به گزارش مفدامشهد، حمید دهقانیان، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه، طی یادداشتی پدیده کودکان کار در فضای مجازی را مورد نقد و بررسی قرار داد که با هم میخوانیم:
نخستین بار در ۱۲ ژوئن، سال ۲۰۰۲، روز جهانی مبارزه با کار کودکان نام گذاری شد و هدف آن جلوگیری از کار کودکان به هر شکلی است. واژه ی «به هرشکلی» می تواند تداعی گر کار در محیطهای خطرناک، بردگی یا قاچاق مواد مخدر و تنفروشی و حتی ورود در درگیریهای مسلحانه باشد و یا می تواند در پشت پرده ی همین گوشی ها همراه باشد.
در تعریف کودکان کار این گونه آمده است که: "کودک کار" کودکی است که به یکی از اشکال کار «سبک / سخت» و «داوطلبانه / اجباری» جهت کسب درآمد و نه کسب توانمندی اشتغال دارد. منظور از "کار کودک" درگیر نمودن کودکان در آن دسته از فعالیت های اقتصادی است که مانع تحصیل، آموزش و برخورداری آنان از امکانات اولیه ی رشد فردی و اجتماعی شان میشود و با آسیب و بهره کشی همراه است. «کار کودک» به معنای کاری است که برای کودکان در گروههای سنی معین ممنوع است. کاری است که توسط کودکان، زیر حداقل سن قانونی معین برای آن کار انجام گیرد و یا به دلیل ماهیت یا شرایط خاص، آن کار برای کودکان غیرقابل پذیرش و ممنوع است. و کودک در انتخاب آن نقشی ندارد.آیا این تعریف می تواند برای فضای مجازی هم اطلاق شود؟ مفهوم کودک کار مانند بسیاری از مفاهیم دیگر، با رشد جوامع تغییر پیدا کرده و حالا کودکان کار مدرنی از شبکههای اجتماعی سر برآوردهاند که به وسیله پدر و مادرشان و یا شوق بچهگانه خویش، از ذات اصلی کودکی خود دور افتادهاند و وارد بازار کار شدهاند. این کودکان کار تفاوت عمدهای که با بچههای خیابان دارند در این است که وضعیت رفاه و معیشتی و روانی بهتری دارند اما غفلت از آنها باعث میشود که کودکان کار فضای مجازی، آینده تاریکی برای خودشان خلق کنند.
در تحقیقات نشان میدهد که سلبریتی ها و اینفلوئنسرها تأثیرات بسیاری بر دنبال کنندگان خود دارند و برساخت متفاوتی از هویت خود را با دیگران به اشتراک می گذارند. در سال ۲۰۱۶ پژوهشی تحت عنوان«هنگامی که کودک در اینترنت متولد میشود: به عنوان یک روند رو به رشد در میان والدین در فیسبوک» به ابعاد و جنبه های گوناگون به اشتراک گذاری عکس کودکان توسط والدین در فیسبوک پرداخته است. این پژوهش به جوانب منفی انتشار عکس از نوزادان و کودکان پرداخته و به این موضوع اشاره میکند که چه سوءاستفاده ها و عواقبی برای این کودکان مطرح است. نکته مهمی که به آن اشاره می شود، این است که کودکان در سنی هستند که نمی توانند بین خوب و بد و درست و غلط تمییز قائل شوند و ممکن است در آینده از این کار والدین خود خورسند نباشند. حال که به فضای مجازی نگاه می کنیم سیستم های درگیر در این فرآیند را اینگونه می بینیم، که برای بررسی عمیق باید تمامی کارشناسان این حوزه مبتنی بر علم و پژوهش به سوالاتی در حیطه کودکان کار مجازی پاسخ دهند، اما تلویحا من میخواهم از درون مایه ی این اتفاق صحبتی به میان بیاورم:

ویدیو دختر بچهای که بامزه حرف میزند و با مادرش کل کل میکند یا پسری که قیافه بانمکی دارد و با یک هنرپیشه کل کل میکند. این ویدیوها به اصطلاح وایرال میشوند و گل میکنند و بعد موج سواری روی آن آغاز میشود. ویدیوهای دیگری از بچهها منتشر میشود و پیج شخصی و جداگانهشان راهاندازی میشود، کم کم در بین ویدیوها تبلیغات ظریفی دیده میشود و این فعالین دیجیتال مارکتینگ هستند که به سمت استفاده ابزاری از این بچهها میروند و والدینی که وسوسه شهرت و البته پول، باعث میشود تا قبول کنند فرزند خردسال شان درگیر این دنیا بشود.
