به گزارش مفدا رفسنجان، پرستاری، عاشقیست، پرستار که شدی باید خودت را وقف بیماران کنی، نه تعطیلی داری و نه آرامش؛ اصلا چیزی به نام آرامش در فرهنگ لغت پزشکی برای پرستاران، ترجمه نشده است.
اگر دو شیفت کار کرده باشی تا بتوانی از پس خرج و مخارج زندگی هم بر بیایی که دیگر نه روز داری و نه شب! حالا اگر شب را بالای سر بیمار بودی و روز بعد هم در جایی دیگر به بیماران خدمت کردی که دیگر نه برای خودت هستی و نه برای خانواده!.
بیماران و خانوادههای آنها هم از نخستین کسی که توقع و انتظار دارند همین پرستار است، پزشک میاید ویزیتی می کند و میرود، بهیار میاید چکابی انجام میدهد و رد می شود، آشپز غذایی میآورد و خدماتی هم چند دقیقهای نظافت می کند و رد میشود اما آنکه می ماند تا آخر پرستار است؛ اوست که باید بماند تا بیمار راحت باشد .
اگر بیماری گفت "آخ" اوست که باید بر بالینش حاضر شود و این پرستار است که باید گوش به زنگ باشد تا اگر نیاز شد خود را به بیمار برساند.
پرستار همان کسیست که اگر صبح تا شب و شب تا صبح برای بهبودی بیمارش بیدار ماند و پرستاری کرد اما تلاش هایش بینتیجه بود و بیماری خدای ناکرده فوت کرد، حال بدی به او دست میدهد و او به خاطر نزدیکی با بیمار، قبل از خانواده بیمار، غصه میخورد و بیتاب میشود. و حالا باوجود ی سال از گذشت شیوع ویروس کرونا کار و تلاش پرستاران این مدافعان سلامت بیش از همیشه سخت و توانفرسا است. در این شرایط سخت باید با مراقبت از خود در برابر کوید۱۹ کار پرستاران را سختتر نکنیم و اگر از دستمان برامد گاهی نیز از این پرستاران دلسوز پرستاری کنیم که خسته و نیمجان همچنان در سنگر مبارزه با بیماری و تیمارداری مشغول به تلاش هستند.
تلخ و شیرین پرستاران در کنار بیماران کرونایی
نسترن طالبی یکی از پرستاران بخش اورژانس بیمارستان مسیح دانشوری نخستین پرستاری بود که در این بیمارستان به کرونا مبتلا شد و خوشبختانه نجات یافت. او میگوید: «روزی که لباس سفید پرستاری به تن کردم فکر نمیکردم چند سال بعد سروکله چنین بیماری عجیبی پیدا شود و همه دنیا را درگیر کند. من اولین پرستاری بودم که به کرونا مبتلا شدم. اواخر بهمن سال گذشته، علایم نفس تنگی و تب و خستگی داشتم. تصور میکردم آنفلوانزا گرفتهام اما وقتی کیتهای آزمایش کرونا به بیمارستان رسید مشخص شد کرونا گرفتهام. همسرم هم مبتلا شد و هر دو در خانه قرنطینه شدیم. از شدت نفس تنگی و بیحالی و ضعف، زمینگیر شده بودیم. بیمارستان مسیح دانشوری بلافاصله سانتر بیماران مبتلا به کرونا شد و همه برای مقابله با این بیماری آماده شدیم.
روزهایی که قرنطینه بودم دلم پیش همکارانم بود، همه امید داشتیم بحران تا اردیبهشت تمام شود. روز اول عید وقتی تستم منفی شد بلافاصله به بیمارستان برگشتم. افزایش بیماران مبتلا به کرونا و افراد بدحال ما را از نفس انداخته بود. در آی سی یو وقتی کد ۹۹ برای یک بیمار بدحال اعلام میشود باید بیمار را احیا یا اصطلاحاً سی پی آر کنیم. حالا تصور کنید همزمان چند بیمار کد میخوردند. در این گیرودار هرهفته تعدادی از پرستاران هم مبتلا میشدند و بقیه باید جای آنها را پر میکردند. ۹۰ درصد پرسنل کادر درمان و پرستاران بیمارستان مسیح دانشوری به کرونا مبتلا شدند که بلافاصله بعد از بهبودی برمیگشتند.»
نسترن لحظههای تلخی را که دراین ۱۰ماه تجربه کرده این طور روایت میکند: «این مدت لحظههای تلخ زیادی را دیدم و اشک ریختم. یک بار مرد ۳۸ سالهای که کارمند بانک بود با نفس تنگی شدید در بخش ما بستری شد. مسئولیت این بیمار که با دستگاه پرفشار اکسیژن نفس میکشید با من بود. چند روز بعد وضعیت بهتری پیدا کرد و غذا خورد و با من حرف زد. فردا وقتی برای تحویل گرفتن شیفت آمدم دیدم تختش خالی است؛ گفتند شب کد خورد و فوت کرد.»
حال ۱۰ ماه از این بحران می گذرد روز به روز به تجربه مدافعان افزوده می شود مدافعانی که خود خط مقدم خطر به بیماران خدمت می کردنداما با وجود این همه از خود گذشتگی وایثار و گذشتن از دلخوشی و خانواده و حتی فرزندان خود محروم بودند.
امین شاطریان محمدی کارشناس پرستاری دارد و ۱۳ سال از عمر خود را پای خدمت در این شغل مقدس و بیماران کرده است. او درباره خاطرات و تجربیات خود درمقابله با ویروس کرونا میگوید: در این ۱۰ماه بحران کرونا روزگار بر ما بسیار سخت گذشت گاهی کمبود امکانات و تجهیزات داشتیم و در کنار آن با افزایش چند برابری تعداد بیماران این عمال به پرستار فشار سختی وارد می کند. در این شرایط اما بهترین خاطره شیرین ما بهبودی بیماران مسن مبتلا به کرونا بود./انتهای پیام