به گزارش مفدابهشتی در این یادداشت آمده است:
همسایگان ما اغلب حق همسایگی را رعایت نکردهاند.
ایران را که ضعیف دیدند، تکه تکه و پاره پاره از میهنمان جدا کردند.
7 سال پیش از جنگ جهانی اول، روس و انگلیس باز به ایران چشم طمع داشتند و مانند ارث بهجاگذاشتهیی ایران را میان خود تقسیم کردند. جنگ جهانی اول که آغاز شد، با وجود بیطرفی ایران، ارتش روس و انگلیس به شمال و جنوب ایران لشکر کشیدند و چه رنجها که بر جان رییس علی دلواری، دلیر تنگستان وارد آوردند، و اگر انقلاب کبیر روسیه به وقوع نمیپیوست، روسها قشون خود را فرانمیخواندند، و معلوم نبود چه کسی قرار است شر این دشمن ایران را از سرمان کم کند.
جنگ جهانی دوم هم باز ما بودیم که تاوان دادیم. ارتش به ظاهر قدرتمند رضا شاه که برای تشکیل آن، آنهمه هزینه داد، در مدت کوتاه سه روز شکست خورد و بخشهایی از شمال و جنوب کشور به تسخیر ارتش روسیه و انگلیس درآمد.
درد پشت درد...
انقلاب اسلامی هنوز نوپا بود، هنوز ارتش پس از دورهی شاهنشاهی خود را بازنیافته بود، هنوز ارتش و سپاه چندان هماهنگ نبودند، که رژیم بعث عراق غافلگیرانه به قصد تصرف خوزستان به ایران حمله کرد و توانست خرمشهر را تصرف کند.
شهر خرم، شهر بندرگاهی که به آبهای آزاد راه داشت، شهر تجارت و اقتصاد شکوفا، یکماهه خونینشهر شد.
جنگ خیابانی میان دشمنان عراقی و رزمندگان ایرانی.
اگر قرار بود تاریخ تکرار شود، لابد باز هم مییایست خوزستان را به عراق میسپردیم؛ همانگونه که جمهوری آذربایجان و داغستان و بخشی از دریای مازندران را در قرارداد گلستان از مام میهن جدا کردند، و در عهدنامهی ترکمانچای، ارمنستان و بخشی دیگر از آذربایجان و قفقاز را ازدست دادیم.
اما تاریخ تکرار نشد. و تنها 574 روز شهر اسیر بیگانگان ماند.
سرهنگ علی قمری (یکی از 19 فرمانده مقاومت گردان دژ خرمشهر)، دریادار داریوش ضرغامی، ناخدا هوشنگ صمدی، حبیبالله سیّاری تکاور بینظیر ارتشی، و فرمانده سپاه محمد جهانآرا یک ماه و 4 روز مقاومت کردند.
یک ماه و چهار روز سخت. اما مگر میشود زیر آتش توپخانهی دشمن، بمباران هوایی و فوج فوج نیروی نظامی آنان، مقاومت را تا ابد ادامه داد؟!
و اینگونه بود که ایران عقب نشست.
574 روز که بر ایران به 574 سال گذشت. در این مدت یک سال و سه ماه کمی بیشتر، محمد جهانآرا هم شهید شد.
اما ارتش ایران به فرماندهی علی صیاد شیرازی 130 هزار نیروی خود را از دهم اردیبهشت 1361 آماده کرد تا در هفتهی سوم نبرد، و درست در روز سوم خرداد خرمشهر خونینشهرشده را بازپس بگیرد.
محمود کریمی علویجه در رادیو گفت: «شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید... خرمشهر شهر خون، آزاد شد.»
کویتیپور برای فرمانده همشهریاش نوحه سر داد: «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته، خون یارانت پرثمر گشته...
و امام خمینی در پیامی فرمود: «مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نور چشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الاهی و ضایعات کم و غنایم بیپایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولان و آسیبدیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی، این ابرجنایتکار دهر، به تباهی کشیده شدهاند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی به هدیه آوردید.
و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند. ستارهی درخشندهی پیروزیهای آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد.
و مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران این چنین فرزندان سلحشور و جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند.
و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه جنگ با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند...»
سیده الهام باقری