تصور کنید ۲۰ ساله هستید اسمتان را جستوجو میکنید، و بلافاصله فیلم یا تصویری بالا میآید که در آن ۵ سال دارید به خاطر موضوعی مضحک گریه میکنید، یا عکسی ظاهر میشود که در آن در حال یک کنجکاوی کودکانه هستید. این تجربهای است که ما، اکنون کمتر داشتهایم اما بچههای مان کاملاً با آن درگیر خواهند بود. شاید آنها با خودشان فکر کنند: یک لحظه پدر و مادرم فکر کردهاند عکسی که گرفتهاند خیلی بامزه است، اما من تا آخر عمر، شدهام «آن بچهای که خنده دار است!». هنوز تصورتان را ادامه دهید و بفهمید، والدین عکسهای ما را بدون اجازۀ قبلی در اینستاگرام یا سایر پلتفورم ها میگذاشته است. با خودمان میگوییم:«قبل از آنکه خودم را بشناسم با عکس ها و فیلم های خودم در فضای مجازی اشنا شدم. دیدن خودم در اینستاگرام حس عجیبی داشت و گاهی عکسهایی از من آنجا بود که دوستشان نداشتم».
«امروزه بسیار پیش از آنکه شخص حتی نخستین ایمیل خود را راه بیاندازد، والدینش هویت دیجیتال او را شکل دادهاند. صحبتهای آنلاین والدین کودکانشان را تا بزرگسالی تعقیب خواهد کرد. این والدین هم نگهبان اطلاعات شخصی کودکانشان هستند و هم راوی ماجراهای شخصی آنها». مهدکودکها و مدارس ابتدایی معمولاً تصاویر کودکان را در وبلاگ یا اینستاگرام و فیسبوک به اشتراک میگذارند تا والدین شاغل احساس کنند از زندگی کودکانشان باخبرند. نتایج و لحظات کسب امتیازهای ورزشی، که بخشی مهم از فعالیتهای فوقبرنامه هستند نیز به صورت آنلاین ثبت و ضبط میشوند.
البته که ممکن است همۀ کودکان هم واکنش بدی نشان ندهند وقتی درمییابند بیخبر یک زندگی آنلاین هم دارند. برخی خوششان بیاید. و برخی کودکان تجربه ی دیگری داشته باشند، هنگامی که کسی دوروبرش تلفنش را درمیآورد اضطراب میگیرد که شاید عکسش را بگیرند و جایی به اشتراک بگذارند. «همه مدام دارند نگاه میکنند و دیگر هیچ چیز فراموش نمیشود. هیچ وقت تمام نمیشود». در بزرگسالی این کودک شاید این جمله را زیاد تکرار کند: «اصلاً خوشم نمیاد کسایی که حتی نمیشناسمشون چیزهایی دربارۀ من میدونن. شاید هزاران یا میلیونها چیز دربارۀ من روی اینترنت باشد».

