پیوند مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت خدیجه علیهاالسلام پیوندی الهی بود که در به ثمر رساندن رسالت عظیم و پرخطر پیامبر نقش عظیمی داشت و زمانی اتفاق افتاد که جهل و بت پرستی در شهر مکه رایج بود، خداوند نیز در سایه رحمت خویش در دل این دو زوج مهربان چنان محبتی ایجاد کرد که هرگز در این مسیر پر خطر، اندکی تزلزل و تردید بر خویشتن راه ندادند و استوار و محکم در این راه گام برداشتند تا در پرتو این کوشش کم نظیر، انقلاب عظیم محمدی به ثمر بنشیند و آزادی، آزادمنشی و حقانیت رسالت الهی ثابت شده و ندای لا اله الا اللّه بر قلبهای خفته تاریخ تقدیم گردد.
نگاهی به پیوند محمد امین و خدیجه
خدیجه زنی بازرگان، ثروتمند و در عین حال متدین و دارای اصل و نسب پاک بود که به اِمرأةالقریش (یعنی شاهزاده خانم قریش) شهرت داشت. ایشان اولین زنی بود که مسلمان شد و به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد. وی علاوه بر کثرت اموال و املاک، در عقل و کیاست نیز بر دیگران برتری داشت و در آن زمان او را «طاهره»، «مبارکه»و... مینامیدند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (ص) را میکشید و همیشه از علمای آن زمان نبوت آن حضرت را جویا میشدند.
حضرت محمد(ص) همسفر کاروان تجاری خدیجه(س) شد و در کاروانهای او کار میکرد. هرچند فاصله زیادی میان سطح زندگی پیامبر و ثروتمندترین بانوی عرب بود، اما آن بانوی خردمند شنیده بود و خوب میدانست که آینده درخشان و بسیار امیدبخشی در انتظار پیامبر است. او از امانتداری و کاردانی پیامبر خوشش آمده بود. بانوی قریشی غرور خود را کنار گذاشت و جایگاه و شوکت دنیایی را به خوشبختی ابدی، به آسانی فروخت.بر این اساس بود که بانوی پرشرافت حجاز، برنامه پیوند با پیامبر را تهیه کرد و خود با قداست و هوشمندی ویژهاش سخن را در مورد آن مطلب با پیامبر آغاز کرد و از آن حضرت تقاضا نمود که گام به پیش نهد و از راه پدرش «خویلد» یا عمویش از او خواستگاری نماید.
پیامبر اکرم (ص) با عمویش ابوطالب(ع) در این باره مشورت کرد و همگی از آن استقبال کردند. ابوطالب به همراه تعدادی از بزرگان بنیهاشم نزد پدر یا عموی خدیجه رفت و او را برای حضرت محمد (ص) خواستگاری کردند.
درخواست آنان از سوی خدیجه پذیرفته شد و در روز دهم ربیعالاول زمانی که بیست و پنج بهار از عمر پر برکت رسول خدا (ص) میگذشت با بانوی پاکدامن حجاز حضرت خدیجه (س) پیمان زندگی مشترک را امضا میکند. حضرت خدیجه (س) به خانه حضرت محمد (ص) میآید تا مرهم زخمهای فردای او شود.
ازدواج پیامبر با «خدیجه» شباهتی به ازدواجهای شناخته شده نداشت، بلکه در نوع خود بینظیر و دارای ویژگیهایی بود، چراکه این پیوند مبارک و مقدس نه ثمره زودگذر و دوستی بی پایه و اساس بود و نه برخاسته از انگیزههای مادی یا دیگر امور و اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهرههای مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد. و نیز هدفهای سیاسی نیز در امضاء و تشکیل این زندگی مشترک و ساختار آن، نقشی نداشت.
مهر و علاقه خدیجه (س) به پیامبر (ص) و مقام معنوی ایشان سبب این ازدواج بود؛ مهری که بر محور ارزشهای پاک انسانی استوار بود، این مهر نشان دهنده علم و محبت ایشان نسبت به آل محمد (ص) است.
حضرت خدیجه (س)، به خانهای میآید که زینتی جز حضور همیشگی ملائک ندارد؛ خانهای که جز صدای محمد، هیچ موسیقی دیگری را نمیشناسد، خانهای که افقهای روشن آسمان، چشم به آستان بیآلایش آن دوختهاند.
خدیجه، گوهر فضیلت
علاقه حضرت خدیجه(س) به پیامبر اسلام(ص) صرف نظر از عشق و علاقه زناشویی، عشقی معنوی بود، وی پیامبر را مردی کامل در صفات انسانی و به دور از رذایل اخلاقی میدید. حضرت خدیجه عاشق فضیلت و شیفته اصلاح جامعه بود. و تمام آمال خود را در وجود پیامبر میدید. و اساسا کمال و شخصیت وی در همین اخلاق ذاتی وی بود که باعث شد تا از طرفی با مال و ثروت خویش و صرف آن در راه دین، و از سوی دیگر با تقویت روحی و دلداری دادن به پیامبر بهترین کمک و پشتیبان وی در راه تعالی جامعه بشری باشد. خدیجه (س) تنها به شوهرش میاندیشید و در ذهن خود دورنمای مبارزه با بتپرستی را مجسم میکرد و از مشکلاتی که در سر راه تبلیغ و دعوت الهی پیامبر قرار داشت مطلع بود. وی مشتاقانه از شوهرش در تمامی سختیها جانبداری میکرد و برای وی آرامش روحی عجیبی بود.
