به گزارش مفدا زنجان، لایو ایونت بررسی "تاریخ شفاهی و نانوشته ی معاصر" با حضور دکتر زین العابدین صفوی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان و با موضوع بررسی تاریخ شفاهی و نانوشته ی معاصر" با اجرای سارو پذیرفته دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه برگزار شد.
مشروح این گفتگو را در متن ذیل میخوانیم:
۱-آقای دکتر ممکن است خیلی از جوانان ما بپرسند ما چرا انقلاب کردیم؟ از نظر شما دلیل انقلاب چه بود؟
یکسری فعل و انفعالات و دلایلی وجود داشتند که به مرور زمان باعث از دست دادن پایگاه مردمی برای حکومت پهلوی شد، و همچنین جریانات سیاسی مختلف که مهمترین آنها جریان مذهبیون بود که نفوذ بالایی بین مردم داشت.
در کل نارضایتی های اقتصادی، مذهبی و اجتماعی و علی الخصوص وجود یک رهبر مورد اتفاق میان مذهبیون موجب انقلاب شدند.
انقلاب سیر طولانیای را طی کرده و اتفاق یک شبهای رخ نداد. انقلاب در ابتدا به صورت زیرزمینی فعالیت و تبلیغات خود را شروع کرد و به صورت تدریجی رشد یافت، ولی بروز و ظهور آن مختص به چند ماه آخر است که به سرعت موجب سرنگونی شاه شد.
۲-آقای دکتر شما در سخنانتان فرمودید یکی از دلایل آن رفتار های ضد دینی پهلوی بود ولی خب آنطور که روایت میکنند شخص محمدرضا پهلوی نسبت به پدرش رفتار مناسبتر و نزدیکی بیشتری به روحانیت داشت و حتی معتقد بود برگزیدهی خداست و با شخص امام زمان دیدار داشته است!
بله طبیعتا محمدرضا با روحانیان بهتر رفتار میکرد ولی خب مردم این رفتارها را فریب میدانستند و معتقد بودند اینها یک بازی سیاسی است و از ته دل نیست و فقط برای تزویر وانمود میکند که شخصی بسیار عرفانی و خدایی میباشد.
۳-چرا شاه امام خمینی(ره) را ترور نکرد تا صدای انقلاب را خاموش کند؟
در آن زمان فکر میکردند که با تبعید این آتش سرد میشود و از طرفی هم حذف امام هزینه بیشتری برای شاه داشت و ممکن بود حتی در آتش اعتراضات مردم بدمد و اوضاع را بدتر کند.
۴- نظر شما در مورد جریان های سیاسی و احزابی نظیر مجاهدین خلق و چریک های فدایی و حزب توده و... چیست؟ چرا این احزاب قبل از انقلاب همه باهم متحد بودند و بعد از انقلاب دچار اختلافات داخلی شدند؟
ببینید این مشکلات و اختلافات قبل از انقلاب هم بودند؛ اختلافاتی نظیر تفاوت عقیده؛ تفاوت منافع و... ولی قبل از انقلاب بنا بر مصلحت اختلافات را کنار گذاشته بودند ولی وقتی انقلاب شد و دیدند که شاید منافعشان به خطر بیافتد شروع به فتنه و مخالفت کردند چون حس میکردند به آن اهدافی که می خواستند نرسیدند.
۵-آقای دکتر نظر شما در مورد شروع جنگ چه بود؟ آیا همانطور که بعضیها میگویند میشد از وقوع جنگ پیشگیری کرد؟ یا وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود؟
ببینید وقوع جنگ ناگریز بود؛ ما هرچه تلاش هم میکردیم نمیشد کاری کرد! صدام از قبل انقلاب به خاک ایران چشم داشت و تحرکاتی را از قبل انجام داده بود و حتی خود عراقیها معتقد بودند مظلوم واقع شدهاند و بین تمام کشورهای همسایه تنها عراق دریا ندارد!!! و یکی از اهداف آنها هم تصرف بخشهایی از ایران و رسیدن به خلیج فارس و نفت ایران بود.
۶-نظر شما در مورد بنی صدر چیست؟ بنی صدر که از یاران امام بود و بارها در پاریس و دوران تبعید با امام دیدار کرده و پیرو و شیفتهی امام بودند! چه چیزهایی باعث شد ایشان این خیانت ها را انجام دهند؟
دببینید من نمیگویم خیانت کردند ولی بنی صدر کارهایی کرد که ضربه های زیادی به انقلاب و کشور زد؛ با وجود این که امام بسیار از بنی صدر حمایت کرد و قاطعانه از او حمایت میکرد ولی تصمیمات اشتباه بنی صدر کار را به جایی رساند که دیگر امام هم از او حمایت نکرد و راهی جز عزل او باقی نگذاشت.