والدین نارسیستیک (خودشیفته):
تمام این فعالیتها به جنبهی اقتصادی برنمیگردد و همه والدین درآمدزایی از قِبَل کودکانشان ندارند، اما جذابیت دیده شدن، فالوور و لایک گرفتن، دامی برای نقض حریم خصوصی کودکان است؛ جاییکه خصوصیترین لحظات زندگی کودکان در معرض دید همگان قرار میگیرد و قضاوتهایی از پیش تعیینشده برای آنان میسازد که خود منجر به آسیبهای بسیار در دوران نوجوانی این کودکان و در ورودشان به اجتماع خواهد داشت. رفتار جامعه در فضای مجازی به این موضوع بیشتر دامن میزند و باور دارم که این مردم هستند که ناآگاهانه باعث رشد این موضوع در فضای مجازی میشوند.فعالیت فضای مجازی با تشویق آنی همراه است و با توجه به جذابیت کودکان و فعالیتهای آنان، متاسفانه ویدیوها و عکسها از شیرینکاریها، توانمندیها و... بچهها بهسرعت لایک میخورد و بازنشر میشود، همین تشویق آنی جذابیتی برای والدین است برای انتشار بیشتر محتواهای مرتبط با کودکشان. همه ما میدانیم انجام فعالیتهای کودکان در فضای مجازی چه بهعنوان مدل، تستر و حتی سرگرمی و تفریح مصداق کودک کار است.فعالیت فضای مجازی با تشویق آنی همراه است و با توجه به جذابیت کودکان و فعالیتهای آنان، متاسفانه ویدیوها و عکسها از شیرینکاریها، توانمندیها و... بچهها بهسرعت لایک میخورد و بازنشر میشود، همین تشویق آنی جذابیتی برای والدین است برای انتشار بیشتر محتواهای مرتبط با کودکشان. همه ما میدانیم انجام فعالیتهای کودکان در فضای مجازی چه بهعنوان مدل، تستر و حتی سرگرمی و تفریح مصداق کودک کار است.
از علل این آسیبها میتوان به نا آگاهی والدین، خلأ پدر یا مادر یا حتی هردو در زندگی، چرخههای خشونت، فقر و محرومیتها که در ابعاد مختلف اشاره کرد والدینی که از لحاظ هیجانات در زندگی خود محروم بودند، احساس میکنند کسی آنها را ندیده است و یا گاهی دوست دارند فرزندان آنها همان مسیری که آنه می پندارند درست است را ادامه بدهد تا به آرزوی خویش برسند، مثلا فرزند را به دکتر شدن سوق می دهد در صورتی که آرزوی دکتر شدن خودش ابتر مانده است، اغلب والدین تصور میکنند مالک کودک هستند. این والدین وقتی با موبایل روبرو می شوند، سعی میکنند همه آنها را ببیند، سعی میکنند همه با آنها صمیمی شوند ولی آنها صمیمی نشوند.
در کتاب هایم واینبرگ در سال ۲۰۲۰، وی صمیمیت اینترنتی را اینگونه تعریف میکند: (۱)
صمیمیت اینترنتی یک نمونه از پدیدهای است که به صورت آنلاین بوده و با صمیمیت معمولی در تعاملات رو در رو متفاوت است. صمیمیت معمولاً با مفاهیمی مانند عشق، رابطه نزدیک، خود افشایی، حمایت، محبت، دلبستگی مرتبط است و می توان آن را به عنوان مبادله ای تعریف کرد که شامل به اشتراک گذاشتن موارد شخصی و خصوصی می شود (پراگر ۱۹۹۵). پیش رفتن به سوی تعاملات آنلاین منجر به شیوه های جدیدی برای تجربه و عینیت بخشیدن صمیمیت می شود، چرا که مجاورت فیزیکی وجود نداشته و حریم شخصی مورد تردید است. مفهوم تعامل آنلاین که با تعامل رو در رو متفاوت است.
لذا والدین برای پاسخگویی به نیارهای خود، بالاخص که خودشیفتگی خود، به فناوری های منتشر کننده بیشتر رو می اورندو «عالیجناب کودکان را » بیشتر تحویل جامعه می دهند. در پژوهشی به اطلاعات شخصی کودک به مثابه عرصه ای برای ارضای حس کنجکاوی مخاطبین و نوازش حس خودشیفتگی والدین اشاره می کند، بیان مطالبی از قبیل: تاریخ تولد کودک. تعداد اعضای خانواده. نام مهد کودک. دوستان و ریزبرنامه های روزانه کودک. علاقه مندی ها، سرگرمی ها و موارد عدم علاقه کودک. در ادامه این پژوهش ، کودک به مثابه عنصر هویت دهنده و برندساز والدین می تواند عمل کند و مطالبی از قبیل: ایجاد بحث هایی با مخاطب، استفاده از عبارتهای عامیانه برای القای حس راحتی و صمیمت با فالوئرها، بیان تجربه هایی از زندگی خانوادگی و خصوصی به منظور احساس نزدیکی با مخاطب، رقابت بر سر تعداد فالوئرها و پزدادن با آن. معرفی و تبلیغ مدیر برنامه های کودک. تأثیر اینفلوئنسرها (در اینجا مادران کودکان اینستاگرامی) بر روی فالوئرهایشان به حدی است که مردم به حرفهای شان ارجاع میدهند: به قول مامان سلین... یا مامان پانیذ این محصول رو استفاده میکند و... تأثیر این پدیده بر مخاطبان و دنبال کنندگان.