ثمره یک ازدواج
در پرتو ازدواج پر برکت حضرت پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) ، خداوند انواری بهشتی بر جهانیان عرضه کرد: فاطمه(س) گل سر سبد زنان عالم، حسن سید جوانان اهل بهشت، حسین سرور آزادگان جهان، زینب(س)اسوه صبر و استقامت، سکوت پر فریاد سجاد، علم باقر، صدق صادق، حلم کاظم، مهربانی رضا، جود و بخشش جواد، حبّ و اخلاص هادی، تزکیه حسن عسگری و نهایتا ظهور پرافتخار فرزند پیامبر(ص) مهدی منتظر. در طول تاریخ هستی، از این ازدواج با برکتتر پیوندی نبوده است.
ویژگی ها و پیام های ازدواج پیامبر و خدیجه
۱) پرهیز از نگاه مادی: اولین پیام این ازدواج این است کسانی که به خاطر ثروت و مال و منال دنیوی با فردی ازدواج میکنند، با معیارهای اسلامی فاصله دارند. در ازدواج ها باید هماهنگی از نظر اقتصادی رعایت شود، همچنانکه پیامبر به این مساله توجه داشتند.
۲) شناخت و آگاهی: پیامبر اسلام(ص) و خدیجه (س) با آگاهی و شناخت کامل از اخلاق، رفتار و خانواده همدیگر، ازدواج کردند، آنان، رشد یافته، بزرگ منش، خردمند، بصیر و مستقل در اندیشه و عمل بودند و با متانت، وقار و درایت تصمیم سنجیدهای گرفتند. چیزی که امروزه کمتر در ازدواج ها به آن توجه می شود، رشد جسمانی، عقلانی و عاطفی جوانان را در نظر نمی گیرند و بدون داشتن این معیارها اقدام به تشکیل خانواده میکنند که آسیبهای زیادی را متوجه زندگی مشترک میکند.
۳)مشورت: پیامبر در این باره با عموی خود، ابوطالب مشورت کردند و او را واسطه قرار دادند، خدیجه نیز با عموی خود، صحبت کردند آنان در مراسمی و با حضور بزرگان دو خانواده عقد ازدواج خود را برگزار کردند. یک نگاه و علاقه سطحی و یا داشتن شناخت چند روزه، برای چنین انتخابی کافی نیست.
۴) پرهیز از تجملات افراطی: یکی از بزرگترین موانع و مشکلات جوانان برای ازدواج، تجملات و چشم و هم چشمی ها، توقعات و انتظارات بی حد و اندازه اطرافیان است، در حالی که سادگی و بی آلایشی در ازدواج اسلامی خصوصا در ازدواج پیامبر و خدیجه مشهود است.
۵) مهریه های سنگین: حضرت خدیجه(س) مهریه ازدواجش را از مال خودش قرار داد و ضامن مهر خود شد. مهریه های سنگین و غیر معقول امروزی که خارج از توان اقتصادی مردان است عقد را دچار مشکل می کند.
۶) زندگی بعد از ازدواج: بعد از ازدواج نیز، زندگی مشترک پیامبر و خدیجه (س)، الگوی کاملی از زندگی زناشویی برای مردان و زنان مسلمان است، خدیجه در برابر فرستاده خداوند همواره فروتن و خاضع بود خود را کنیز خدمتگزار و یا همراه و همدم پیامبر میدانست از هیچ کوششی در خدمترسانی به رسول خدا دریغ نمیکرد. تمام اموال و دارایی خود را با افتخار، در راه گسترش ندای توحید، در اختیار همسرش قرار داد، او به حق می دانست که خوب شوهر داری کردن، جهاد در راه خداوند است و سراسر زندگی مشترکش را اینگونه سپری کرد.
دختران و زنان و نیز مردان جامعه اسلامی باید در راه کسب نجابت، پاکی و درایت، شهامت و شجاعت و وقار و متانت، خردمندی و نواندیشی، صداقت و راستگویی، سخاوت و کرامت، امانت داری و خدمتگزاری، زندگی این زوج نمونه تاریخ را الگوی عملی خود قرار دهند.
با توجه به این سخنان، میتوان گفت: برای رسیدن به معیارهای صحیح ازدواج اسلامی باید جوانان در راه کسب تجربه و شناخت و آگاهی بیشتر، با افراد آگاه مشورت کنند، بین ملاک های واقعی و غیر واقعی تمایز قائل شوند و خود را اسیر معیارهای خیالی و خود ساخته و خرافی نکنند. تجملّات و توقعات بیش از اندازه را کنار بگذارند و واقعیات را آنگونه که هست بپذیرند. به اخلاق و رفتارهای مطلوب و ارزشی بهای بیشتری بدهند و زندگی مشترک خود را بر پایه های صداقت، صمیمیت، احترام و محبت بنا گذاری کنند.
گردآوریکننده: سیده مریم خادمی
گرافیست: شایان ثابتی