به گزارش مفدا کرمانشاه، کتاب طوفان دیگر در راه است نوشته سید مهدی شجاعی، روایتی جذاب از تحول، تولد دوباره، زندگی مجدد و متفاوت برای شخصیتهای داستان است. شخصیتهایی که هر کدام در گذشته خود فراز و نشیبهای عجیبی را پشت سر گذاشتهاند تا به این جایگاهی که الان دارند رسیدهاند. ماجرا از اینجا شروع میشود که روزی حاج امین برای خرید ملک همسایه جهت ساخت مدرسه اقدام میکند اما یکی از اهالی آنجا حاضر به فروش ملکش نمیشود. البته حرف و حدیثهای زیادی پشت سر زینت صاحب آن خانه است و اینجاست که حاج امین تصمیم میگیرد خودش به خانه او برود و دلیل را جویا شود و تمام اتفاقها از این دیدار رقم میخورد.
زینت زنی است که اصالت او به خانواده سادات برمیگردد و در مقطعی از زندگی به واسطه عدم حضور پدر در بالای سرش و دوری از خانواده، به بیراهه کشیده میشود و به عنوان یک خواننده و رقاص در مجالس متعلق به دربار پهلوی حضور پیدا میکند ولی ناگهان در یکی از این برنامهها اتفاقی برای او میافتد که به طور کامل مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
این کتاب چندین شخصیت دیگر نیز دارد که یکی پسری به نام «کمال» است و دیگری پدرش که «حاجامین» نام دارد. کمال شخصیت به شدت معصوم این داستان است که به واسطه همین صداقت، مورد لطف خدا قرار میگیرد و پدرش شخصیتی مخالف او است که در طول داستان درگیر اتفاقات مختلفی میشود.
ابتکار نویسنده از پیوند زدن سرنوشت یکی از شخصیتهای اصلی داستان به زندگی شهید مصطفی چمران و گریز کوتاه او برای معرفی فشرده شخصیت چمران، داستان را خواندنیتر کردهاست. البته این تنها اشاره تاریخی نویسنده نیست. بلکه نویسنده به واسطه روایت زندگی شخصیتهایش، از دو دوره مهم در تاریخ ایران سخن میگوید و با پرداختن به بخشهایی از فساد دربار پهلوی، داستان را تا پیروزی انقلاب و سپس آغاز جنگ و سالهای بعد از آن پیش میبرد و به این وسیله هم مروری سریع بر تاریخ معاصر کشورمان دارد و هم قصه اصلی کتاب را پیش میبرد.
برشی از کتاب
« میدانی حاج امین! کارهای خوب و بد، یا صواب و گناه، در فکر و فرهنگ ما، اندازههای واقعیشان را از دست دادهاند و شدهاند اندازهی لباسهایی که ما برایشان قواره کردهایم. بالا رفتن از دیوار خانهی مردم را خیلی بد میدانیم، ولی دروغ و غیبت و تهمت را گناه جدیای تلقی نمیکنیم. باید دید که وزن و اندازه هر کدام از اینها پیش خدا چقدر است. ملاک، نظر خداست، نه دیدگاه ما. خداوند، گناه تهمت به انسان مؤمن را از کشتن او بزرگتر میشمارد ولی ما با توجیهات من درآوردی، همه چیز را مطابق سلیقهمان جفت وجور میکنیم و شب هم با خیال راحت و آسوده میخوابیم. اصلاً حرف و سخن، آنقدر برایمان باد هواست که خودمان هم فراموش میکنیم پشت سر مردم چه بافتهایم و چه گفتهایم».
تهیه شده در سرویس چندرسانهای مفدا کرمانشاه/ تهیه: سارا زارعی