دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۰

کاری مشترک از مفدا مازندران و کانون شعر و ادب قاصدک دانشگاه؛

مجموعه پادکست رندان تشنه لب/قسمت سوم

مازندران/رندان تشنه لب3

حسین منزوی شاعر شهیر ایرانی، او که بیشتر به‌عنوان شاعری عاشقانه سرا شناخته شده‌است، در مدح و مرثیه‌ی ائمه اطهار نیز اشعار درخشانی‌از او به یادگار مانده است. در پادکست سوم از مجموعه "رندان تشنه لب" شما شنوندگان مفدایی را مهمان شعری از ایشان کردیم./مسئول پروژه و نریشن: امین انجیدنی؛ پوستر: شایان ثابتی و تنظیم: فاطمه صیدانلو

حسین منزوی از جمله برجسته‌ترین شاعران و ادیبان معاصر به شمار می‌آید که هم در سرودن قالب‌های کلاسیک همچون غزل تبحر فراوانی داشت و هم به گفتن شعر در سبک‌های مدرن نیمایی و سپید اهتمام می ورزید. منزوی حافظ و نیما یوشیج را می‌ستود و از میان اساتیدش بیش از همه شیفتهٔ مهدی اخوان ثالث بود.

حسین منزوی در نخستین روز از پاییز ۱۳۲۵ خورشیدی در زنجان متولد شد. رشته‌ ادبیات و پس از آن جامعه‌شناسی را رها کرد. علاقه‌اش به شعر و غزل باعث شد از همان جوانی به شعر گفتن بپردازد. نخستین دفتر شعرش را با عنوان «حنجره‌ زخمی تغزل» در ۲۵ سالگی به چاپ رساند که جایزه‌ فروغ فرخزاد را دریافت کرد.

عمده‌ترین شهرت منزوی به خاطر غزل‌هایی است که می‌سرود. به اعتقاد بسیاری از شاعران هم‌دوره‌اش، منزوی توانست تحول جدیدی در غزل‌سرایی معاصر به وجود بیاورد.

 از آثار این شاعر می‌توان به «با عشق در حوالی فاجعه»، «این ترک پارسی‌گوی»، «با سیاوش از آتش»، «از ترمه و تغزل»، «از کهربا و کافور»، «با عشق تاب می‌آورم» و ... اشاره کرد.

ای خون اصیلت به شتک‌ها ز غدیران

افشانده شرف‌ها به بلندای دلیران
جاری شده از کرب و بلا آمده و آنگاه
آمیخته با خون سیاووش در ایران
تو اختر سرخی که به انگیزه‌ تکثیر
ترکید بر آیینه خورشید ضمیران
ای جوهر سرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسل نمیران
خرگاه تو می‌سوخت در اندیشه تاریخ
هر بار که آتش‌زده شد بیشه شیران
آن شب چه شبی بود که دیدند کواکب
نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران؟
و آن روز که با بیرقی از یک سر بی تن
تا شام شدی قافله‌سالار اسیران
تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند
باید که ز خون تو بنوشند کویران
تا اندکی از حق سخن را بگزارند
باید که به خونت بنگارند دبیران
حد تو رثا نیست عزای تو حماسه‌ست
ای کاسته شان تو از این معرکه‌گیران