به گزارش مفدامشهد، بهناز بیوکی، روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه طی یادداشتی به نگرانی و دغدغه ای عمومی میپردازد .
شاید بخش مهمی از دغدغهها و چالشهای هر انسانی نگرانی در رابطه با وضعیت سلامتی خود و عزیزانش است. همه ما به عنوان یک انسان برای سلامتی خود اهمیت بسیاری قائلیم و همواره در جهت حفظ و ارتقای آن تلاش میکنیم. ترس طبیعی از بیماری احساس مفیدی است که پاسخ ها و رفتارهای منطقی و حساب شده در برابر مشکل و یا خطر احتمالی را در ما برمیانگیزد و موجب اقدامات موثر در جهت حفظ سلامتیمان میشود.
این روزها که ویروس کرونا تمام دنیا را درگیر خود کرده است، تعداد بالای مبتلایان و جانباختگان همچنین جهشهای هر روز این ویروس، ناشناخته بودن درمان و نبود واکسن و راه قطعی برای پیشگیری از ابتلا به آن و اخبار هرروزه در خصوص خطرات ناشی از ابتلا به آن، بسیاری از افراد را با ترس از ابتلا به این بیماری روبهرو کرده است ترسی که در برخی افراد موجب اضطراب مزمن و بیش بها داده شده ای نسبت به این مسئله شده است، به گونه ای که دائماً در حال چک کردن نشانه های خود بوده و هر نشانه کوچکی را علامتی از ابتلا به این بیماری تفسیر می کند.
اگر چه به منظور پیشگیری از ابتلای نزدیکان و و خانواده و حفظ بیشتر پروتکل های بهداشتی بهتر است شک به بیماری به منزله وجود بیماری در نظر گرفته شود اما وسواس دائمی نسبت به علائم و اضطراب هر روزه در رابطه با ابتلای خود و تصور بدترین و سخت ترین شرایط در صورت ابتلا موجب تضعیف سیستم ایمنی بدن و ریسک بالاتر احتمال ابتلا در افراد می شود و در صورت ادامه یافتن و شدت گرفتن خود می تواند به شکلی از بیماریهای روانشناختی تبدیل شود. بیماری ای که به نظر میرسد هرروزه تعداد بیشتری را درگیر میکند.
خود بیمار انگاری یا هایپوکندریازیس یک اختلال روان شناختی است که در آن فرد اعتقاد به وجود یک بیماری جدی و خطرناک در خود دارد و نسبت به آن بسیار نگران است علیرغم اینکه هیچ نشانه و مستنداتی مبنی بر بیماری در یافتههای آسیب شناسی و معاینات فیزیولوژیک وجود ندارد به عبارت دیگر فرد مبتلا دائم نگران سلامتی خود است تصور میکند به بیماری شدیدی مبتلا شده است و نبود دلایل علمی اگرچه ممکن است تا حدودی و اغلب به صورت موقت فرد را آرام کند اما همیشه گمان میکند که ممکن است بیماری ای وجود داشته باشد و پزشکان قادر به تشخیص آن نیستند.
در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی این اختلال به دو دسته تقسیم شده است
اختلال علائم جسمانی ( یعنی مواردی از بیماری که همراه با وجود علائم جسمانی است که به شکلی نادرست و یا اغراق آمیز تفسیر شده اند)
اختلال اضطراب بیماری ( و یا مواردی که علامت جسمانی وجود ندارد و تنها اضطراب و نگرانی بسیار در مورد ابتلا به یک بیماری خاص مطرح است)
برای گذاشتن تشخیص وجود ۵ علامت زیر ضروری است:
مشغولیت ذهنی زیاد در رابطه با ابتلا به یک بیماری جدی.
نبود علائم جسمانی یا در صورت وجود علائم جسمانی علامت ها باید از حداقل شدت برخوردار باشد و اگر یک بیماری طبی و یا احتمال واقعی خطر برای ابتلا به آن وجود دارد نگرانی و نشخوار فکری درباره آن بیش از حد بوده و تناسبی با وضعیت نداشته باشد.
