به گزارش مفدا بهشتی _ دشمن با شعله های آتش به خیمه ها هجوم برد. خانم حضرت زینب(س) از امامش حضرت سجاد(ع) «امام زینالعابدین(ع)» کسب تکلیف کرد امام فرمود: «همه به بیابان فرار کنند» ایشان که فرزند ارشد امام حسین(ع) و شهربانو دختر یزد گرد سوم بودند و در ۵ شعبان یا ۱۵ جمادی الاولی سال ۳۸(ه.ق) در مدینه دیده به جهان گشود.
در محرم سال ۶۱ (ه.ق) در جریان قیام امام حسین(ع) در سرزمین کربلا حضور داشت و به علت بیماری و تب شدید نتوانسته بود در پیکار شرکت کند. و از آنجا که زمین نباید از اولیاء خدا خالی باشد، پس از آن فاجعه دردناک، امامت به ایشان منتقل شد و آن حضرت به مدت ۳۴ سال پیشوای شیعیان بود.
دشمن خیمه ها را به آتش کشید همه را به اسارت گرفت به چادر امام سجاد(ع) رفتند او را هم می خواستند به شهادت برسانند اما یکیشان گفت: «همین قدر که او بیمار و نحیف است برایش بس است لذا امام را مانند دیگر اسرا با زنجیر دست و پایش را بسته و به گردنش آویزان کردند. قدری پیاده بردند و دیدند توان راه رفتن ندارد بر روی شتر بی کجاوه سوار کرده و پاها را به پهلوی شتر بستند در آن گرمای طاقت فرسا از جای غل و زنجیرها خون راه افتاد. از کربلا تا شام(سوریه) مسافت طولانی بود که امام را همچنان زنجیر به گردن و دست و پا بردند.»
امام سجاد(ع) می فرمایند: «خَیرُ مَفَاتیحِ الأموُرِ الصِّدقُ وَخَیرُ خَوَاتیمِهَا الوَفَاءُ» بهترین گشاینده ی کارها راستی و بهترین پایان برنده ی آن وفاداری است. اگر مردم کوفه راستگو و وفادار بودند آیا واقعه کربلا اتفاق می افتاد؟ از دور صدای زنگوله شتران با صدای مردان وحشی به همراه ناله کودکان متوحش به هم آمیخته به گوش میرسد بله خودشان هستند بیائید آمدند اسرای خارجی را آوروند شام را چراغانی کرده بودند و به همه اعلام کرده بودند اسرای کافر خارجی وارد شهر می شود.
سرهای شهدا بالای نیزه جلو اسرا وارد شام شد مردم همه به تماشا آمدند بعضی بدو بیراه می گفتند بعضی هم سنگ می زدند کاروان اسرا به مقر حکومت یزید رسید یزید به امام سجاد(ع) گفت: «حمد خدایی را که پدر تو را کشت.»
امام فرمود:«لعنت خدا بر کسی باد که پدر مرا کشت.»
یزید وقتی این جواب دندانشکن را شنید، غضب کرد و فرمان قتل امام را صادر کرد.
امام فرمود: «اگر مرا بکشی، دختران رسول خدا را چه کسی به منزلگاهشان برگرداند. آنها محرمی جز من ندارند.» یزید آرام شد و این آیه از قرآن را خواند《آنچه در مصیبت و گرفتاری به شما میرسد به سبب کارهای خودتان است. و خداوند از بسیاری از امور در میگذرد.»
و امام فرمود: «هرگز چنین نیست که تو گمان کردهای. این آیه در باره ما نازل نشده. آیهای که درباره ما نازل شده این است: "ما اصابکم من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبرها" _ حدید: آیهی 22 (هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در مورد خودتان به شما نمیرسد مگر اینکه از قبل در کتابی نوشته شده است.»
سپس فرمود: «ماییم کسانی که چنین هستند؛ بر آنچه از دست ما رفته تاسف نمیخوریم و از آنچه به ما داده شده خوشحال نمیشویم.»