پس انچه که در نحوه ی اول ارضا می شود، نیازهای والدین است و بعد کودک مطرح می شود!
کودکان جلوه نما:
دنیای کودکی شیرینیها و جذابیتهایی دارد که برای همه مردم لذتبخش است و از همین رو مسائل دنیای کودکان برای بزرگسالان گاه جذاب به نظر میرسد. برای درک بهتر از نیمه تاریک این موضوع، مردم باید خودشان را جای کودک قرار دهند: « تصور کنیم که تمام لحظات خصوصی زندگیمان در معرض دید و قضاوت دیگران قرار میگیرد، چه میکنیم؟ آیا حاضر به این زندگی در اتاق شیشهای هستیم؟ اگر در این قضاوت با خودمان صادق باشیم، میفهمیم که با دنبال کردن صفحات این کودکان به این امتیاز لحظهای والدین دامن میزنیم که خود منجر به ابزاری شدن زندگی کودک در مقابل دوربین خواهد شد. در واقع در این برهه اگر آگاهانه برخورد کنیم، با دنبال نکردن این والدین میتوانیم در این امتیاز لحظهای سهیم نباشیم. شاید کودکی فعالیت اقتصادی نداشته باشد، اما کل زمانش را در مقابل دوربین پدر و مادر زندگی کند، و این مساله هم باز نقض حریم خصوصی کودک است. تصور کنید تمام مدت در یک اتاق شیشهای زندگی کردهاید، دوست و آشنا و غریبه دربارهی فعالیتهای روزانه، علاقهمندیها و نقاط قوت و ضعف شما آگاهی دارند، حتا در لحظات تنهایی شما حضور داشتند، تمام لحظات اندوه شما و ناکامیهایتان را دیدهاند، به اشتباهات شما خندیدهاند. در نتیجه زمانی که شما به آستانه کودکی و نوجوانی که آغاز زندگی اجتماعیتان است میرسید، پیش از آنکه خواسته باشید تصویری از شما شکل گرفته است. این موضوع جدا از نقض حریم خصوصی کودک، او را با تصویری غیرواقعی در جامعه روبهرو میکند، تصویری از پیشساخته که کودک انتخابی در آن نداشته است. کودک اگر بپندارد که تفرد و جدایی ندارد و مدام در حال دیده شدن است، شاید فضای جلوه نمایی در وی رشد کند که به گفته خیلی از روانکاوان، زمینه ی خیلی از انحرافات جنسی و اختلالات می باشد.
کودک دائماً زندگی خود را در حال مانیتورینگ میبیند. از کودک می خواهند در مورد یک موضوع اجتماعی صحبت کند، نوع صحبت کودک، اشتباهات تلفظی و تحلیل هایش موجب جلب توجه و خنده مخاطب می شود. گاهی اوقات حرف زدن اشتباه کودک و نحوه تلفظ غلط یک واژه موجب ایجاد خنده برای مخاطبان میشود و مادر آنها منتشر می کند. شرکت در بحث های بزرگترها و گاهی نصیحت مادر برای چگونگی تعامل با شوهرش. تعامل با سلبریتی ها، خواننده ها، فوتبالیستها و دابسمش آهنگهای مد روز و ...