فرد دارای سطوح بالایی از اضطراب نسبت به سلامتی خود باشد و به آسانی در این رابطه نگران شود.
فرد به انجام فعالیتهای افراطی در مورد سلامتی خود بپردازد ( مثل رفتن به مطب پزشک و یا بررسی دائمی نشانه های بیماری) و یا برعکس رفتارهای اجتنابی نامتناسب داشته باشد مثلاً از رفتن نزد پزشک اجتناب کند.
این مشغولیت ذهنی در مورد بیماری باید حداقل ۶ ماه ادامه داشته باشد.
اگر چه علت قطعی و مشخصی برای ابتلا به خودبیمارانگاری وجود ندارد اما پژوهش ها نشان داده اند برخی عوامل میتوانند ریسک ابتلا به این مسئله را افزایش دهد:
استرسهای بزرگ در زندگی و وقوع ضربه ها و تروماهای روانی.
احتمال سوء استفاده جنسی و یا عاطفی در دوران کودکی .
خاطرات بد از بیمار شدن در دوران کودکی که خود را به صورت ترس از بیمار شدن در بزرگسالی نشان میدهد.
وجود یک بیماری روانشناختی زمینه ای به ویژه اضطراب، افسردگی و وسواس. بیش از ۵۰درصد این بیماران از یک بیماری روانشناختی زمینه ای رنج میبرند.
سابقه وجود بیماری در عضوی از خانواده و یا نزدیکان.
وجود ویژگی های خاص شخصیتی مانند کمال گرایی، خودانتقادگری و..
این اختلال میتواند موجب تشدید افسردگی و اضطراب شود وبه صورت جدی عملکرد فرد را در زمینه های مختلف تضعیف کند روابط او با دیگران را تحت تاثیر قرار دهد و فشارهای اقتصادی زیادی را ( به دلیل مراجعه مکرر به پزشک و آزمایش های گوناگون) به فرد تحمیل کند.
اگر درگیر این مشکل هستید بهتر است بعد از انجام معاینات پزشکی لازم و تشخیص احتمال ابتلا به اختلال خود بیمارانگاری از جانب پزشک به یک روانشناس و درمانگر متخصص مراجعه کنید.
هدف از درمان خود بیمار انگاری بهبود علائم و افزایش توانایی فرد در زندگی روزمره و مهار اضطراب مزمن وی در رابطه با سلامتی خود است.
قدم اول در درمان درک بیمار، همدلی و توجه به این مساله است که او عامدانه این اختلال را تقلید نمیکند. مساله ای که شاید اغلب اطرافیان وی کمتر به آن توجه میکنند و با سرزنش و نصیحت و گاه خشم در صدد حل آن برمی آیند.
تحقیقات نشان دادهاند که درمان شناختی رفتاری و استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب و گاه داروهای موثر در درمان وسواس میتواند در درمان این بیماری مفید باشد.
در رویکرد سی بی تی درمانگر به بیمار کمک می کند تا ترس خود را تصحیح کند و نگاه اغراق آمیز را در در رابطه با نشانه ها تعدیل کند تمرکز بر نشانه ها را مدیریت کند و تفسیر آن را تغییر دهد. همچنین به طور کلی در درمان تلاش می شود تا اضطراب و افسردگی زمینهساز این بیماری به عنوان کانون اصلی ایجاد کننده اختلال مورد توجه قرار گیرد.
افزایش سطح آگاهی نسبت به نشانه های بیماری، اجتناب از بررسی بدن برای کشف علائم جدید و همچنین دوری از اخبار مربوط به بیماری، تقویت فعالیتهای اجتماعی، استفاده از تکنیک های آرام سازی، یوگا و مدیتیشن نیز از جمله راههای کمک به بهبود نشانههای این اختلال است.
خبرنگار: حمید دهقانیان