در آنجا امام سخنرانی طولانی فرمودند که طی آن ضمن معرفی خودشان و نیاکانشان به مردم فهماندند که فریب خورده اند طوری که مردم حاضر در مسجد که از بزرگان شهر و ارکان حکومت یزید هم جزوشان بودند، به شدت تحت تاثیر این بیانات قرار گرفتند و زمینه بیداری آنان فراهم شد. در همان مجلس عده ای زبان به اعتراض گشودند. وضع عمومی شهر به گونهای شد که یزید به ناچار در مقابل درخواست بازماندگان حادثه کربلا که می خواستند برای مصائب امام حسین(ع) عزاداری کنند، تسلیم شد و جایی را به نام «دارالحجاره» برای آنها اختصاص داد و آنها هفت روز به اقامه ماتم پرداختند. ذکر حسین(ع) کم کم همه شهر را فرا گرفت، تا جایی که یزید قرآن را به قسمتهای کوچک تقسیم کرد و بین مردم توزیع کرد تا قرآن بخوانند و توجهشان از امام حسین(ع) منصرف شود، ولی هیچ چیز نمیتوانست آنها را منصرف سازد. یزید که اوضاع را نامناسب دید تصمیم به انتقال کاروان اسراء به مدینه گرفت. «لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْکِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ» چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را می دانستند هر آینه آن را تحصیل می کردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب های خطرناک باشد.
آثاری که از امام سجاد (ع) باقی مانده است نشان از جایگاه والای علمی آن حضرت دارد. این آثار چنین اند:
۱. صحیفه سجادیه (بین علما معروف به خواهر قرآن است و بعد از نهج البلاغه دومین کتاب است )
۲. رساله حقوق؛
۳. دعای سحر مشهور به ابوحمزه ثمالی
۴. زیارت امین الله
۵. روایات.
از امام سجاد (ع) حدود سیصد حدیث در کتب اربعه شیعه آمده است. اسوه علم و حلم، امام زین العابدین(ع) پس از یک عمر مجاهدت در راه خدا و پس از ابلاغ پیام عاشورا به جوامع بشری، به دست ولیدبن عبدالملک مسموم و در ۲۵ محرم سال ۹۵ هجری قمری در ۶۵ سالگی به شهادت رسید و بدن مطهرش را در کنار تربت پاک امام حسن مجتبی(ع) در بقیع به خاک سپردند.
شهادت جانسوز آن امام حمام بر دوستدران حضرتش تسلیت باد. خطبه امام در کاخ یزید ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است. به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا(ص)، و امام حسن و حسین(ع) دو فرزند بزرگوار رسول اکرم(ص) را از ما قرار داد.
(با این معرفی کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان میشناسانم.
ای مردم! من فرزند مکه و منایم. من فرزند زمزم و صفایم. من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با ردای خود حمل و در جای خود نصب فرمود.
من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم. من فرزند بهترین حج گزاران و تلبیه گویان هستم. من فرزند آنم که بر براق سوار شد.
من فرزند پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد.
من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب الهی و نزدیکترین جایگاه مقام باری تعالی رسید.
من فرزند آنم که با ملائکه آسمان نماز گزارد.
من فرزند آن پیامبرم که پروردگار بزرگ به او وحی کرد.
من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم،
من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.
من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه میرزمید.و دو بار هجرت و دو بار بیعت کرد، و در بدر و حنین با کافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید.
من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم.
من فرزند بردبارترین بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم. من پسر آنم که جبرئیل او را تأیید و میکائیل او را یاری کرد.
من فرزند آنم که از حریم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقان و ناکثان و قاسطان جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد.
من فرزند بهترین قریشم. من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت.
من پسر اول سبقت گیرندهای در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از میان برنده مشرکانم.
من فرزند آنم که به مثابه تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یاری کننده دین خدا و ولی امر او، و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهی بود. او جوانمرد، سخاوتمند، نیکوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، شکیبا، دائما روزهدار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نماز میخواند. او رشته نسل دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه گروههای کفر را از هم پاشید. او دارای قلبی ثابت و قوی و ارادهای محکم و استوار و عزمی راسخ بود و همانند شیری شجاع که وقتی نیزه ها در جنگ به هم در میآمیخت آنها را همانند آسیا خرد و نرم و بسان باد آنها را پراکنده می ساخت. او شیر حجاز و آقا و بزرگ عراق است که مکی و مدنی و خیفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، که در همه این صحنهها حضور داشت. او سید عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آری او، همان او (که این صفات و ویژگیهای ارزنده مختص اوست) جدم علی بن ابی طالب است.
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110217