به گزارش مفدا، کارفرمایان در لابه لای مصاحبههای شغلی و برانداز کردن متقاضیان شغل در جستجوی اصولی کاری در این افراد میگردند؛ اصولی که یافتن شغل مناسب در گرو آگاهی از آنها است.
آنچه در ادامه می خوانید، تعدادی از مهمترین اصولی است که کارفرمایان آن را در وجود جویندگان شغل جستجو می کنند و توجه به این اصول گامی اثرگذار در یافتن شغل مناسب برای کارجویان خواهد بود.
۱. سختکوشی و هوشیاری
کارفرمایان خواهان کارمندانی هستند که ضمن درک، تمایل جدی به سختکوشی داشته باشند. علاوه بر سختکوشی، هوشیاری در کار نیز حائز اهمیت است. هوشیاری در کار به معنای یادگیری کارآمدترین روشها در انجام وظایف و یافتن راهی برای صرفه جویی در هزینهها در راستای انجام وظایف و فعالیتهای روزانه است. علاوه بر حفظ و تداوم ویژگیهای مثبت توجه به کار و انجام تمام کارها نیز مهم است. پیشبرد کارها بیش از میزان تعیین شده روش خوبی است تا بدین صورت به مدیرتــــان نشان دهید چگونه دارای مهارت مدیریت زمان بوده و چگونه آن را در فعالیتهایتان بهکار می برید و وقت ارزشمند شرکت را فقط صرف انجام کارهای مرتبط با کار مینمایید نه آنکه به انجام کارهای شخصی خود بپردازید. از آنجا که در بازارکار دنیای امروز تعدیل و کاهش نیرو امری معمولی به حساب می آید با شناخت و حفظ ارزشهای فردی شانس خود را در یافتن امنیت شغلی افزایش دهید.
۲. قابلیت اعتماد و احساس مسئولیت
کارفرما به کارمندی ارزش و ارج می نهد که در زمان تعیین شده و به موقع در محیط کار حاضر شود و مسئولیت رفتار و عملکرد خود را بر عهده بگیرد. مسئول بالاتر باید در جریان کارهای شما باشیــــد در صورت تغییر برنامه و یا حضور دیرتر از موعد در محل کار باید موضوع را به اطلاع مسئولتان برسانید. البته این موضوع بدین معنا نیز میباشد که همواره مسئول باید از محل حضور شما در پروژهها آگاهی و اطلاع داشته باشد. در جایگاه یک کارمند داشتن قابلیت اعتماد و احساس مسئولیت به کارفرما این موضوع را میرساند شما برای کارتان ارزش قائل هستید و همواره نسبت به پروژهها و انجام صحیح و به موقع کارها احساس مسئولیت دارید. و کارفرما احساس میکند هر آنچه را که باید در مورد شما بداند، میداند.
۳. نگرش مثبت
کارفرما به دنبال کارمندی است که ضمن داشتن ابتکار و نوآوری، انگیزه لازم برای انجـــــام در مدت زمان منطقی را داشته باشد. داشتن نگرش مثبت علاوه بر اینکه موجب پیشبرد کارها میگردد برای سایرین نیز ایجاد انگیزه تا علیرغم وجود چالشهایی کـــه به صـــــورت اجتناب ناپذیر در هر کار و پروژهای پیش میآید فعالیتها را انجام داده و کارها را پیش ببرند. تنها یک کارمند مشتاق است که میتواند ضمن ایجاد شرایط مساعد کاری برای سایرین نیز الگوی خوب و مثبتی باشد. جایگاه نگرش مثبت در نزد مسئول و همکاران بسیار ارزشمند است و همین امر کار را بسیار دلچسب کرده و فرد هر روز با رضایت خاطر در محل کار حضور مییابد.
۴. سازگاری
کارفرما در جستجوی کارمندی است که قدرت سازگاری داشته و انعطاف پذیری خود را در انجام وظایف محوله حتی در شرایط کاری متغیر به اثبات برساند. روحیه پذیرش تغییرات و پیشرفت فرصتی فراهم میآورد تا وظایف محوله تا به روشی کارآمدتر ضمن ارایه خدمات بهتر به شرکت، مشتریان و حتی کارفرما انجام گیرد. اغلب اوقات کارمندان از اعمال تغییرات در محیط کار شکایت میکنند و ابراز میکنند تغییرات لزومی نداشته و یا کار آنان را سختتر کرده است، و در اکثر موارد این اعتراضها به سبـــــب عدم وجود انعطاف پذیری کافی میباشد.
