امروز، آلانِ دو ساله آرامتر از همیشه راه خود را پیش گرفته و حالا که از هیاهو و هیجانات اولین شمارههای خود فاصله گرفته و کمابیش از عملکردش رضایت داشته، وقت آن است بدنبال یافتن مسیرهای جدیدی باشد.
مسیرهایی که روز به روز او را از تلاش برای موثر بودن و تاثیر حتمی داشتن در محیط اطراف دورتر و به تلاش برای پایهریزی اتفاقاتی که شاکله آنها اسیر گرد و غبارهای بیمهری شده نزدیکتر کند!
برایش میخواهم هیچوقت بدنبال سر و صدا کردنها و رقم زدن اتفاقات عجیب نرود و نهایت تلاش خود را بکند تا در محیط سالمی که آن را مدیون حضور اعضای خوبش است تنها به فکر بیان دغدغههای مشترک ما آدمها و باز کردن روزنههایی برای یادگیری باشد؛ آن هم تنها در حد وسع و اندازهی اندیشههایی که در بطن آن جریان دارد!
دو سال است که مینویسیم، گهگداری غر میزنیم، تلاش میکنیم در برخی چیزها اولین پایهها را بنا نهیم، ذوقزده میشویم از یافتن ایدههای جدید، ذوق بیشتری به خرج میدهیم برای پیاده کردن حرفهایمان و به امید چشمهایی که ما را میبینند و ذهنهایی که ما را میخوانند به کار خود ادامه میدهیم.
و بعنوان سردبیر آلان باید بگویم که زیباترین اتفاق در دوران دانشجویی من تا به اینجا او بوده!
و باید به بهانه سالگرد شکل گرفتنش، بنویسم برای همراهانمان که اگر نبودند؛ مَنی در این جایگاه نبود، جوهری به این پررنگی برای نوشتنم نبود، هیچگاه فرصت این دوستیها با آدمهای خوب و برقراری ارتباط با عزیزانی که حضورشان بعنوان مخاطب از خوشبختیِ من است، برایم مقدور نمیشد.
آلان را با نام پرمهرش آغاز کردیم و همچنان به مهرش دل بستهایم برای ماندن و بهتر شدنش.
برای آلانِ عزیزم آرزو دارم به اهداف و فلسفه روز پیدایش دستیابد، تیمش قویتر از قبل پشتش بایستد، آدمهای خوبی مثل اعضای امروزش به آن اضافه شوند، مخاطبین فهیم خود را از دست ندهد و اگر شده ذرهای هم، در حال خوب دیگری سهیم باشد.
زهرا نقی بیرانوند