترون ، پرولاکتین و آندروژن در این مکانیسم های پیچیده نقش دارند. در واقع ، شرایط مختلف فیزیولوژیکی مرتبط با هورمون در زنان ، مانند بلوغ ، بارداری و یائسگی به طور قابل توجهی بر فراوانی و سیر بیماری تأثیر می گذارد.(۲۴) که در این میان مدیریت پیشگیرانه ام اس در چرخه زندگی زنان باعث کاهش عوارض ، بهبود سلامت مادر و جنین در دوران بارداری و دوران پس از زایمان و افزایش کیفیت زندگی برای بیماران و خانواده های آنها می در شود .
در بررسی عوامل جمعیـت شـناختی ، بیشتر شرکت کنندگان زنان خانه دار بوده و درصد پایینی از شرکت کنندگان شاغل بوده و بیش از نیمی از شرکت کنندگان دارای تحصیلات لیسانس بودند هم سو با این یافته ، در مطالعه محمدی ( ۲۰۱۵) عنوان شد که حدود ۸۳.۶ درصد از مبتلایان ام اس بیکار هستند (۲۵) در یک مطالعه کوهورت آینده نگر توسط باربارا (۲۰۱۱) مشخص شد که بیکاری مداوم در افراد عادی با خطر ایجاد علایم افسردگی و ایجاد افسردگی اساسی در ۶ ماه بعد ارتباط دارد .(۲۶) می توان به این شکل عنوان کرد که با توجه به هزینه هایی که به دنبال پروسه درمان بر بیمار و خانواده وارد می شود به همراه این وضعیت پایین اشتغال در سنین بازدهی اقتصادی ، خود می توانند دلایلی برای شکل گیری اضطراب و افسردگی در این بیماران باشد مشاهده شد که نزدیک به نیمی از بیماران از مقابله مذهبی متوسط برخوردار هستند در این میان میزان استفاده از مقابله مذهبی مثبت در مقایسه با مقابله مذهبی منفی در این بیماران بیشتر است در مطالعه نیک منش (۲۰۱۷) بر روی بیماران دیالیزی مشخص شد که استفاده بیشتر از مقابله مذهبی مثبت با نمرات بالاتری در ابعاد وجودی و حمایتی کیفیت زندگی همراه است ، در حالی که استفاده بیشتر از مقابله منفی مذهبی با کیفیت پایین زندگی و افزایش خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب اساسی مرتبط است.(۲۷)
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که بیش از نیمی از بیماران ام اس از حمایت اجتماغی بالا برخوردار هستند. هم سو با این یافته میکاییلی (۱۳۹۱) میانگین حمایت اجتماعی در این بیماران را ۹/۶۶ درصد بیان کرد (۲۸) در نمره کل ، میزان حمایت اجتماعی در حد بالا برآورد شده است که بیشترین حمایت اجتماعی مربوط به خانواده و کمترین حمایت مربوط به دوستان بوده است . بر اساس مطالعه کوروکاوکوا و همکاران (۲۰۰۸ ) خانواده هایی که درباره بیماری ام اس در درون خانواده صحبت میکنند عملکرد بهتری در زندگی با بیمار ام اس از خود نشان می دهند (۲۹) در توضیح این امر می توان گفت که با توجه به محدودیتهای حرکتی و ناتوانیهای جسمانی که در روند بیماریهای مزمن در فرد ایجاد می شود و معمولا خانواده و اعضای آن شاهد این تغییرات است بنابراین دور از انتظار نیست که بیشترین مساعدت ها و حمایت ها از سوی خانواده شکل بگیرد و همچنین میانگین نمره افسردگی در بیماران در سطح متوسط افسردگی بیان شد طبق نتایج بدست آمده بیمارانی که مقابله مذهبی در سطح بالایی داشتند دارای افسردگی شدید تری نسبت به سایر بیماران بودند (۶/۴۴) در توضیح این یافته مطالعاتی با نتایج متفاوت مشاهده شد مطالعه خلیلی (۱۳۹۷) نشان داد که که مراقبتهای معنوی – مذهبی در کاهش میزان افسردگی زنان مبتلا به ام اس مؤثر است.