انعطاف پذیری همچنین به معنای پذیرش و کنار آمدن با شخصیت و عادات کاری همکاران و مسئول میباشد. هر فردی ویژگیها و نقاط قوت متخصص به خود را دارد و یکی از جوانب کار کردن و همکاری موثر به عنوان عضو یک گروه پذیرش ویژگیهای فردی هر شخص و تطبیق دادن خود با آنها است. چنانچه تغییرات را از دیدگاه فرصتی برای انجام هر چه کارآمدتر امور و وظایف کاری محوله نگاه کنیم در این صورت پذیرش تغییرات تجربه مثبت به حساب می آید. راهکارها، نظرات، الویت ها و عادات کاری جدید این باور را در بین کارمندان ایجاد میکند که مدیریت و پرسنل هر دو نسبت به کار وظایفی بر عهده دارند و متعهد میگردند محیط کار را به فضا هر چه بهتر برای کار کردن بدل نمایند.
۵. صداقت و امانتداری
کارفرما برای کارمندانی ارزش قائل است که ضمن رعایت تمامی موارد فوق و فراتر از آنها حس صداقت و امانتداری داشته باشد. یک ارتباط خوب بر پایه صداقت ساخته میشود. کارفرما میخواهد بداند که میتواند بر گفته های شما و آنچه انجام میدهد اعتماد نماید. هدف کســــــب و کارهای موفق کسب اعتماد مشتریان و عمل به این جمله است «همیشه حق با مشتری است». اینک وظیفه تک تک افراد است نهایت اصول اخلاقی و معنوی را ضمن فعالیت و ارایه خدمات به مشتریان به کار بگیرند.
۶. داشتن انگیزه
کارفرمایان خواهان افرادی هستند که قادر باشند در مدت زمان تعیین شده و به روشی حرفـــهای با کمترین نظارت و راهنمایی کارهای محوله را انجام دهند. در واقع مدیران با استخدام افراد باانگیزه مسیر و کار را برای خودشان هموار میکنند زیرا یک فرد باانگیزه برای انجام کارش نیاز به راهنمــــــایی و جهتدهی کمتری دارد. یک کارمند باانگیـــــــزه مسئولیت و جایگاهش در کار را درک کرده و بدون هرگونه تلنگر از سایرین کارش را به درستی انجام میدهد. در مقابل کارفرما نیز میتواند با فراهم سازی محیط کاری امن و پیشتیبانی، شرایط و فرصت یادگیری و رشد را برای اینگونه کارمندان فراهم سازد. کار کردن در محیطی که فرد احساس حمایت میکند و استفاده از نوآوری برای انجام کارها حس بهتری از انجام کار را در فرد به وجود میآورد و در نتیجه عزت نفس را در وی افزایش میدهد.
۷. علاقه به یادگیری و پیشرفت
در شرایط کنــونی تغییرات مداوم محیط کار، کارفرمایان به سمت کارمنــدانی تمایل دارند که علاقهمند به حرکــت و ادامه کار با پیشرفتها و دانش جدید باشند. البته به این نکته نیز توجه داشته باشید یکی از علل اصلی که کارمندانی محل کار خود را ترک میکنند این است که فرصت رشد و پیشرفت شغلی در آن جایگاه و سازمان برایشان فراهم نمیباشد. کسب و یادگیری مهارتها، فناوری، اصول و نظریه های جدید و نو در خصوص توسعه و پیشرفت حرفه ای به کارفرما کمک میکند تا شرکت را در بهترین سطح ممکن نگاه دارد و از طرفی شغل را برای کارمندان جذابتر و بهتر مینماید. در شرایط کنونی، مطابقت و همراهی با تغییرات برای موفقیت و افزایش امنیت شغلی ضروری و حیاتی میباشد.
۸. اعتماد به نفس عالی
اعتماد به نفس از جمله عوامل کلیدی در شناسایی یک فرد موفق از یک فرد ناموفق شناخته شده است. یک فرد قوی و با اعتماد به نفس سایرین را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. چنین فردی از طرح سوال در موضوعاتی که احتمال دارد سایرین چنین تصور کنند دانش کافی ندارد، بیم به خود راه نمیدهد. کمتر سعی بر آن دارند تا به واسطه دانستههایش دیگران را تحت تأثیر قرار دهد و نیازی احساس نمیکنند تا بخواهند از همه چیز اطلاع داشته باشند و بهعبارتی سر در بیاورند.
فرد با اعتماد نفس هر کاری را که احساس میکند درست است انجام میدهد و قدرت ریسک کردن نیز دارد. آنان اشتباهات خود را نیز تحسین میکنند. درست همانند نقاط ضعف، نقاط قوت خود را نیز میشناسند و همیشه سعی بر تقویت هر چه بیشتر و بهتر آنها دارند. خود و تواناییهایشان را باور دارند که تمام اینها به مثبت نگری آنان به زندگی باز میگردد.
