به نام خالق نور علی نور
میخواهم از تو بگویم و ازتو بنویسم
از تویی که دریای صدق و صفایی و از تو که کمر بستی برای برافکندن هر بنیان کفر و الحادی.
تو شیخ الائمه و رئیس مکتبی آری تو امام به حق ناطق، جعفربن محمد الصادقی.
سلام بر تو آن روز که پای بر زمین نهادی و آن زمان که چشم از دنیا فروبستی.
حیات تو سراسر خیر بود و هشام یکی از هزاران تربیت یافتهی مکتب تو که هنوز پشت لبانش سبز نگشته، کمر تمامی ریش سپیدان مکاتب کفر را خم نمود.
هنوز از پس قرنها طلیعهی کلام گهربارت و استدلالهای پرصلابتت، طلایه دار راه هر شیعه است و روشنگر بنای اعتقاد تشیع.
از کدامین کلام تو بگویم؟
از بیان تو با ابن ابی العوجا در توضیح خدای بی همتا که او خدا را در میان خود و تو یافت.
و یا از بیان تو با مفضل که در باره خدای منان و حکمت افعال او هیچ چیز را فرو نگذاردی.
هر واژه از کلام تو بابی از علم وحکمت است و گنجینهای ازمعارف حق.


آن زمان که شیطان مدخلی جز ریشه دواندن در اعتقاد و فکر مردم نیافت، کرسی درس و مکتب تو افشاگر هر بنیان نفاق و الحادی بود و روشنگر حق و حقیقت.
تقیه، شیوهای است که ما از تو آموختیم و بنای مجالس عزای خانگی برجد غریبت را تو بنیان نهادی و به ما آموختی که حتی در زیر فشار و تهدید دشمنان به دیدار یکدیگر رفته و احادیث شما را برای یکدیگر بازگو کنیم و پرچم عزای جدّت را در خانههایمان و شعلهی محبت شما خاندان را دل فرزندانمان هماره فروزان بداریم.
ما درس انتظار امام منتظر و شیوهی فرمانبرداری از امام را از تو فرا گرفتیم.
و اکنون برای خدمت به آخرین سلاله خاندان تو کمر بستهایم و بر پای سفرهی معارف کلام تو زانو زدهایم.
دستمان را بگیر تا همواره بر این راه حق بمانیم و از آبشار کلامتان لبریز گردیم.
به راستی که تقارن میلادت با میلاد پیامبر صلی الله علیه و اله بی دلیل نیست که تو نیز همچون او ریشههای انحراف عقاید و افکار ملحد را خشکاندی و با بنیانگذاران ایشان به محاجه و مبارزه علمی برخواستی.
پس مبارک باد میلاد تو و میلاد جدّت ای امام صادق علیک السّلام.
برگرفته از سایت خطابه غدیر