به گزارش مفدا مشهد، پریسا شاهرخی، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه، یادداشتی را در مورد مهارت همدلی منتشر کرده است که با هم میخوانیم.
درصد قابل توجهی از رفتارهای همدلانه کودکان از طریق تماشای شیوه واکنش نشان دادن اطرافیان در مقابل درماندگی دیگران شکل می گیرد. کودکان با تقلید از آنچه که می بینند، واکنش های حاکی از همدلی را در خود به وجود می آورند. متاسفانه امروزه شاهد این واقعیت هستیم که با بزرگ تر شدن کودکان و ورود آنها به جامعه، توان همدلی در آنها کاهش می یابد و این یکی از بزرگ ترین معضلات جامعه ای است که سمت صنعتی شدن می رود. هر یک از ما آنقدر درگیر مسائل شخصی خود هستیم که فرصتی برای با هم بودن پیدا نمی کنیم. یا آنقدر ارتباطاتمان مرزبندی شده، که هنگام وقوع مشکلات خواه به دلیل احترام گذاشتن به وقت دیگران و خواه به دلیل عدم اعتماد به خود مسائل خود را با دیگران در میان نمی گذاریم. به این ترتیب روز به روز از میزان توان همدلی ما با دیگران کاسته می شود.حال که به نقش پراهمیت همدلی پی برده اید، ممکن است این سوال در ذهنتان شکل بگیرد که همدلی چیست؟ و چگونه می توان این توانایی را در خود پرورش داد؟
تعریف همدلی
همدلی نوع خاصی از توجه داشتن به دیدگاه دیگری است. درواقع، همدلی دو جزء شناختی و یک حزء عاطفی دارد. اجزای شناختی همدلی عبارتند از توانایی در شناسایی و نامگذاری حالات دیگران و توانایی در حدس زدن دیدگاه اشخاص دیگر. جزء عاطفی آن عبارت است از توانایی در نشان دادن پاسخ عاطفی مناسب، به منظور برقراری روابط همدلانه. فرد باید بتواند خود را به جای دیگران بگذارد، امور را از دیدگاه آنها ببیند و از خود بپرسد اگر من به جای او و در شرایط او بودم، چه احساسی داشتم؟ شراط لازم برای انجام چنین کاری خودآگاهی است.
وقتی ما بتوانیم خودمان را با تمام کمبودها و توانایی هایمان بشناسیم، آنگاه دیگران را با همان وضعیتی که هستند با تمام نقاط ضعف و قوتشان می پذیریم و به آنها احترام می گذاریم. از دیگر شرایط لازم برای ایجاد همدلی بین افراد، اعتماد متقابل است. به عبارت دیگر اعتماد متقابل هنگامی ایجاد می شود که طرفین درگیر در ارتباط، نسبت به همدیگر یکدلی، آسایش و امنیت خاطر داشته باشند و این اعتماد حاصل نمی شود، مگر با شناخت تفاوت های فردی و احترام گذاشتن به آن.
تفاوت های بین فردی و تاثیر آن در برقراری روابط همدلانه
محققان بر این باورند دو عامل اصلی تفاوت های بین فردی، ابتدا تفاوت در ساختار ژنتیکی افراد و سپس تفاوت در محیط زندگی آنهاست. هر فرد ساختار ژنتیکی خاص خود را دارد و هر خانواده ای شیوه، روش زندگی و روش تربیتی مخصوص به خود را داراست. خانواده ها براساس روش تربیتی متنوع، کودکان متفاوتی تربیت می کنند. محیط مدرسه، دوستان و همسالان هر یک به گونه ای خاص در چگونگی رشد شخصیت ما تاثیر می گذارند و فرهنگ حاکم بر جامعه و طبقه اجتماعی خاصی که هر یک از ما در آن قرار گرفته ایم خود بر چگونه بودن و ویژگی های روانی- اجتماعی ما تاثیر بگذارند. مجموعه عوامل فوق از ما، فردی منحصر به فرد می سازد که در بعضی زمینه ها یا بعضی ویژگی ها با دیگران متفاوت و در برخی دیگر مشابه هستیم.
بعضی از افراد معتقدند تفاوت ها مانعی بزرگ بر سر راه روابط صمیمانه است و فکر می کنند در برقراری روابط نزدیک با دیگران باید افرادی را برگزینند که بیشترین شباهت ها را با آنها داشته باشند. مسلما چنین باورهایی به فرد اجازه نمی دهد با صبر و تحمل به احساسات و افکار دیگران توجه کند و دیگران را همان گونه که هستند، ببیند و بپذیرد و دوست بدارد. شاید بتوان گفت بسیاری از رفتارهای نامناسبی که ما در جوامع مختلف شاهد آن هستیم؛ یعنی رفتارهایی مانند بی عدالتی ها، تبعیض ها، تحقیرها، تهدیدها و... ناشی از همین باور نادرست است. از سوی دیگر برخی از انسان ها بر این باورند تفاوت ها فرصت هایی مغتنم در زندگی هر فرد هستند.
تفاوت ها فرصت های چالش برانگیزی هستند که به ما اجازه می دهند دوباره خود را نقاط ضعف و قوت خود را ببینیم. تفاوت ها به ما فرصت می دهند بفهمیم با چه مهارت هایی آشنا نیستیم و باید دنبال کسب آنها باشیم. توجه به تفاوت های فردی، پذیرش آنها و احترام به این تفاوت ها یکی از اصول پایه ای و مهم در برقراری روابط همدلانه با دیگران است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که هدف از توجه به تفاوت های بین فردی، نادیده گرفتن و کم اهمیت تلقی کردن نقش شباهت ها در برقراری روابط همدلانه نیست و مسلما هر چقدر شباهت های بین فردی بیشتر باشد، توان برقراری همدلانه بیشتر خواهدبود.