با فرو رفتن کودکان در این بستر مجازی، فرصت تعامل واقعی والدین و کودکان از بین میرود و این لحظات هیچگاه برنمیگردد؛ لحظاتی که برای رشد کودک و ایجاد حس عاطفی در او بسیار مهم است. باید بدانیم کودکی کودکان، برنمیگردد و هیچگاه نمیتوانیم نیاز عاطفی او را در زمان دیگری برآورده کنم. کودک نیاز دارد بازی کند، والدینش را لمس کند و حریم شخصی اش را رشد دهد. کودک با قرارگیری دایم در مقابل دوربین و تشویق کاذب بهازای آن، به سراغ رفتارهای غیرواقعی میرود. کودکانی که از بچگی روی صحنه اجرا بودند را ببینید، برخی از آنها به ستارگانی تبدیل شدهاند که با نگاهی به کارنامهشان میتوان مشکلات متعدد روحی روانی را در زندگیشان دید و برخی از آنها نیز هماکنون از صحنهها محو شدهاند و ضربه سنگینی به همین خاطر خوردهاند. کودکانی که در فضای مجازی دیده میشوند، با رشد و بزرگ شدنشان از شهرتشان نیز کاسته خواهد شد و واهمهای برایشان پیش میآید که دوست ندارند بزرگ بشوند، به همین ترتیب میشود که آنها در دوران کودکی خود متوقف میشوند و رفتارهای کودکانهای به عنوان یک بزرگسال از خود نشان میدهند. آنها به نوعی از فرش به عرش رسیدن را تجربه میکنند و این مساله برایشان سنگین تمام میشود. دلیل این اتفاق این است که کودک از محیط طبیعی خود و ارتباط با همسالان خود جدا میافتد. بنابراین او نمی تواند در آینده با همسالان خود تعامل داشته باشد و از سوی دیگر نوعی خودشیفتگی در این کودک به دلیل توجه بیش از حدی که از دیگران گرفته است ایجاد می شود و این خودشیفتگی تا بزرگسالی همراه او خواهد بود و این چرخه تکرار خواهد شد!
کودکان کار اینترنتی مانند کودکان کار خیابان در همه جای دنیا وجود دارد و فقط مختص کشور ما نیست، میگوید که رفتار مردم در برابر کودکان در فضای مجازی تقریبا همه جا یکسان است: آنها از کودکان و رفتار بامزهشان استقبال میکنند. در برنامههای معروف تلویزیونی آمریکایی از والدین خواسته میشود تا ویدیوهای چالشی با کودکان خود ضبط کنند و در فضای مجازی منتشر سازند. یکی از این ویدیوها وایرال میشود و کودک مذکور وارد چرخهای میشود که خروج از آن کار سختی است. گر چه ظاهر آنها کاملا متمایز با کودکان کار خیابان است و شدت ضربهای که در زندگی خود از وارد شدن به این عرصه میخورند برابر یا کمتر از کودکان کار خیابانها است، اما این مساله دلیل نمیشود که بین بد و بدتر فقط به احوال بدترها برسیم و از شرایط بد غافل بمانیم. متاسفانه این بچهها قربانی تبلیغات و کمپینهای آنلاین میشوند و تا زمانی که بیرحمی در این مقوله وجود دارد، سخت است که فکر کنیم این موضوع تقلیل یابد. شرایط بد اقتصادی جامعه برای والدین و میل به دیده شدن کودکشان در جامعهای که بسیاری از هنرهای فرزندشان را سرکوب میکند، باعث میشود که آنها ناخواسته وارد بازی بدی بشوند که در آن کودکشان از دنیای بچگی خود دور بماند.

