به گزارش مفدا شاهرود، سوت زدن یا نظارت اجتماعی یکی از عوامل بسیار تأثیرگذار در جلوگیری از فساد و تخطیهای اخلاقی و سازمانی است. امور فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شاهرود در این زمینه مسابقهای را به مناسبت دهه فجر در بین اساتید، کارکنان و دانشجویان دانشگاه برگزار کرد. در نهایت دکتر "فاطمه سعیدی" متخصص اطفال، "هستی تیموری" دانشجوی رشته پزشکی و "مرادعلی باقری" کارشناس بودجه دانشگاه به ترتیب به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی شدند.
گفتنی است به سه نفر برتر به ترتیب ۳۰۰، ۲۰۰ و ۱۵۰ هزار تومان به همراه یک لوح سپاس اهدا می شود. دیگر شرکت کنندگان این مسابقه نیز به رسم یادبود یک لوح سپاس و یک کارت هدیه به مبلغ ۵۰ هزار تومان دریافت میکنند.
پنج پرسش طراحی شده در این مسابقه به شرح زیر است:
۱- در کمدی مشهور "نورمن پلیس میشود"، نورمن ویزدوم کمدین مشهور انگلیسی چون نمیتواند پلیس شود پنهانی لباس پلیس را میپوشد و داور مسابقه فوتبال کودکان میشود. بدون آنکه بداند سوت زدن او چه تأثیری دارد پیاپی سوت میزند و لشکری از پلیس را دنبال خود میکشاند که احتمالا فکر میکنند جرمی اتفاق افتاده است. تحلیل شما از این سکانس چیست؟
۲- فکر میکنید چرا کارمندان سازمانهایی که در آن تخلفات بزرگ روی میدهد، تخلفات را قبل از نجومی شدن گزارش نمیدهند؟ راه حل چیست؟ (فرض بر ذینفع نبودن است)
۳- سوت زدن یا نظارت اجتماعی در نظر شما چیست و چه فایدهای دارد؟ کدام حکم دینی مسلمانان را به سوت زدن تشویق میکند؟
۴- وظیفه مردم در پیشگیری از رشد قارچ گونه سلاطین مختلف چیست؟
۵- بیشترین جایزه در تاریخ برای سوت زدن چه مبلغی بوده است؟ آیا در ایران نظام تشویقی و یا حمایتی برای سوت زدن داریم؟ چقدر موثر است که مثلا در اختلاس مشهور سه هزار میلیاردی، پنج درصد به فاش کننده اختصاص مییافت و از وی حمایت میشد؟
در ادامه اطلاعیه امور فرهنگی دانشگاه درخصوص برترین تحلیلهای کارشناسان از موارد مطرح شده را میخوانیم:
دانشگاهیان عزیز
با پایان یافتن مسابقه بزرگ سوت زدن و جمع آوری پاسخهای شما عزیزان و اضافه کردن نکاتی چند جوابهای این مسابقه جذاب را با هم مرور میکنیم.
این مسابقه با توجه به استقبال شما ماهیانه در قالب تحلیل فیلمهای سینمایی و یا عکس و نقاشی تکرار خواهد شد حضور همه شما در این طرح و استفاده از نظرات شما برای بهبود این برنامه مایه افتخار است.
اسماعیل عاشوریان
مدیر فرهنگی دانشگاه
سوال اول
در ابتدای سکانس میبینیم که نورمن با لباس پلیس نمیتواند به افراد بزرگسال چیزی بگوید و میترسد و از کافه بیرون میآید و همین که میبیند کودکی در حال بازی در خیابان است به وی تذکر میدهد (زور قانون به ضعیفترها میرسد)
نورمن به خاطر پوشیدن لباس پلیس و استفاده از آن سوت توانست این گروه عظیم را جمع کند هر چند به اشتباه و اینکه مامور قانون باید خیلی حواسش به کارهایی که انجام میدهد باشد چراکه جامعه به او نگاه دیگری دارد و از زاویه دیگر هم میتوان به این موضوع نگاه کرد و آن این است که در لباس قانون راحتتر میشود تخلف کرد.
بچه ها جای بازی ندارند بنابراین مجبور میشوند در خیابان بازی کنند (نبود امکانات و رفاه و عدالت زمینه تخلف را فراهم می کند).
او داور است درحالیکه نه لباسش واقعی است نه خودش داور است و نه داوری بلد است و فقط صرف حضور در آن موقعیت داوری را برایش فراهم کرده است هر چند تلاشش را میکند.
او داور کودکان است که او را در همان حال و هیبت میپذیرند (معصومیت اولیه اجتماع).
