چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۱:۳۵

دلنوشته

یک روز حال زمین خوب خواهد شد

یک روز حال زمین خوب خواهد شد

دلنوشته الهه طباطبایی، خبرنگار سرویس فرهنگی مفدابابل

بوی کتاب‌های تست، ساعت زمان‌دار، چرک‌نویس‌های پر شده از فرمول‌های مختلف و راه حل‌های کیلومتری، چاشنی بی‌تکرار روزهای انتظار آزمون شده بودند.

وقفه‌ای که بین غرق شدن لا به لای خطوط هایلایت شده‌ی کتاب‌های درسی می‌افتاد، ذهن‌ها را به سوی روز اعلام نتایج، لحظه‌ی به اتمام رسیدن سختی‌های کنکوری بودن پرواز می‌داد.

رویای عبور از خط پایان این رقابت، به ریه‌های خسته‌ی داوطلبان، هوای بیشتری می‌رساند تا در چشم بر هم زدنی، به پاهای نیمه‌جانشان توان ادامه دادن دهند.

حوزه‌ی آزمون همان بود، پاسخ‌نامه همان، دفترچه‌ی سوالات همان، مداد و پاک‌کن همان. تنها مهمان جدید جمع، پوشش سفیدی بود که قبل از رفتن به تن آزمون دهندگان، قسمتی از چهره‌شان را پوشانده بود.

ماه‌ها از بستری شدن زمین می‌گذرد؛

مدت زیادی‌ست که مردم شهر پا به زندگی جدیدی گذاشته‌اند و با حال این روزهای خاکستری، اخت شده‌اند.

برای خانه‌نشینان، شبکه‌ی خبر، آمار مرگ و آوای حزن‌آلود کادر درمان و برای تمام کسانی که از آزمون سربلند بیرون آمده بودند، تک صندلی‌های بی‌سرنشین، تریای خالی از مشتری چای ٩ صبح، سالن‌های سوت و کور از همهمه‌ی دانشجویان بعد از آخرین کلاس روز و محوطه‌ی تهی دانشگاه، غم‌بارترین تصاویر غیر منتظره‌ از این زندگی جدید را می‌ساخت.

هر چند سخت، همه این را پذیرفته‌اند و بی هیچ جدلی ادامه می‌دهند.

عضو جدید روزمره‌هایشان، مدتهاست جا خوش کرده، اما باور دارند که به زودی ترکشان خواهد کرد.

امید می‌گوید، یک روز روزنه‌ی نوری از میان این ابرهای تیره‌ی احاطه‌گر خواهد تابید، یک روز لبخند عابرین بدون مانعی نمایان خواهد شد، یک روز غلغله‌ی مسیر دانشگاه شادی‌بخش خواهد بود، یک روز حال زمین خوب خواهد شد.