(۳۰) یک توضیح احتمالی در این زمینه می تواند به این شکل باشد که بیماران افسرده در تلاش برای دریافت حمایت مذهبی بیماری را به عنوان یک وضعیت تهدید آمیز و به عنوان یک تنبیه الهی درک می کنند در مطالعه رهنما (۲۰۱۵) که بر روی بیماران با مشکل طناب نحاعی انجام شد بیان شد که که دین و بهزیستی معنوی نقش تعدیل کننده ای در بروز افسردگی و اضطراب دارند (۳۱) از نظر محقق، مکانیسم بیماری، میزان افسردگی، جامعه متفاوت و یا زمان بررسی انجام مطالعه میتواند از دلایل توجیه نا هم سو بودن نتایج این مطالعات باشد
نتایح مطالعه نشان داد بیمارانی که افسردگی شدید داشتند در سطح خفیف از حمایت اجتماعی بودند و بیمارانی که حمایت اجتماعی بالایی داشتند در حالت نرمالی از افسردگی قرار داشتند بیشتر مطالعات هم سو با این یافته مشاهده شد از جمله قدسی (۱۳۸۲) عنوان کرد که هر چه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد، سطح سلامتی نیز افزایش پیدا می کند و بالعکس. نگاه داشتن سلامتی مشروط به داشتن حمایت اجتماعی است (۳۲) راتاجاسکا (۲۰۲۰) در مطالعه خود بیان کرد که حمایت اجتماعی با کیفیت زندگی بالاتر ، افسردگی و اضطراب پایین تر همراه است (۳۳) این موضوع بیانگر اهمیت ایجاد و تحکیم روابط اجتماعی در این بیماران می باشد و اینکه درک این بیماران توسط خانواده و دوستان یک عامل مهم حفاظتی در برابر احساس انزوا و تنهایی می باشد در بررسی ارتباط متغیرهای مطالعه با مشخصات دموگرافیک ، تنها یافته قابل توجه به این شکل بود که میانگین نمره حمایت اجتماعی در زنان بیشتر از مردان بوده است از طرفی میانگین شدت افسردگی در بیماران زن کمتر از بیماران مرد برآورد شده است یا به عبارتی افسردگی بیماران مرد از زنان بیشتر بوده است. در یک مطالعه توسط تونی (۱۹۸۷) درباره تفاوتهای حمایت اجتماعی در زنان و مردان عنوان شد که زنان از شبکه های اجتماعی بیشتری برخوردار هستند در حالیکه مردان تنها حمایت اجتماعی از سوی همسر یا شریک زندگی خود را ترجیح می دهند (۳۴) در مطالعه ای توسط برگامسچی (۲۰۰۷) مشخص شد که عموما شروع بیماری ام اس در زنان زودتر همینطور شیوع شکل پیشرونده اولیه در زنان کمتر است و پیشرفت ناتوانی نسبت به مردان کمتر است(۳۵) که می توان دلیل این یافته را به این شکل توضیح داد که به علت همین ابتلا زودتر و شدت کمتر ، زنان فرصت و قدرت بیشتری جهت سازگاری و کنار آمدن با این اختلال را داشته باشند.
در نتیجه گیری نهایی این مطالعه باید گفت که بیمارانی که مقابله مذهبی در سطح بالایی دارند دارای افسردگی شدید تری سبت به سایر بیماران هستند که بر خلاف انتظار و غیر هم سو مطالعات در گذشته بود از دیدگاه دست اندر کاران این مطالعه به نظر می رسد این افزایش در شدت افسردگی ، با توجه به همزمانی انجام مطالعه با بحران و همه گیری بیماری کرونا قابل توجیه است و از طرفی همان طور که انتظار می رفت ارتباط منفی و معنی داری بین حمایت اجتماعی با شدت افسردگی وجود دارد به طوری که می توان با تقویت و ایجاد منابع حمایت اجتماعی در زمینه های عاطفی ، اطلاعاتی و مالی درسطح جامعه و خانواده می توان به روند پروسه درمان و کاهش مشکلات روانشناختی در این بیماران کمک کرد
با اشاره به این که جامعه مورد مطالعه ما بیماران سرپایی بودند پیشنهاد می شود که در آینده مطالعه ای مشابه بر روی بیماران بستری انجام شود.
جهت دریافت پی دی اف کامل مقاله اینجا کلیک کنید.