۹. حرفه ای بودن
کارمندانی برای کارفرما از ارزش برخوردار هستند که تحت هر شرایط و در هر زمانی رفتار حرفه ای از خود بروز میدهند. منظور از رفتار حرفه ای یادگیری تمامی جوانب کار و انجام آن به بهترین شکل ممکن میباشد. نحوه صحبت کردن، پوشش و نگاه کردن یک فرد حرفه ای همانند کسی است که همـــواره به رفتار و ظاهر خود افتخار میکند. یک فرد حرفهای پروژه و کارها را تا حدامکان هر چه سریعتر به نتیجه میرساند و هیچگاه اجازه نمیدهد یک پروژه بلاتکلیف باقی بماند. و کار با تمام جزئیات لازم و با بالاترین کیفیت انجام میشود. آنچه یک فرد حرفهای را از سایرین متمایز میسازد رفتار و منش او است که علاوه بر مواردی که در بالا بدان ها اشاره شد، الگوی خوبی نیز برای سایرین به حساب می آید. به کار خود علاقه و اشتیاق وافر داشته و نسبت به شرکت و آیندهاش خـوشبین است. برای حرفه ای بودن باید مانند افراد حرفهای تفکر و عمل نمایید. به کمک نکات بیان شده میتوانید از همین الان شروع کرده تا بتوانید به جایگاه مورد نظرتان برسید.
۱۰. وفاداری
کارمندانی نزد کارفرما ارزش دارند که کارفرما بتواند به آنان اعتماد نموده و از طرفی وفاداری خود به شرکت و کارفرکا را نیز به اثبات برساننـــــــد. هم اکنون وفاداری در مورد نیروی کار مفهوم جدیدی پیدا کرده است. گذشته آن روزها که افراد کار کردن را در یک شرکت آغاز نموده و در همان شرکت نیز بازنشسته میشدند. طبق آمار هر فردی در دوران فعالتی خود حدود ۸-۱۲ شغل را تجربه میکند. با این اوصاف وفاداری نیروی کار به چه معنا است؟ شرکتها شرایط رشد و فرصتهای خوبی را برای کارمندانشان فراهم میآورند تا در نهایت کارمندان به آنها حس وفاداری پیدا کنند. کارمندان نیز خواهان احساس رضایت از کار هستند و چنانچه این احساس در آنان به وجود آید و از طرفی ببینند کارفرما فرد عادلی است و خواهان موفقیت آنها است به طور قطع وظایفشان را به بهترین شکل ممکن انجام میدهند. این شرایط ممکن است حضور ۵ تــــــا ۱۰ سال در یک جایگاه شغلی را به همراه داشته باشد. اگرچه خود کارفرما نیز میتواند نوعی وفاداری را به شرکت پیشنهاد نماید و مشارکت موثری در شرکت داشته باشد.
بسیاری از شرکتها کارمندان را به ارایه نظرات، پیشنهادات و انتقادات ترغیب مینمایند و برای پرسنل شرایطی فراهم میآورند تا بتوانند در زمینه تخصصی خود پیشرفت نمایند. این شرایط احساس بهتری مبنی بر رضایت و کنترل بر کارها در پرسنل ایجاد مینماید. قدرت دهی به کارمندان آنها را به سمتی سوق میدهد که کارهایشان را به بهترین نحوه ممکن انجام دهند، در واقع شرکتها با ابراز اعتماد به کارمندان و انتظاراتی که از آنان دارند به کارمندان نشان میدهند باور دارند آنان تمام سعیشان را برای انجام درست کارها بکار میبرند. ارایه مشاغلی که افراد را به یادگیری و ارتقاء مهارتهای جدید ترغیب نماید در محیط کار نوعی احساس قدرت در کارمند ایجاد مینماید. همراه و همسو نمودن ارزشهای کارمند با اهداف سازمان حس وفاداری او را توسعه داده و روابط مستحکمی بین کارمند و کارفرما ایجاد مینماید. گسترش روابط خوب در یک سازمان و ارایه راهکارهای ساختاری برای کنترل چالشها شرایط برد-برد را برای هر دو طرف کارمند و کارفرما فراهم میآورد. ایجاد سازمانی که به حس وفاداری و تعهد در یک سازمان ارزش بنهد، به سود و منفعت خود سازمان هم خواهد بود زیرا میتوان همان اصول و راهکارها را برای ایجاد حس وفاداری در مشتریان نیز به کار برد، جلب حس اعتماد و وفاداری از جانب مشتریان در نهایت منجـــــــر به موفقیت کسب و کار خواهد شد.