برخی قانون گذاران نیز به این موضوع وارد شدهاند. در سال ۲۰۱۴ میلادی، دادگاه عالی اروپا حکم داد که ارائهدهندگان اینترنت باید به کاربران «حق فراموششدن» بدهند. طبق این تصمیم، شهروندان اتحادیه اروپا میتوانند درخواست دهند تا اطلاعات مخرب مربوط به گذشتهشان، مانند جرائمی که در زیر سن قانونی انجام دادهاند، از نتایج جستجوی گوگل حذف شوند. در فرانسه، قوانین سختگیرانۀ حریم شخصی به کودکان اجازه میدهد از والدینشان برای انتشار جزئیات شخصی و خصوصی زندگیشان بدون کسب اجازه شکایت کنند. بر اساس قوانین و لوایحی که در مجلس شورای اسلامی تصویب شده، ماده ۳۴ کنوانسیون حقوق کودک و حمایت از کودکان در برابر هرگونه بهره کشی جنسی، لازم است والدین به این لوایح توجه و از کودکان مراقبت کنند متأسفانه برخی والدین، آگاهی کامل در این زمینه ندارند و با اینکه آنها باید حافظ و مدافع حقوق کودک باشند اغلب تصور میکنند مالک کودک هستند و اینگونه باعث حقوق فرزند خود میشوند که شاهد بخشی از این تضییع در فضای مجازی هستیم.
در قوانین جرایم رایانهای انتشار یا در دسترس دیگران قرار دادن اطلاعات خصوصی، جرم است و اگر خانواده و افراد کودکان را استثمار کنند می توان این اقدام آنها مرد تعقیب قرارداد و اگر به کودک صدمات و اسیب جدی وارد شود آن را جرم دانست. همچنین در ماده ۷۴۵ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات بیان ی دارد هرکس به وسیله سامانه های رایانه ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی محکوم خواهد شد.
باید بدانیم هر انسانی حق دارد در اشتراک لحظههای زندگیاش با دیگران، حق انتخاب داشته باشد و در جایگاه والد، اجازه نداریم به جای آنها تصمیم بگیریم اما از آن سو نباید فراموش کنیم که کودکانی که اسیر لایکها و کامنتها میشوند، در قفسی آهنین قرار گرفته که رها شدن از آن عواقب بدی برای روحیه لطیف کودکانهشان خواهد داشت. بدون شک این مسئله یکی از مصادیق کودکآزاری و بهره کشی اقتصادی از کودکان و خلاف قانون است. جای کودکان نه در خیابان و اینستاگرام بلکه در بین خانواده ی امن است. یادمان باشد کودکان کار همیشه دلخراش لباس نمیپوشند. همیشه نامرتب و به هم ریخته نیستند. گاهی لباسهای گران قیمت به تن دارند و همه برایشان جیغ و هورا میکشند. نمیتوان از کارکردهای مثبت فضای مجازی و آموزش و بهرهگیری کودکان از این تکنولوژی صرفنظر کرد ولی سن استفاده و میزان مصرف از این تکنولوژی و شبکههای ارتباطجمعی در فضای مجازی بسیار مهم است. امروزه باوجود گسترش علوم ارتباطات و ایجاد بسترهای آموزشها و دورههای مجازی بالأخص در دوران پاندمی کرونا شاهد افزایش موج جدیدی از کاربران با سنهای پایین هستیم ولی بسیاری از کشورها مدتزمان حضور و اپلیکیشنهایی که کودکان از آن استفاده میکنند را بهنوعی مدیریت میکنند.
خانوادهها از انتشار محتوای محرمانه خودداری کنند! بگذاریم کودکان، تصمیم گیری در مورد مسائل شخصی شان را یا بگیرند، اگر نیازی درون خودمان و اطرافیانمان حس میکنیم که باید چیزهایی را به اشتراک بگذاریم، سریعا به رواندمانگری امن مراجعه کنید و سه گفتمان را درون خانواده فراموش نکنیم:
گفتمان «نیازها» که به دنبال شناسایی نیازهای اساسی کودکان بوده است؛
گفتمان «حقوق» که به دنبال تثبیت حقوق و شایستگیهای کودکان است؛
گفتمان «کیفیت زندگی» که به دنبال تعیین مؤلفه های یک کیفیت خوب برای زندگی است.
منابعی که از آن اقتباس شده است :
1914,On Narcissism .Sigmund Freud
A Child is being Beaten, Sigmund Freud, 1919
2019,Psychoanalysis and Digital Culture Audiences, Social Media, and Big Data, Jacob Johanssen
Theory and Practice of Online Therapy Internet-delivered Interventions for Individuals, Groups, Families, and Organizations Edited by Haim Weinberg and Arnon Rolnick, 2020