- جنگ و صلح از کجا آغاز شد و چگونه به روی صحنه رفت؟
- از سال ۱۳۹۸ که اولین فستیوال عروسکی که در یزد به دبیری بنفشه بدیعی و مشاوره خانم برومند قرار بود برگزار شود، از بنده دعوت شد که به عنوان مدرس، و در حیطه تئاتر میدانی و تئاتر عروسکی، یک جلسه کارگاهی را برگزار کنم که خروجی کارگاه به نمایشی تبدیل شود که در فستیوال هم حضور پیدا کند، ولی بخاطر شرایط کرونا این اتفاق میسر نشد و جشنواره منتفی شد و سال ۱۳۹۹ مجدد فراخوان شد و مقرر شده بود که این بار فستیوال به دبیری زنده یاد گلزار محمدی برگزار شود. بعد از اخذ مشورت از خانم برومند و خانم بدیعی، قرار شد خروجی آن کارگاهی که با حضور بچههای یزد برگزار شد تبدیل به نمایش جنگ و صلح شود که همین نمایش حاضر است. خدا رو شکر با حمایت دوستان هنرمندمان در یزد و حمایت سازمان فرهنگی و گردشگری این شهر فرهنگی، و با یک تیم جوان و با انگیزه در جشنواره حضور پیدا کردیم و کارمان خوش درخشید؛ تا جائیکه در اختتامیه "جشنواره مبارک" از تنها گروهی که دعوت شده بود دست اندرکاران همین نمایش بودند. با توجه به اینکه از دو سال پیش و از جشنواره آیینی و سنتی نوبت اجرای نمایش نازگل را داشتم؛ در نهایت آقای گلهدارزاده مدیر محترم تئاتر شهر نوبت نوروز ۱۴۰۰ را به این نمایش دادند ولی متاسفانه به خاطر تداخل برنامههای بازیگران آن کار و همینطور به خاطر پیک کرونا تعدادی از بازیگرها عوض شدند و تنها دو نفر از بازیگران یزد برای اجرای نمایش باقی ماندند. به هر طریق از هشتم فروردین با حمایت گروه، این نمایش به روی صحنه آمد ولی باز هم به خاطر پیک کرونا نمایش متوقف شد و دوباره بعد از گذر از پیک شیوع و وضعیت قرمز؛ الان مجدد با اجرای نمایش در خدمت شما هستیم.
چگونه دو گروه بازیگران تهران و یزد را به هم پیوند زدید؟ آیا در این مدت از هنرمندان گروه کسی به بیماری کرونا مبتلا شده است و اگر شده چه تمهیدی برای جلوگیری از سرایت بیماری در حین تمرین و یا اجرا اتخاذ شده است؟
- زندگی در جریان است و حیات ادامه دارد و نفسها در رفت و آمد و ضربان قلب مثل مترونوم نمایش، گاهی تند و گاهی کند در حال زدن، ولی به هر تقدیر ما هم از دیگر مشاغل مستثنی نیستیم، وقتی که رستورانها و بوتیکها تعطیل نیستند و وقتی که مترو در تردده، تئاتر هم میتونه با رعایت بایستههای بهداشتی و حفظ فاصله روی صحنه باشه، به همین منظور قبل از اجرا، به کمک عزیزانی که در خدمات و پشتیبانی تئاتر شهر هستند، همه چیز از لحاظ بهداشتی مورد نظارت و دقت بهداشتی قرار میگیره یعنی سالن حتماً ضدعفونی میشه و همه عوامل از ماسک استفاده میکنند و هنگام ورود، تب سنجی انجام میشه و... ما هم سعی کردیم که در گروهمون مراعات لازم بایستهها صورت بگیره، برای همین در نمایشمان، گریم نداشتیم و حتی دو سه روز با ماسک اجرا کردیم؛ اما به خاطر شرایط تئاتر و دیده شدن بازی صورت بازیگران، استفاده از ماسک در جلسات بعدی اجرا منتفی شد. نکته مهم اینه که همه ما این خطر را پذیرفتیم تا بتوانیم چراغ تماشاخانهها را روشن نگه داریم.
البته به نظر میرسه برای تداوم کار، در کنار رعایت بهداشت، لازم هست تا بازیگری که نفس به نفس تماشاگر تا انتهای نمایش هست واکسینه شده باشد.
آیا از گروه کسی واکسن دریافت کرده است یا نه؟
- قطعاً نه، هیچکدام از بچههای گروه و حتی گروههای دیگر تئاتری واکسیناسیون نداشتهاند.
متأسفانه عزیزان ما در حین تمرین گروه بعضاً مبتلا شدند که مجبور شدیم براشون جایگزین بگزاریم و حتی در دو شب ابتدایی نمایش، خودم مجبور شدم به جای دوست خوبم آقای علایینژاد به روی صحنه بروم. در واقع الان شرایط ما به نوعی بدتر از زمان جنگ هست، چون در زمان جنگ لااقل آژیر به صدا در میآمد و همه به پناهگاه می رفتند ولی الان واقعاً هیچکدام از ما جانپناهی نداریم و همه در میدان جنگ قرار داریم و این مطلب قاعدتاً از لحاظ روحی و روانی دوستانمان را در خطر و آسیب قرار خواهد داد. سعی خود ما بر این است که به کمک موسیقی و نمایش به مخاطبان روحیه دهیم و امید را در حد توان به جامعه برگردانیم. من فکر میکنم این دیگر وظیفه وزارتخانههاست که از لحاظ مادی، معنوی و بهداشتی گروههای در معرض را حمایت کنند. چنانکه ما هم سعی کردیم به کمک جادوی نمایش و داروی شفابخش موسیقی، مسکنی باشیم بر دردهای جامعه برای زندگی بهتر.

میثم یوسفی در ادامه خاطر نشان کرد که امیدوار است با حمایتهای تماشاچیان تئاتر، سالن نمایشها پر شود. ایشان همچنان از اصحاب رسانه درخواست کرد تا با اطلاع رسانی بهتر برگزاری نمایشها، دوستداران این هنر زنده را از برنامهی اجراها مطلع کرده تا ایشان هم با حضورشان در سالنها به حمایت از تئاتر که مانند سایر مشاغل در حال فعالیت است، بپردازند.
اما آنچه در اجرای نمایش جنگ و صلح دیده میشد، روایت عاشقانهای بود از زاویه دید موسیقایی میثم یوسفی. در جایی که سازها جان و شخصیت گرفتند تا لیلی و مجنون دیگری بیافرینند و رومئو و ژولیت را در کششهای سیاه و سفید به ما نشان دهند. در این نمایش آنچه بیش از هرچیز توجه مخاطب مشتاق را جلب میکرد بازی رنگ و نور پردازی زیبا و ساخت ابزارهای خلاقانه موسیقی و موسیقی خاص این نمایش بود که کارگردان با ظرافتی در خور تحسین این عناصر را به روایتی روان از جنگ و صلح بدل کرده بود.
گزارش و عکس : علی خوش گفتار