۷-شما خودتان هم یکی از رزمنده های دوران دفاع مقدس بودید؛ نظر شما در مورد حال و هوای شروع جنگ چیست؟
از قبل از جنگ دیدگاه غرب ستیزانه ای در کشور وجود داشت که منجر به تسخیر سفارت امریکا هم شد؛ در ابتدای جنگ هم حال و هوای به شدت عرفانی و آمریکا ستیزانهای وجود داشت و مردم وقتی میدیدند که همه ی کشورها علیه ایران هستند و در راستای منافعشان با عراق همراه شدهاند احساسات ضد غربی در آنها تحریک میشد و مردم معتقد بودند ما باید پاسخ شدیدی به حملهی صدام بدهیم و به شدت تنبیهشان کنیم تا دیگر هوس دست درازی به خاک ما را نکند؛بنابر این مردم موافق جنگ بودند
۸-شما در مورد پایان جنگ و پذیرش آتش بس متنی را در کانالتان نوشتید به اسم هاشمی و عاقلانه ترین خیانت! منظورتان چه بود؟ آیا قبول آتش بس عاقلانه بود یا کاری نادرست؟
مرحوم هاشمی واقعبین بودند؛که گفتم مردم و بعضی از فرماندهان معتقد بودند باید به صدام تو دهنی زد و حتی بغداد را فتح کرد و... ولی آقای هاشمی دیدند با این شرایطی که جنگ پیش میرود ممکن است بیشتر تلفات بدهیم و فتح بغداد و شکست صدام دست نیافتنی است، به همین دلیل نظر ایشان پایان جنگ بود.در نوشته هم منظورم این بود که یک سری میگویند هاشمی خیانت کرد!! ولی ما میگوییم پایان جنگ منطقی بود و کار درست و عاقلانه بوده! پس چطور میشود یک کار عاقلانه خیانت باشد؟
۹_نظر شما در مورد پیشنهاد انحلال ارتش که خیلی از چهره های سیاسی آن دوران نظیر حسن روحانی با آن موافق بودند چیه؟
ببینید پیشنهاد انحلال ارتش در دو مقطع داده شد؛ابتدا افرادی نظیر بنی صدر و اعضای توده و چریک های فدایی آن را مطرح کردند چون به نفع آن ها بود که ارتش منحل شود و قدرت نظامی در دست نیروهای خودشان باشد.
در مرحله ی دوم هم افرادی حسن روحانی این پیشنهاد را داد که شهید چمران به شدت مخالف بود و جلوشان ایستاد که کار بسیار خوبی هم کرد چون به راستی هیچ کس نمی تونه منکر رشادت های ارتش در جنگ تحمیلی و دفاع از کشور بشه.
۱٠_به عنوان سوال آخر نظر شما در مورد شرایط اوایل انقلاب و الان در مورد آزادی های بیان چیه؟همونطور که شاهد بودیم در اوایل انقلاب و دوره ی امام (ره)؛ مارکسیست ها و کمونیست ها خیلی راحت در تلویزیون به مناظره می پرداختند و عقایدشان را تبلیغ می کردند ولی الان این اتفاق و این چنین برنامه ها را اصلا در صداوسیما نمی بینیم!
ببینید اصلا یکی از آرمان های انقلاب این بود که همه ی افراد بتوانند ازادانه عقایدشان را بیان کنند و شهید مطهری یا شهید باهنر بارها بر این اصل تاکید کردند و در اوایل انقلاب هم به وفور این اتفاق رو دیدیم؛ ولی خب پس از مدتی کار این احزاب از صرف ابراز عقیده گذشت و به مبارزه ی مسلحانه کشیده شد! خوب این با اصل قانون کشور متضاده و طبیعیه که جلوشون گرفته بشه! البته بنده باید اعتراف کنم که در این گروهک ها و احزاب جوانان خام و فریب خورده ی زیادی هم بودند که متاسفانه در اوایل انقلاب افراد انقلابی هم گاها رفتار درستی نداشتند ودادگاه ها و مجازات های درستی در نظر گرفته نشد که به آتش این درگیری های بیشتر دامن زد.
نام خبرنگار: سارو پذیرفته