بچه ها در وسط بازی تخلفاتی را انجام میدهند یا بر اثر شیطنت و عمدی و یا غیر عمدی ولی حرف داور را گوش میدهند.
پلیس با صدای سوت هوشیار میشود و دنبال تخلف احتمالی میگردد مهم این است که سوت اول زده شود.
سهم این تخلف نسبت به تخلفات اجتماع بسیار کم است ولی عده زیادی از افراد پلیس در این فیلم دنبال این تخلف میروند در حالی که تخلفات بزرگتری اتفاق میافتد ( نقش رسانهها در بزرگ جلوه دادن برخی اخبار و کمرنگ کردن و یا بایکوت کردن برخی دیگر و اولویت دادن به یک فساد برای مخفی کردن سایر فسادها و یا انحراف افکار عمومی برای پیشبرد مساله ای دیگر )
عدم برنامه ریزی،صحت سنجی و آینده نگری پلیس برای یک تخلف، که یک موضوع ساده را تبدیل به یک بحران شهری کرد.
همه افراد پلیس درگیر موضوعی کوچک شدند و اگر در همان لحظه در گوشه دیگر شهر اتفاقی می افتاد کسی پاسخگو نبود.
عدم آموزشهای لازم به نیروها باعث شد که به محض شنیدن صدای سوت طبق پروتکل خودشان عمل کنند و دنبال سوت زن اول بدوند هیچ خلاقیت و تفکر شخصی در کار نبود (فیلم عصر جدید چارلی چاپلین) هیچ کس از دیگری نپرسید ما برای چه میدویم.
خود نورمن هم در میان افراد پلیس باورش شد که پلیس است و وارد ماجرا شد .گاهی آنقدر دروغها باور پذیر است که خود دروغگو هم باور میکند. در فیلم یوزارسیف کاهن بزرگ با اینکه خودش صدای مجسمهها را در میآورد کم کم این مجسمهها را خودش هم مقدس میدانست.
سوال دوم
دلیلی زیادی برای عدم گزارش تخلف توسط کارکنان وجود دارد: امنیت شغلی، محافظه کار بودن، بیمسئولیتی، اخراج، خراب شدن وجهه شغلی، قدرتمند بودن افراد متخلف، پنهانکاری متخلفان، به چشم نیامدن خلاف در وهله اول، نبودن روحیه امر به معروف و نهی از منکر، روزمرگی و سر در زیر برف کردن.
راه حل:
قوی و پاک شدن دستگاههای نظارتی و تصویب قانون حمایت از سوتزنها، آموزش لازم به کارمندان و مدیران، متناسب سازی درآمدها، ترویج اخلاق اسلامی و جذب نیرو بر اساس استانداردهای جدید چرا که راهحلهای جذب نیرو در حال حاضر اصلا کارآمد نیست.
سوال سوم
حساس بودن نسبت به اجتماع و محیط پیرامونی خود و مسئولیت پذیری و احساس تعلق به سازمان و جامعه.
امر به معروف و نهی از منکر واجبهای فراموش شده دینی همان احکام سوت زدن هستند. در جواع غربی با نام نظارت و کنترل اجتماعی و در جامعه به سوت زدن مشهور است.
سوال چهارم
وظیف اول مردم در مواجهه با سلاطین قبل از افشا همان نظارت اجتماعی است که مفصل در مورد آن صحبت شد.
بعد از افشا وظیفه مردم مطالبهگری برای محاکمه آنان است تا در سایه تبلیغات و زر و زور فراموش نشود. مردم باید مجازات سلاطین را ببینند تا باور کنند که نظارت اجتماعی جواب میدهد.
سوال پنجم
بزرگترین جایزه در نظام هستی رضایت خداوند و داشتن جامعه سالم است ولی تشویق به این موضوع خیلی کمک میکند. جایزه ۱۰۴ میلیون دلاری به آقای بریدی بیرکنفلد برای افشای فساد مالی بانک سوئیسی در فرار از مالیات بیشترین جایزه برای سوت زدن بوده است.
در ایران قانون جامعی برای سوتزدن نداریم ولی برخی از ادارات و سازمانها خودجوش برای افشا در زیر مجموعه خود جوایزی قرار دادهاند که البته کافی نیست و باید در کل سازمانها و شرکتها تسری یابد.
با روی کار آمدن آقای رئیسی در قوه قضائیه این روند شروع شده است و البته تا رسیدن به منزل مقصود راه زیادی وجود دارد که تک تک ما وظیفه داریم این موضوع را در خودمان و اطرافیانمان نهادینه کنیم.